فریاد رسی می آید

با سلام. برای آگاهی از مطالب موجود به آرشیو مراجعه کنید توصیه می گردد ابتدا اولین آرشیو را (مرداد ماه ) مطالعه فرمایید

 
نگاهی به دوران طلائی پس از ظهور
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۳
 

تا آن جا که در حافظه تاریخ به یادمانده است هیچ گاه انسان از اندیشه و رویای بهتر زیستن فارغ نبوده و همیشه نگاهش برای یافتن آینده ای بهتر در سایه عدل و مساوات و امنیت کامل دوردست هار ا نظاره می کند . این رؤیا، در زندگانى انسان به گونه هاى مختلفى تبلور یافته و بارزترین نمونه از آن را در اندیشه مدینه فاضله مى یابیم

انسان با توجه به طبع جستجوگرش، همواره به سرانجام دنیا مى اندیشیده است. همه ادیان الهى و بیشتر مکاتب بشرى درباره پایان تاریخ اظهار نظرکرده اند . در همه پیشگویى هاى مربوط به آخرالزمان، خبرهاى نگران کننده اى وجود دارد، ولى اغلب بر این امر اتفاق نظر دارند که پایان کار بشر، روشن و امیدوارکننده است. در متون زرتشتى به صراحت از دوره طلایى بشر در پایان جهان یاد شده که پس از آشوبها و بلاهای بسیار ,با ظهور سوشیانس آخرین منجى آن دوران طلایی بشر محقق خواهد شد. در ادیان ابراهیمى، بیش از آیین ها و مکاتب دیگر بر دوره طلایى بشر در پایان تاریخ، تاکید گردیده و در عهد عتیق، برقرارى سعادت و عدالت در سراسر جهان پیش بینى شده که به وسیله "ماشیح " محقق مى شود. در عهد جدید نیز به این مطلب پرداخته شده و در مکاشفه یوحنا نیز به برقرارى صلح وآرامش جهان در پایان آن اشاره شده است. دیدگاه قرآن نیز درباره سرانجام بشر، خوش بینانه بوده و در آن، پایان دنیا را روشن و سعادت آمیز میداند.

البته عده ای به اشتباه اعتقاد دارند که ظهور همان قیامت است و پس از آن زندگی نخواهد بود

در پاسخ باید گفت که قیامت غیر از ظهور است.

امام خامنه ای مد ظله در این باره فرمودند: «بعضی خیال می کنند حضرت که آمدند، آخر دنیاست! نه، تازه شروع دنیا و شروع تاریخ بشریت است، حرکت تاریخی انسان آن وقت است، آنوقت است که استعدادهای انسان ظهور خواهد کرد. هنوز این دانشی که بشر تا امروز پیدا کرده، در مقابل استعدادهایی که خدا در وجود بشر گذاشته صفر است. اگر حضرت آمدند و دنیا پر از عدل و داد شد ولی آن هنگام، آخر عمر باشد و منتظر صور اسرافیل باشیم این که کار نشد، بشر، چند هزار سال با این زحمت کار کند، بعد حضرت بیایند و دنیا را پر از عدل و داد کنند و بعد هم دنیا تمام شود. وقت ظهور حضرت، دنیا تازه شروع می شود با آمدن حضرت اول زندگی بشر، اول تاریخ و اول رشد و تعالی بشری به صورت کلان است.

انتظار، سال سوم، شماره هشتم و نهم، تابستان و پاییز 1382، فصلنامه علمی تخصصی ویژه امام مهدی(عج) صفحات 9 و 10.


جهان نفس تازه می کند


انسانها همیشه در آرزوی رسیدن به جامعه ای هستند که در آن، آسایش، رفاه، امنیت و خواسته های معقول وجود داشته و به آسانی به آن برسند، عدالت و برابری نیز خواسته آرمانی دیگر انسانهاست. در نگرش قرآن، آفرینش و کیهان برای انسان و تأمین نیازهای مادی و معنوی اوست، از این روی عظمت انسان وقتی روشن می شود که عظمت هستی شناخته شود. وقتی این رویکرد و نگرش در قرآن نسبت به انسان وجود دارد، باید هدفی مهم وغایتی بزرگ برای او در پیش روی باشد. بعثت انبیای الهی را نیز می توان از عظمت انسان و اهمیت وجودی او شمرد که خداوند او را بزرگ داشته و تکریم نموده و رسولانی از جانب خود برای آشنایی با زندگی درست و راه راست در خدمت انسان قرار داده است. این انگیزه نیز از غایتی بزرگ برای انسان خبر می دهد. از این روی، انسان با تأمل در این امور، به تأمل در هدفی بزرگ می رسد که آینده او را تعیین می کند.

دانشمندان بزرگ برای رسیدن انسان به بستر حرکت به سوی تعالی و جامعه ای ایده آل برنامه و طرحهای علمی آرمانی ترتیب داده اند تا انسان ضمن رسیدن به نیازهای «ادنی» به نیازهای «اعلی» متوجه و متمرکز شود. افلاطون نقشه «اتوپیا» برای انسانیت طرح می کند. ابونصر فارابی از «مدینه فاضله» سخن می گوید، توماس از «شهر آفتاب» می گوید، «مور» به «بهشت زمینی» نوید می دهد، مارکس جامعه بی طبقه را برای آینده تاریخ پیش بینی می کند. رویکرد نخبگان بشری به سوی جامعه آرمانی و رسیدن به آن بوده و برای رسیدن به آن طرحهای فراوانی ارائه داده اند. بنابراین انسان در هستی مقام و منزلتی دارد و رسیدن به غایت عالی برای او مهم است، این خود نکته ای مهم است که انسانها در کنار نیازهای مادی، به یک ضرورت توجه خاص دارند و آن هدفمندی تاریخ است. هر کس بر اساس جهان بینی خود هدفی برای تاریخ پیش بینی می کند. پیامبران الهی از آن غایت سخن گفته اند و برای تحقق آن کوشیده و در این راه ایثار و جهاد نموده اند. پیشوایان راستین ما نیز از آن سخن گفته اند و از آینده پیش روی انسان و شرایط آن خبر داده اند، اما همواره موانعی برای رسیدن انسان به این مرحله از معرفت وجود داشته، در این راستا سؤالهایی مطرح می شود. جوامع انسانی به سوی تشکیل جامعه ای بزرگ در حرکتند که آرمانهای مشترک و بزرگ داشته باشد؟ جهت حرکت و رویکرد جامعه جهانی به کدام سوی رهبری می شود؟ توصیف جامعه ای که فراروی بشر است، چگونه است؟ آیا جامعه ای که شیعه در عصر ظهور در انتظار آن است، همان جامعه آرمانی تمام انسانهاست؟ خلاصه اینکه جامعه مهدوی چگونه جامعه ای است و چه مشخصاتی دارد که میتواند جامعه آرمانی مشترک بین انسانها باشد

؛ انسان قرنهاست در حسرت ایجاد امنیت در جهان است، سلاحهای آتشین و بمبهای اتم علاوه بر خاک و خون کشیدن انسانها، موجودات دیگر را نیز به آتش خشم و هوی و هوس می سوزاند و نظام هستی را به هم می زند، در روزگاری که جنایتهای استعمارگران و امپریالیسم و صهیونیسم، انسانیت را به ستوه آورده و از زندگی نا امید کرده و یأس را بر زندگی انسانها حاکم نموده است، انسان عصر حاضر چشم انتظار نجات بخش آسمانی است، چنانکه پیش از برانگیخته شدن انبیای الهی، در چنین انتظاری به سر می برد. . دین اسلام ایدئولوژی و جهان بینی استواری برای رهایی انسان از سرابهای مهلک ارائه داده و از منجی بزرگی سخن گفته که فراتر از اندیشه های زمینی  است. شیعه جامعه ای آرمانی را برای رهایی از زنگارها و زنجیرهای اسارت قابل تحقق و تجلی می داند که با ندای فطرتهای پاک سازگار است و به تشکیل جامعه مهدوی منجر خواهد شد.

 

 

سالهاست که از شروع غیبت حضرت ولی عصر ارواحنافداه می گذرد و چه بسیار منتظران دلسوخته ای که حسرت به دل ماندند و آرزوی ظهور مولا را با خویشتن به زیر خاک بردند،چه بسیارند آنان که هم اکنون بی صبرانه، پایان شب سیاه غیبت و ظهور خورشید امامت را به انتظار نشسته اند. درست است که پیشوایان معصوم علیه السلام از تعیین وقت برای ظهور نهی کرده اند ، اما از سوی دیگر همواره روح امید و انتظار را در میان شیعیان و پیروان خویش زنده نگاه داشته اند.

با مرور روایات در می یابیم که فتنه ها و آزمایش های عصر ظهور سخت و پیچیده خواهد بود و این خود هشداری است برای همگان که پیوند معنوی و ارتباط قلبی خویش را با امام عصر علیه السلام مستحکم ساخته و با توسل به ائمه ی اطهار علیهم السلام به ویژه ساخت مقدس امام زمان علیه السلام ثبات قدم ، یقین کامل، معرفت ، بصیرت و ملکه ی فرقان برای شناخت حق و باطل را از این بزرگواران طلب کنند تا مبادا خدای ناکرده در گیرو دار رویدادهای پیش از ظهور و دوران ظهور اسیر فتنه ها و فتنه گران شده یا به وادی شک و حیرت بیفتند

 

بسیاری از مردم خصوصاً شیعیان خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام که با دیدگانی اشکبار از درد هجران و دلی خونبار از طول انتظار چشم به راه ظهور منجی عالم بشریت، امام عصر حضرت بقیة‌الله روحی فداه می‌باشند، بسیار علاقه‌مند هستند که بدانند چهره‌ی جهان هستی در دوران پرشکوه دولت حق و وضع زندگی در ایام ظهور منتقم خون ستمدیدگان و حامی مستضعفان حضرت صاحب‌الزمان علیه‌السلام چگونه خواهد بود؟!

 

حقیقتا جامعه مهدوی چه ویژگیهایی را داراست که این چنین همگان از ابتدای خلقت تا کنون آرزوی تشکیل چنین جامعه ای را داشته اند و تلاشهای انبیاء الهی هم در راستای ایجاد چنین جامعه ای بوده است

 

در راس جامعه مهدوی پیشوا و امامی  خواهد بود که

وجه اللّه است و مظهر جمال وجلال خداست

باب اللّه است و دروازه همه معارف الهى

نور اللّه است و  نور خاموشى ناپذیر خداو  ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى

علم الهدى است و نشان مسیر حقیقت  و پرجم هدایت

عین الحیوة است و منبع حیات حقیقی

العدل المشتهر و ناشر العدل است و عدالت مشهور و تحقق بخش عدالت موعودو برپا دارنده عدالت

السیف الشاهر است و شمشیر از نیام برآمده در اقامه عدل و داد

ربیع الأنام و نضرة الأیّام است و سرفصل شکوفایی انسان و سرّ سرسبزی دوباره تاریخ

محیى المؤمنین  و معزّ المؤمنین است و احیاگر مؤمنان و حیاتبخش دلهاى اهل ایمان و عزت بخش مومنان

منجى المستضعفین است و  نجات دهنده مستضعفان و رهایی بخش استضعاف کشیدگان

معدن العلوم النبویّه است و گنجینه دانشهاى پیامبرى و خزانه معارف نبوى.

المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن است و ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحیاء الکتاب وحدوده است و  امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

مؤلف شمل الصلاح و الرضااست و الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستکارى

بقیّة اللّه باقیمانده خدا در زمین و ذخیرةالله ذخیره ی خدا بر روی زمین است

وعداللّه الّذى ضمنه است و وعده ضمانت شده خداو پیمان تخلّف ناپذیر الهى


. حکومتی که در راس آن رهبری مانند حضرت مهدی علیه السلام با صفاتی بارز قرار دارد که درهای دانش به روی او گشوده است، طبعا از نظر علمی پیشرفت شگفت انگیزی خواهد داشت. در حکومت آن حضرت با اجرای برنامه های آسمانی آن چنان انسان ها از نظر شخصیت پرورش می یابند که گویی آنان غیر از انسان هایی هستند که در گذشته زندگی می کرده اند.

اقتصاد جامعه شکوفا گشته و فقر و تنگدستی رخت برمی بندد. آبادانی همه جا به چشم می خورد و بازرگانی رونقی شایان توجه می یابد و کشاورزی بر اثر فراوانی باران رونق می یابد. در روایت است که خداوند برای او(مهدی عج) برکت را از آسمان فرو می فرستد.

معنویت نه با علم، نه با سیاست، نه با آزادى، نه با عرصه‌هاى دیگر، هیچ منافاتى ندارد؛ بلکه معنویت روح همه‌ى اینهاست. میتوان با معنویت قله‌هاى علم را صاحب شد و فتح کرد؛ یعنى معنویت هم وجود داشته باشد، علم هم وجود داشته باشد. دنیا در آن صورت، دنیاى انسانى خواهد شد؛ دنیائى خواهد شد که شایسته‌ى زندگى انسان است. دنیاى امروز، دنیاى جنگلى است. دنیائى که در آن علم همراه باشد با معنویت، تمدن همراه باشد با معنویت، ثروت همراه باشد با معنویت، این دنیا دنیاى انسانى خواهد بود. البته نمونه‌ى کامل این دنیا در دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) اتفاق خواهد افتاد و از آنجا - من این را اینجا عرض بکنم - دنیا شروع خواهد شد.

امام خامنه ای مدظله

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=10664

علامه کورانی در وصف دوران پس از ظهور در کتاب عصر ظهورصفحه 327 چنین  می نویسد:

اگر مأموریت آن حضرت فقط برچیدن ظلم و زنده کردن دوباره اسلام و برپایى تمدن عادلانه الهى و پرتو افشانى آن بر جهان باشد کافى است ، اما علاوه بر آن ،تکامل شگرف زندگى بشر از نظر مادى نیز با مراحل گذشته ، هر چند مترقى وپیشرفته باشد قابل مقایسه نخواهد بود .

این تحول عمیق و سریع ، بسترى براى راهیابى به ژرفاى هستى و دستیابى به اسرار آسمان ها و ساکنان آن ایجاد مىکند و این موضوع مقدمه اى خواهد بود براى کشف بزرگترین رازهاى عالم یعنى گشودن درهاى علوم غیب و باخبر شدن از وقایع جهان پر رمز و راز آخرت .

اکنون ویژگی ها و خصوصیات حکومت حضرت مهدی (عج) که تاریخ بشری به سوی آن پیش می رود و همه چشم انتظار آن دوران  هستند را به طور اجمال ذکر می کنیم.  رهبری این حکومت جهانی با حجت ابن الحسن المهدی ارواحنا له الفداء خواهد بود. وقتی آن حضرت ظهور کرد حکومتش که تجسم آرمان های دیرینه بشریت مظلوم است، ویژگی هائی خواهد داشت که برخی از آنها بدین قرار است

 

1- دولت جهانی

حکومت او یک حکومت جهانی است و شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت و او وارث روی زمین و حاکم علی الاطلاق خواهد بود.

در این دوران که جهان به سوی سقوط و تباهی پیش می رود و درهای امید برای نجات بسته شده و سازمان های جهانی کار آیی لازم را ندارند لزوم حکومت جهانی بر اساس عدالت و آزادی احساس می شود مردم به دنبال منجی می گردند که آنها را از این وضعیت نجات دهد. توجه به جامعه جهانی در حال حاضر نیز ریشه در همین احساس نیاز دارد احساس نیاز به پیشوایی عادل و رهبری الهی و آسمانی که با فدرتی بی بدیل سراسر زمین را از لوث ستمگران پاک گرداند و حکومتی جهانی بر اساس فطرت انسانی و عدالت را ایجاد نماید.

2-دولت عدالت

به راستی که در قیام قائم هیج ویژگی به اندازه عدالت و مساوات برجستگی نداشته و روشن نشده است روایات بسیاری در خصوص عدالت گستری آن حضرت آمده که نشان می دهد دامنه عدالت حضرت تا اقصی نقاط عالم و زوایای ناپیدای جامعه گسترده خواهد بود

 

3-دولت کریمه

از بارز ترین ویژگیهای حکومت حضرت مهدی عج دولت کریمه است .آرمانشهری حقیقی که با امید به مدد و رحمت الهی و پس از تحقق وعده ی الهی مبنی بر وراثت و امامت صالحان  و مستضعفان و ظهور حکومت عدل مهدی عج شکل خواهد گرفت

 

4-دولت صالحان

از روزی که قابیل برادر خود هابیل را به قتل رساند تا امروز هیچگاه زمین از ظلم ظالمان تهی نبوده و زمین همواره شاهد اه و ناله مظلومان تحت ظلم بوده است . شاید در نگاه نخست چنین به نظر آید که برچیدن بساط ظالمان امری غیر ممکن است چون تا کنون چنین بوده که هرگاه نسلی از ظالمان و مستکبران نابود شدند نسلی دیگر جانشینشان شده اند. اما حکمت و مقدر خداوند بر آن قرار گرفته که بر ظلم ظالمان هم پایانی باشد چه پایانی!

 

5-دولت مستضعفان

ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین سوره قصص -2

خداوند در قرآن وعده داده است که مستضعفان را وارثان زمین خواهد کرد

امام باقر ع و امام صادق ع تحقق این وعده الهی را به زمان ظهور حضرت مهدی تعبیر کرده اند

 

6-دولت امنیت

در دوران قبل از ظهور و هنگامه ی ظهور آن حضرت شرایط ناامنی و فساد و ظلم بر جهان چیره گشته و در هر جای دنیا فریاد مظلومان خسته از ظلم و ستم به گوش می رسد  همانگونه که در حال حاضر نیز شاهد ظلمها و ناامنیها در سراسر جهان هستیم در فلسطین , بحرین ,عربستان,در کشورهای به اصطلاح متمدن غربی امنیت رخت بربسته است و روزی نیست که اخباری از ظلم و تجاوز و تعدی به انسانهای بی گناه و مظلوم را در رسانه ها نبینیم.

در حکومت حضرت مهدی عج با برنامه ریزی دقیق در مدتی کوتاه امنیت در همه ی زمینه ها به جوامع بر میگردد و مردم در سایه امنیت واقعی زندگی خواهند کرد امنیتی که تا کنون بشریت به خود ندیده است.

 

7-دولت رفاه

مدینه فاضله اسلامی مدینه رفاه و آسایش همگانی است رفاه و تنعم به شکلی که دیگر نیازمند و صاحب حاجتی در جامعه یافت نشود و دلیل مهم این امر توزیع عادلانه ثروت ها و منابع است

 

8-آخرین دولت

اخرین دولت به این معناست که هم آخرین و مترقی ترین حکومت و زمامداری است و هم به این معنا که پس از آن دولت دیگری حاکمیت نمی یابد و تا قیامت ادامه خواهد داشت.

 

اکنون به بررسی هر یک از ویژگیهای حکومت مهدوی  می پردازیم


 

1- دولت جهانی

در این دوران که جهان به سوی سقوط و تباهی پیش می رود و درهای امید برای نجات بسته شده و سازمان های جهانی کارآیی لازم را ندارند لزوم حکومت جهانی بر اساس عدالت و آزادی احساس می شود مردم به دنبال منجی می گردند که ناجی آنها از این وضعیت باشد  توجه به جامعه جهانی در حال حاضر نیز ریشه در همین احساس نیاز دارد احساس نیاز به پیشوایی عادل و رهبری الهی و آسمانی که با فدرتی بی بدیل سراسر زمین را از لوث ستمگران پاک گرداند و حکومتی جهانی بر اساس فطرت انسانی و عدالت را ایجاد نماید.

 

 

 

تمام پیامبران الهی به دنبال محقق کردن هدفی واحد بودند و آن هدایت مردم و حاکم کردن دین حق است و این همان هدفی است که همه ی دسته ها و گروه ها را زیر پرچم مهدی منتظر روحی فداه جمع میکند

هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون

او همان کسی است که رسولش را با هدایت و دین ارسال کرد تا علی رغم مشرکان آن را بر تمام ادیان حاکم گرداند    سوره توبه 33

امام موسی بن جعفر(ع) در ذیل این آیه  فرمودند: هنگام قیام مهدی عج است که اسلام را بر تمام ادیان حاکم می گرداند      منتخب الاثر ج2 ص 35

وجود نجات‌ بخشی‌ که‌ بشریت‌ را به‌ سوی‌ آسایش‌ و رهایی‌ و ایجاد جامعه‌ جهانی‌ متکی‌ بر عدالت‌ و آزادی‌ و حقیقت‌ سوق‌ دهد، در تمام‌ کتب‌ و صحف‌ آسمانی‌ و مذاهب‌ گوناگون‌ خبری‌ متواتر است‌. این‌ مطلب‌ صرفاً یک‌ خطابة‌ مذهبی‌ یا شعاری‌ دینی‌ نیست‌ بلکه‌ حقیقتی‌ است‌ که‌ از واقعیت‌ نشأت‌ گرفته‌ و در اعماق‌ اندیشه‌ و ضمیر وجود انسان‌ نهفته‌ است‌. هر انسان‌ صاحب‌ دردی‌ که‌ ناراحتی‌ و فشار و ترس‌ و ناامنی‌ را چشیده‌ باشد به‌ آن‌ ایمان‌ دارد. هر عقل‌ و اندیشه‌ای‌ به‌ راحتی‌ می‌فهمد که‌ بنای‌ جهان‌ بر عدالت‌ و توازن‌ است‌ نه‌ ظلم‌ و هرج‌ و مرج‌ و هرگونه‌ هرج‌ و مرجی‌ ساخته‌ دست‌ بشر است‌ و اگر عدالت‌ بر جهان‌ حاکم‌ نشود آنگاه‌ عدالت‌ الهی‌ امری‌ لغو، عبث‌ و بیهوده‌ محسوب‌ می‌گردد. در حالی‌ که‌ عدالت‌ هدف‌ همه ادیان‌ و رسالت‌ دین‌ اسلام‌ است‌ که‌ مخاطبش‌ همه بشریت‌ بوده‌ است‌ و توان‌ بالایی‌ در ایجاد وحدت‌ جهانی‌ دارد که‌ نقطة‌ شروعش‌، برادری‌، صلح‌، گذشت‌، چشم‌پوشی‌ و وحدت‌ است‌

اسلام‌ دینی‌ جهانی‌ است‌ که‌ قوام‌ بخش‌ بنای‌ جامعه‌ بشری‌ است‌ چنان‌ که‌ خداوند به‌ پیامبرش‌ خطاب‌ کرده‌:
و ما أرسلناک‌ إّلا رحمة‌ للعالمین‌  تو را مایه‌ رحمت‌ برای‌ جهانیان‌ فرستادیم‌.     سوره‌ انبیاء(31) آیه‌ 107


و ما أرسلناک‌ إّلا کافّة‌ للنّاس‌ تو را بر همة‌ مردم‌ فرستادیم‌.     سوره‌ سباء(34) آیه‌ 28


این‌ دینی‌ که‌ روزی‌ جهان‌ را از سردرگمی‌ جهالت‌ و ظلمات‌ حیرت‌ نجات‌ داد روزی‌ دوباره‌ با عزت‌ و به‌ اذن‌ خداوند ـ تبارک‌ و تعالی‌ ـ برای‌ نجات‌ و خلاصی‌ بشریت‌ و سروری‌ مسلمانان‌ باز خواهد گشت‌ که‌ قرآن‌ کریم‌ بدان‌ چنین‌ بشارت‌ داده‌ است‌:
و نرید أن‌ نمنّ علی‌ الّذین‌ استضعفوا فی‌الارض‌ و نجعلهم‌ أئمّة‌ و نجعلهم‌ الوارثین‌
ارادة‌ ما بر این‌ تعلق‌ گرفته‌ که‌ محرومان‌ زمین‌ را امام‌ و وارثین‌ زمین‌ گردانیم‌.    سوره‌ قصص‌(38) آیه‌ 5

خداوند تعالی‌ در قرآن‌ کریم‌ می‌فرماید:
هوالذی‌ أرسل‌ رسوله‌ بالهدی‌ و دین‌ الحق‌ لیظهره‌ علی‌الدین‌ کلّه‌ و لوکره‌ المشرکون‌. سوره‌ توبه‌(9) آیه‌ 33
او همان‌ کسی‌ است‌ که‌ رسولش‌ را با هدایت‌ و دین‌ حق‌ ارسال‌ کرد تا علی‌رغم‌ میل‌ مشرکان‌ آن‌ را بر تمام‌ ادیان‌ حاکم‌ گرداند.


امام‌ هفتم‌(ع‌) ذیل‌ این‌ آیه‌ فرمودند:
یظهره‌ علی‌ جمیع‌ الادیان‌ عند قیام‌ القائم‌(ع‌).
هنگام‌ قیام‌ مهدی‌(ع‌) است‌ که‌ اسلام‌ را بر تمامی‌ ادیان‌ حاکم‌ می‌گرداند
.  الکافی‌، کتاب‌ الحجة‌، ج‌ 1، ص‌ 432، ح‌ 91 به‌ نقل‌ از: منتخب‌الاثر، ج‌ 2، ص‌ 35

از برنامه های امام مهدی (ع) تشکیل حکومت فراگیر جهانی است، و اداره همه اجتماعات از یک نقطه و با یک سیاست و برنامه. در آن دوران و به دست امام بزرگ انسان، آرمان والای تشکیل جامعه بزرگ بشری و خانواده انسانی تحقق می پذیرد، و آرزوی دیرینه همه پیامبران و امامان و مصلحان و انسان دوستان برآورده می گردد.

پیامبر اکرم (ص) فرمود:
... و الذی بعثنی بالحق نبیا لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد، لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه ولدی ... و تشرق الارض بنوره و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب
... سوگند به آنکه مرا به حق به پیامبری برانگیخت اگر از دنیا جز یک روز نماند، آن روز را خداوند می گستراند تا فرزندم مهدی قیام کند. پهنه زمین به نور او روشن گردد و حکومت او شرق و غرب گیتی را فرا گیرد

کمال الدین 1/280

 

در اولین گام برای ایجاد حکومت جهانی ایمان آوردن پیروان ادیان دیگر به حضرت مهدی عج و گرد آمدن زیر پرچم حاکمیت ایشان می باشد و در ثانى حقیقت همه ادیان، دعوت جوامع وملت هاى بشرى به همبستگى و اتحاد زیر پرچم ایمان به خدایى واحد بوده است، و ارزش ها و باورها و مسلمات مشترکى که رفتار و منش انسانى را در تمام جهان مستحکم کند . به همین جهت است که تمام ادیان، توقع و انتظار ظهور مهدى (ع) را دارند، و آن زمان که ظهور کند با علائم و نشانه هایى که به راحتى شک را از آن ها برطرف مى کند به شخص او ایمان مى آورند. آرى، به همراه او عیسى بن مریم (ع)، خروج مى کند و پشت سر حضرتش نماز مى خواند.

از امام باقر(ع) نقل شده است: وقتى حضرت مهدى (ع) قیام کند، پرچم رسول خدا، انگشتر سلیمان و سنگ و عصاى موسى را ظاهرمى کند. غیبة نعمانى ص 238 به نقل از موعود نامه

در روایت دیگری از امام محمد باقر ع نقل شده : وقتی که ده هزار نفر نزد او جمع می شوند هیچ یهودی و مسیحی و هرکه غیر خدا را می پرستد باقی نمی ماند جز آن که به او ایمان می آورد و تصدیقش میکند و یگانه امت امت اسلامی می شود

نور الابصار باب 2 ص 155 به نقل از: امام مهدى (ع)از ولادت تا ظهور ترجمه دکتر فریدونى 587.

حضرت مهدى (ع) در خلال ارتباطات جهانى وتوانایى و قدرتش بر یکى کردن روش ها و منش ها در تمام نقاط جهان، جهانى کردن خویش را به ظهور مى رساند. حضرت صادق (ع) در مورد نداى آسمانى فرمودند: هر قومى به زبان خویش آن صدا و ندا را مى شنود

بحار الانوار ج 52 ص 205.

و این در حالى است که زبان، یکى از مشکل ترین و جدى ترین موانع و سدها در مسیر ارتباطات بشرى است که ازگفت وگوها و ایجاد ارتباطات متقابل ممانعت به عمل آورده و آن ها را به جدایى و تفرقه و گوشه نشینى سوق می دهد اما حضرت مهدی عج با هر قومی با زبان خودشان سخن خواهد گفت.

جهان بشرى که از بحران ها ضربه هاى فراوان خورده است در مسیر جهانى شدن به سمت مخالف تحقق سعادت بشرى سیر مى کند، حال آن که بشریت آرزویش عدالت است که از درد فراقش هماره به خود پیچیده است. درخت صبر و تحمل بشریت در این راستا آن زمان که آن امام منتظر، پرچم عدالتش را بر سر ظلم وستم مى کوبد به گل خواهد نشست.

پس از تحقق عدالت، امنیت گسترش مى یابد، جرم و خلاف کارى ها پنهان و ناپیدا مى گردد. امام باقر(ع) درباره امنیت و امان در زمان حضرت مهدى (ع) مى فرمایند: پیرزنى ضعیف و ناتوان از شرق به سمت غرب جهان مى رود و احدى او را اذیت و آزار نمى کند. ینابیع الموده ص 423.

با از بین بردن مرزها و حدود جغرافیایى، حکومت جهانى حضرت مهدى (ع) تکامل مى یابد. و موانعى که به دست خود بشر ساخته شده برداشته مى شود و او به منتهاى آرزو وخواسته اش که آزادى در عمل و تحریک زندگى و حیاتش مى باشد، مى رسد. زمین است که وطن هر انسان در عصر حضرت مهدى (ع) مى شود. امام صادق (ع) فرمودند: مؤمن در زمان قائم، چنان مى شود که شخصى که در شرق است برادرش را در غرب مى بیند و او هم همین طور. امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور ص 53 6 به نقل از: حق الیقین.

جامعه بشرى به وحدت واقعى که جنگ ها، نابسامانى ها، بحران ها و مشکلات را ریشه کن سازد، دست نخواهد یافت مگر این که به مسائل اساسى و عوامل واقعى که جمعیت بشرى را مى تواند جمع کند، نظر بیفکند. و شکى نیست که مسائل مادى جز عاملى براى ایجاد اختلاف و جنگ و بهره کشى از همدیگر نیست. در حالى که عقل و فطرت عواملی هستندکه بشریت را به اصل خویش هدایت مى کنند و رسیدن به حقیقت وجودى جز با یک رهبرى واقعى همانند تکامل عقلى و بازگشت به فطرت و تبرى جستن از موانع کشنده ناشى از خودپرستى ممکن نیست که آن هم عصر عدالت، آزادى، امنیت و سعادت یعنى عصر امام منتظر حضرت مهدى (ع) است

نشریه موعود شماره 33 ص 49

امام باقر (علیه السلام) در تفسیر این آیه از قرآن کریم: «و قاتلوهم حتى لاتکون فتنة و یکون الدّین للّه» مى فرماید:

تأویل این آیه هنوز نیامده است. پس زمانى که تأویل آن فرا رسد، آنقدر از مشرکین کشته مىشوند تا بقیّه، خداى عزّوجلّ را به آیین توحید پرستش نمایند و هیچ آثارى از شرک باقى نماند، و این امر در قیام قائم ما، تحقق خواهد یافت.

امام صادق (علیه السلام) نیز فرمود: «اذا قام القائم لایبقى أرض اِلاّ نودى فیها شهادة أن لا اِله اِلاّ اللّه و أنّ محمداً رسول اللّه».

«زمانى که حضرت قائم قیام کند، هیچ سرزمینى نمى ماند مگر اینکه نداى شهادتین ـ لا اِله اِلاّ اللّه و محمد رسول اللّه ـ در آن طنین اندازد

جهان روزی را در پیش دارد که در آن روز تمام کشورها به یک کشور واحد بدل میشود مرزهای جغرافیایی برداشته شده و حکومت جهانی بر اساس عدالت و آزادی تشکیل میگردد و یک دین و یک رهبر بر جهان حکومت می کند.و آن دین اسلام خواهد بود به رهبری و امامت حضرت صاحب الامر عج و در این هنگام است که حکومت جهانی حضرت مهدی کامل می شود

 

پس از تحقق عدالت امنیت گسترش یافته  و با از بین رفتن مرزها و حدود جغرافیای جکومت جهانی حضرت مهدی عج کامل می شود

پیامبر، صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌ فرمود:

سوگند به‌ آن‌ کس‌ که‌ مرا مژده‌آور راستین‌ قرار داد، اگر از عمر جهان‌، جز یک‌ روز نماند، خداوند همان‌ یک‌ روز را بس‌ دراز دامن‌ کند، تا فرزندم‌ مهدی‌ خروج‌ نماید. پس‌ از خروج‌ او، عیسای‌ روح‌ الله‌ فرود آید، و در پشت‌ سر وی‌ نماز گزارد. آنگاه‌ زمین‌ با فروغ‌ پروردگار خویش‌ روشن‌ شود و حکومت‌ مهدی‌ به‌ شرق‌ و غرب‌ گیتی‌ برسد.

و سرانجام آینده ای روشن و درخشان در پیش است که فساد و بی عدالتی در آن ریشه کن خواهد شد و در سرتاسر جهان پرچم توحید و یکتا پرستی به اهتزاز در خواهد آمد و دنیا پر از عدل و داد خواهد شد.

 

2- دولت عدالت

شاید شیرین ترین میوه انقلاب عالم گیر امام مهدی(عج) عدالت باشد؛ آن هم عدالتی که مانند سرما و گرما تا اعماق خانه ها نفوذ می‌کند.

اهمیت حکومت مهدوی آنگاه وضوح مییابد که جهان در آستانه ظهور، مورد مطالعه وبررسی قرار گیرد. در یک نگاه کلی، حضرت مهدی(ع) جهانی را با عدالت آشتی میدهدکه پر از جور و ظلم شده است: «ملئت ظلماً و جوراً». امتلاء حاکی از این است که ظلم به حد نهایت خود رسیده و همین اوج و فوران، نقطه هزیمت و شکست خواهد شد. در جهان قبل از ظهور شاهد ظلم در عرصه امور دینی و مذهبی – استبداد حکومتها – ظلم در حوزه اخلاق و امنیت و اقتصاد و .. هستیم .

 

حضرت مهدی عج می آید تا عدل را در همه ی زمینه ها فراگیر کند

به راستی، عدالت مهدوی چگونه است و از نظر جغرافیایی، چه محدودهای را شامل میشود؟ آیا فاصله طبقاتی بین افراد را از میان برمیدارد؟ آیا به رفع اختلاف فاحش بین فقیر و غنی می انجامد؟

 

عدالت گستری اصلی ترین رسالت قیام و انقلاب مهدی (ع) است. آثار عدالت مهدوی محدود به عرصه ی حاضر نخواهد بود. بلکه در حوزه های مختلف فردی و اجتماعی آشکار خواهد شد و این تفسیر «یملاء الله به الارض قسط و عدلاَ» است ره آورد قیام آن حضرت این است که هم فرد را در روابط گوناگون خود میسازد و هم جامعه را در بخشهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و قضائی سامان می بخشد.

عدالت،اساسی‌ترین، استوارترین، بنیادی‌ترین و شامل‌ترین عنوان در مبانی سیاسی امام مهدی(ع) است. از این منظر، عدالت مهدوی تنها با عدالت علوی قابل مقایسه است. نام مقدس امام علی(ع) چنان با عدالت در آمیخته که علی(ع) عدالت را تداعی می‌کند و عدالت علی را. همو که قران ناطق بود


عدالت‌ ورزی و حاکم کردن عدالت، اگر چه مورد پذیرش همگان است، با وجود این، مورد تأکید شدید قرآنی نیز قرار گرفته است.

أُمِرْتُلِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ( (شوری/ 15)

وَ إذَا حَکَمْتُم بَینَ النَّاسِ أنتَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ( (نساء / 58)

إنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِوَالإحْسَانِ (نحل / 90)

یا ایها الّذینَ ءامنُوا کُونُوا قَوَّامینللهِ شُهَدآءَ بِالْقِسْطِ وَلایَجْرِمَنّکُمْ شَنَئَانُ قَوْمٍ عَلَیألاتَعْدِلُوا اُِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی( (مائده / 8)

یایُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا کُونُوا قوَّامِینَ َ بِالْقِسْطِشُهَدَآءَ للهِ وَلَوْ عَلی أَنفُسِکُمْ(نساء / 135).

عدالت هدف رسالت انبیاء است

قرآن کریم در بیان اهداف ارسال پیامبران(ع)، قیام به قسط و گسترش عدالت درمیان مردمان را هدف اصلی آنان بیان کرده است:
(لَقَدْ أَرْسَلْنَارُسُلَنَا بِالبْبَیِّنَتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَبَ وَالْمیزانَلِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَْأسُشَدِید‏ٌ وَ مَنَافِعُ لِلنّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللهُ مَن یَنصُرَهُ، وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إنَّ اللهَ قَویُّ عَزِیزٌ) (حدید / 25).

 

 

وقتی سخن از عدالت مطرح می شود، ذهنها بیشتر به سوی عدالت قضایی یا اقتصادی میرود. به گمان افراد، مقصود از عدالت آن است که در محاکم قضایی به حق داوری شود و حق هر صاحب حقی به او داده شود. نیز، در عرصه اقتصاد، همه افراد جامعه از مواهب مادی بهره مند باشند و در این عرصه، ستمی بر افراد نرود. حال آنکه براساس آنچه در معنی عدالت گذشت، عدالت به معنی آن است که در همه عرصه ها حق و انصاف رعایت گردد. به همین دلیل، جامعه ای را جامعه عادل می‌دانیم که در همه حوزه های فردی و اجتماعی آن، عدالت حاکم باشد. بنابراین هم در روابط فردی و هم در روابط اجتماعی، عدالت باید خود را نشان دهد. همچنین در حوزه های گوناگون اجتماع، مثل سیاست، فرهنگ، اقتصاد نیز باید عدالت حکم‌فرما باشد.


اینکه در روایات اسلامی، امام مهدی(ع)به عنوان پرکننده زمین از عدالت معرفی شده است، میتواند به همین معنی باشدکه او عدالت را در همه عرصه های فردی و اجتماعی جاری خواهد ساخت. در واقع، ارزشهای دینی و آمال و آرزوهای انبیا و اولیا در پرتو عدالت مهدوی به اجرا در آمده و عالم‌گیر خواهد شد.

آخرین حجت الهی، عصاره تمام انبیا و اولیا است و وجود بی مثال او چشمه همه خوبیها و زیبایی هاست. اما در صدها روایت، سخن از عدالت گستری او مطرح شده و از آن بزرگوار به عنوان مظهر و تجلی کامل عدالت یاد گردیده است.

رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «المهدى من ولدى، تکون له غیبة. ادا ظهر یملأ الأرض قسطاً وعدلا کما ملئت ظلماً و جوراً.»

«مهدى(علیه السلام) از فرزندان من است. او را غیبتى هست. زمانى که ظهور کند، زمین را از قسط و عدل پر سازد چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد».

(در حکومت مهدوی )فتنه انگیزیها پاک شود و حکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد و منافقان و حیله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالی بر بسیط زمین، افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامی بر بشریت حاکم شود وکاخهای ستم و کنگره های بیداد فرو ریزد و آن چه غایت بعثت انبیا علیهم صلوات الله و حامیان اولیاء (ع) بوده، تحقق یابد و برکات حق تعالی بر زمین نازل شود و قلمهای ننگین و زبانهای نفاق افکن، شکسته و بریده شود و سلطان حق تعالی بر عالم پرتوافکن گردد و شیاطین و شیطان صفتان به انزوا گرایند و سازمانهای دروغین حقوق بشر از دنیا برچیده شوند و امید است که خداوند متعال آن روز فرخنده را به ظهور این مولود فرخنده هر چه زودتر فرا رساند و خورشید هدایت و امامت را طالع فرماید صحیفه نور، ج15، ص 22

 

(حضرت مهدی عج )آن کسی است که به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد نه آن هم این عدالتی که مردم عادی می فهمند ـ که فقط قضیه عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد ـ بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت. انسان اگر هر انحرافی پیدا کند؛ انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی، برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش این ایجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد، از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد، این عدالت در او تحقق پیدا کرده است. اگر در عقاید، یک انحرافاتی و کجی هایی باشد، برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیده صحیح و صراط مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان. در زمان ظهور مهدی موعود  (عج) که خداوند ذخیره کرده است او را، از باب اینکه هیچ کس در اولین و آخرین، این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود (عج) بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چیزی که انبیا موفق نشدند به آن، با اینکه برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان معنایی که همه انبیا آرزو داشتند، لکن موانع، اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند و همه اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود. اینکه این بزرگوار را طول عمر داده، خدای تبارک و تعالی، برای یک هم چو معنایی، ما از آن میفهمیم که در بشر کسی نبوده است دیگر، قابل یک هم چو معنایی نبوده است. و بعد از انبیا که آنها هم بودند، لکن موفق نشدند، کسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ، پدران حضرت موعود  (عج)، کسی نبوده است که بعد از این، اگر مهدی موعود (عج) هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق میرفتند، دیگر در بشر، کسی نبوده است که این اجرای عدالت را بکند. نمی توانسته و این، یک موجودی است که ذخیره شده است برای یک همچو مطلبی. صحیفه نور، ج 12، صص 207ـ209

در کتاب مکیال المکارم ص 118. آمده است:

عدل آشکارترین صفات نیک امام است. برای همین (آن بزرگوار) در دعای شب‌های ماه رمضان «عدل» نامیده شده است؛ « اللهم و صلّ علی ولی امرک القائم المؤمّل والعدل المنتظر؛ خداوندا، به ولی امر خود که قیام‌کننده آرمانی و عدل مورد انتظار است درود فرست».

در زیارت صاحب الامر میخوانیم : السلام علی القائم المنتظر و العدل المشتهر. سلام بر قیام کننده مورد انتظار و عدالت آشکار

بنابراین عدالت گستری مهمترین رسالت آن سفیر موعود است و دیگر ارزشها در همین بستر و جریان زنده خواهد شد. آری، دوران او، روزگار پر شدن زمین و زمان از عدل و داد است.

به راستی که در قیام قائم هیج ویژگی به اندازه عدالت و مساوات برجستگی نداشته و روشن نشده است روایات بسیاری در خصوص عدالت گستری آن حضرت وارد شده است دامنه عدالت حضرت تا اقصی نقاط عالم و زوایای ناپیدای جامعه گسترده خواهد بود خداوند آن چنان بر برپایی عدل و قسط تاکید دارد که اگر حتی یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد آنرا چنان طولانی خواهد کرد تا عدالت گستر حقیقی از راه برسد و در سایه این عدالت هیچ انسانی در قید بندگی و بردگی نماند حقوق زایل شده انسانها باز گردد و زمینه استثمار انسانها بکلی برچیده شود ، کارگزاران ظلم و بیداد بازخواست شوند قاضیان و حاکمان کج رفتار عزل شوند و زمین از هرنوع خیانت و نادرستی پاک گردد عدالت چنان حاکم می شود که مردم آرزو میکنند ای کاش مردگان شان در بین زندگان بودند و از عدالت بهره مند می شدند

خداوند به وسیله ظهور مهدی (عج) زمین را پر از قسط  و عدل  می سازد همانگونه که از ظلم وستم پر شده باشد بحار ج 51 ص 54

واژه قسط بیشتر در امور اقتصادی و توزیع اموال بر اساس عدالت اجتماعی میان افراد بکار می رود و در مقابل جور است  اما عدل معنای عام دارد و شامل عدالت در تمام ابعاد از فرهنگ و سیاست و عقاید و ... و در مقابل ظلم است

 

در جامعه مهدوی که در راس آن امام عادل قرار دارد عدالت در همه ی جوانب زندگی فردی و اجتماعی وجود خواهد داشت

مهدی (عج) که مظهر عدالت الهی است، مردم را چنان به قرآن و سنت پیامبر میخواند و تعالیم آن دو را در میان جامعه نشر میدهد که انسانها به تزکیه الهی و معرفت خدایی دست مییابند و آن هدفی که در آیات قرآن برای رسالت انبیا مطرح شد که یعلمهم الکتاب والحکمه و یزکیهم تحقق می یابد و عملی می شود.

در سایه عدالت مهدوی، امر به معروف و نهی از منکر زنده می شود و مهدی(ع) و یاوران او پیشرو مردم در این فریضه الهی خواهند بود و به دلیل زنده شدن این ارزش قرآنی، همه ارزشها و فضیلت‌ها جان میگیرد با رشد تربیت و تکامل عقل، کینه ها به محبت و دوستی تبدیل می شود و روابط اجتماعی براساس انسان دوستی شکل میگیرد.

 

در نتیجه، اخلاق نیکو در جامعه بشری گسترش می یابد.
همچنین در سایه حکومت عدل مهدی (عج)، خداوند بی نیازی را در دل مردمان قرار میدهد و حرص و آزمندی از وجود انسانها رخت می بندد و عدالت در ابعاد مختلف اعم از فردی و اجتماعی ,فرهنگی , اقتصادی و رعایت مساوات و عدالت در قضاوت و .. حاکم خواهد شد

پیامبر (ص) در وصف روزگار مهدی (ع) فرمود:

«و یجعل الله الغنی فی قلوب هذه الامه».

« خداوند بی نیازی و غنا را در دلهای این امت پدید آورد». بحارالانوار، ج 51، ص 84.

حرص و آز ریشه بسیاری از تجاوزها و ستمهای مالی و غیرمالی است. عدالت مهدوی درعرصه تربیت، انسانها را از این رذیلت پاک ساخته و به گوهر غنا و بی نیازی می آراید و بدین‌سان راه را برای بسیاری از خوبیها و صفات نیک می گشاید.
بنابراین عدالت مهدوی در عرصه روابط فرد با دیگران، ضامن اخلاق و ارزشهای اخلاقی است و این از مهمترین و ارزشمندترین آثار عدالت است.


امام‌ باقر، علیه‌السلام‌:

مهدی‌، میان‌ مردم‌ ـ در تقسیم‌ اموال‌ ـ به‌ مساوات‌ رفتار می‌کند، به‌ طوری‌ که‌ دیگر نیازمند و محتاجی‌ یافت‌ نمی‌شود.

دردنیای امروز، اجتماع و روابط اجتماعی از پیچیدگی خاصی برخوردار است. وقتی از اجتماع سخن گفته می شود، عرصه های گوناگونی در نظر است که باید در همه آنها برنامه ای سالم برای تعامل اجتماعی تدوین گردد. بشر در طول قرون گذشته، در حوزه های گوناگون اجتماع؛ مانند سیاست، حکومت و فرهنگ به ویژه اقتصاد، شاهد نابسامانی و آشفتگی و بی عدالتی بوده است و همواره در پی راهی بوده تا به این بخشها سازمان و نظامی عادلانه ببخشد؛ ولی تقریباً هیچ‌گاه و در هیچ ملت و دولتی توفیق چندانی حاصل نشده است؛ اگرچه بعضی از شهرها و یا دولتها با تلاش فراوان به سهمی از عدالت در بعضی از عرصه ها دسته یافته باشند.

امام صادق(ع) می فرماید:

انالله لم یترک شیئا من صنوف الاموال الاّ و قد قسّمه و اعطی کل ذی حق حقهالخاصه والعامه والفقراء والمساکین و کل صنف من صنوف الناس فقال: لو عدلفی الناس لاستغنوا... . کافی، ج 1، ص 542
خداوند همه ثروتها (از انواع منابع درآمد) را میان مردم تقسیم کرده است و به هر کس حقش را داده است، کارگزاران و توده مردم و بینوایان و تهی‌دستان و هر گروهی از گروه‌های مردم. سپس امام فرمود: اگر عدالت برقرار شده بود، همه مردم بی نیاز شده بودند


با این توصیف، همگان در انتظارند که مهدی موعود(ع) و عدالت منتظر از راه برسد و همه حوزه های اجتماع را به عدالت و دادگری هدایت کند و به معنی واقعی کلمه، عدالت را جهانی کند. این امیدی بجا و آرزویی بحق است که براساس برنامه های دولت امام مهدی (عج) قابل دسترسی است.

 

پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
ابشرکم بالمهدی یبعث فی امتی... یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الارض یقسم المال صحاحاً. فقال له رجل: و ما صحا حاً؟ قال: السویه بین الناس بحارالانوار، ج 51، ص 81
به مهدی بشارتتان میدهم. او در میان امت من برانگیخته می شود... ساکنان آسمان وزمین از او خشنود خواهند بود. او اموال را به درستی تقسیم می کند. مردی پرسید: مقصود چیست؟ فرمود: به شکل مساوی میان مردم تقسیم می کند.

و نیز از آن بزرگوار روایت شده است:
«... و یسوّی بین الناس حتی لاتری محتاجاً الی الزکوه.» بحار ج 52، ص 390
او [امام مهدی (عج)] میان مردم به مساوات رفتار می کند تا آنجا که نیازمند زکات دیده نشود.
و از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند:
انقائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها... و یطلب الرجل منکم من یصله بمال هو یأخذ منه زکاته فلایجد احداً یقبل منه ذلک و استغنی الناس بما رزقهم الله من فضله. بحار، ج 52، ص 337.

هنگام قیام قائم ما، زمین با نور خدایی روشن گردد و... شما به جست و جوی اشخاصی بر می‌آیید که مال یا زکات بگیرند و کسی را نمی یابید که از شما بپذیرد و مردمان همه به فضل الهی بی نیاز گردند.

ازروایات استفاده می شود که امام مهدی (عج) در قضاوت مانند جد بزرگوارش امیرالمؤمنین(ع) عمل می کند و بر گرفتن بی کم و کاست حقوق مردم اصرار دارد؛ حتی اگر حق کسی زیر دندان دیگری باشد، از زیر دندان آن غاصب بیرون کشیده و به صاحب حق باز می گرداند. منتخب الاثر، ج 2، ص 332. (به نقل از عقدالدرر، ص 36)

در زمان حکومت آن دادگستر جهان، چنان عدالت مهدوی همگانی میگردد که مردگان آرزو می‌کنند که به زندگی بازگردند و از برکات عدالت او بهره مند شوند. منتخب الاثر ، ص 65، ح 367.

 


این دقت و گستردگی عدالت به دلیل آن است که سیستم قضایی امام مهدی (ع)، دستگاهی بسیار گسترده و مجهز و برخوردار از ابزارهای فرا طبیعی است. در سیستم قضایی اسلام قضاوت بر اساس بینات و شواهد بوده است و از رسول خدا (ص) روایت شده که فرمود:
«من در میان شما بر پایه سوگندها و بینه ها قضاوت مینمایم». کافی، ج 7، ص 414.

ره آورد این‌گونه داوری عدالت ظاهری است؛ ولی در روایات مربوط به دوران حاکمیت مهدی(عج) آمده است که آن حضرت به شیوه حضرت داوود(ع) قضاوت می کند که او براساس الهامات الهی و علم لدنی داوری میکرد و نه بر پایه شاهد و گواه.

امام صادق (ع) فرمود:
دنیا به پایان نخواهد رسید تا آنکه مردی از خاندان من ظهور نماید. وی به شیوه داوود (ع) حکم خواهد نمود؛ بینه نخواهد خواست و به هر کس حقش را اعطا خواهد نمود. بحارالانوار، ج 52، ص 338.

و در روایتی دیگر فرمود:
زمانیکه قائم آل محمد (ص) قیام کند، در میان مردم به مانند داوود(ع) حکم خواهدنمود و به بینه نیازی نخواهد داشت؛ چرا که خدای تعالی امور را به وی الهام می‌فرماید. وی بر پایه دانش خود داوری می کند و هر قوم را به آنچه مخفی و پنهان نموده اند آگاه سازد. بحارالانوار، ج 52، ص 339

در روایات آمده است :

هنگامی که قائم قیام میکند به حکم داوود (ع) حکومت و داوری خواهد کرد و دلیل نخواهد خواست

وسائل الشیعه ج 18 ص 168 – کافی ج 1 ص 397

امام صادق (ع) مى فرمایند: چون قائم آل محمد(ع) فرمانروا شود، در میان مردم به حکم حضرت داود(ع) داورى مى کند و نیازى به شاهد و گواه نخواهد داشت. در هر موردى، خداوند حکم واقعى را به او الهام مى کند و او بر اساس علم خود قضاوت مى نماید.

ارشاد مفید ص 344 بحار الانوار ج 052 ص 9 1 3 و 339.

حکم داودى این گونه است که داور به علم خودداورى کند و مطالبه شاهد نکند و هنگامى که به داور از طرف خداوند چنین علم قطعى داده شود و مصونیت او از لغزش، از طرف خداوند بیمه شود، هیچ مانعى ندارد و جاى شگفت نیست زیرا امام باقر(ع) فرمایند: خداى تبارک و تعالى برتر والاتر از آن است که اطاعت بنده اى را بر همگان واجب کند، ولى چیزى از دانش هاى زمین و آسمان ها را از او پوشیده بدارد.

اصول کافى ج ا ص 262.


ره آورد چنین داوری عدالت واقعی است و حتی اگر مظلومی نتواند برای اثبات حق خود به شاهد و گواهی دست یابد، به سبب این‌گونه قضاوت، به حق خود خواهد رسید.

البته لازم به ذکر است که منظور از حکم داوود قطعا شریعت او نیست چون با ظهور دین اسلام تمام شرایع و قوانین قبل از اسلام پایان یافتند بلکه منظور این است که همانگونه که داوود نبی (ع) بر اساس آگاهی و دانش خویش به حقایق و واقعیت ها داوری میکرد و به ظاهر امور یا اسناد و مدارک ساختگی تکیه نمی کرد امام مهدی عج نیز در مسائل و داوری ها بر اساس آگاهی  و دانش خویش به حقایق و واقعیت ها داوری میکند

مرکز قضاوت حضرت

در روایات، مرکز قضاوت حضرت مهدى (ع)، مسجد اعظم کوفه ذکر شده است

1.بحارا لانوار ج 53، ص 11 الزام الناصب ص 7 1 2 ینا بیع الموده ج3 ص66

 

نویدجهانی سرشار از عدالت، مهم‌ترین وعده‌ای است که درباره حکومت مهدوی بیان شده است. عدالت روح جامعه است و فراگیری عدالت و سرشاری و سرریزی آن در جامعه بهترین و مهم‌ترین دلیل برای انتظار ظهور است.

ما منتظران مقدم مبارکش، مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل ا لهی را در این کشور ولی عصر  (عج) حاکم کنیم و از تفرقه و نفاق و دغلبازی بپرهیزیم و رضای خداوند متعال را در نظر بگیریم. صحیفه نور، ج 15، ص 22


این کشوری که کشور ائمه هدی و کشور صاحب الزمان (عج) است، باید کشوری باشد که تا ظهور موعود ایشان به استقلال خویش ادامه بدهد، قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد که عالم را انشاءالله به عدل و داد بکشد و از این جورهایی که بر مستضعفان میگذرد، جلوگیری کند.

صحیفه نور، ج 14، ص 195.

راز و رمز موفّقیت آن حضرت در پیاده کردن حکومت عدل در پهنه زندگی بشر این است که  در نظام امامت که عهده ‏دار اجرای حقّ و عدالت است، شخص امام که در رأس آن قرار دارد نمونه والگوی اعلا و نمایش عملی و تجسّم ظهور تمام برنامه‏ های اسلامی و تعلیمات آن و نسخه سعادت‏ بخش جامعه بشری است. در این نظام، هم قوانینی که اساس عمل است به عدل، حقّ و برقراری توازن و تعادل نظر دارد، و هم حاکم و نظام حکومت و قوه مجریه‏ای که اجرای این قوانین را بر عهده دارد از طریق عدل منحرف نمی‏شود.

عامل دیگر برای موفّقیت حضرت مهدی(عج) در گسترش عدل در جامعه، تکامل عقول بشر در آن عصر است. کسانی با عدل وداد درگیرند که عقلشان کامل نیست و وقتی مردم از لحاظ عقل ضعیف باشند زیر بار حکومت عدل نمی‏روند؛ زیرا طبق احادیث، عدل از جنود عقل به شمار می‏ آید و جور از جنود و لشکریان جهل.   کافی، ج 1، کتاب العقل والجهل، ح 14.

 

لذا در روایتی از امام باقر(ع) می‏خوانیم: "إذا قام قآئمنا وضع اللَّه یده علی رؤوس العباد، فجمع بها عقولهم وکملت بها أحلامهم"؛ "هنگامی که قائم ما قیام کند خداوند دستش را بر سر بندگانش می‏گذارد و بدین وسیله عقول آنها کامل و افکارشان را پرورش می‏دهد."    بحارالأنوار، ج 52، ص 328. و اصول کافی، ج 1 / کتاب العقل و الجهل، ح P 21}

 

بنابراین، عصر حضرت مهدی(عج) به جهت تکامل عقولشان و نیز عظمت نظام امامت، به سرعت تمام، پذیرای حکومت عدل  آن حضرت خواهند بود.

 

سپیده دم عدل الهی برای جامعه بشری با خروج و قیام فرزند محمد (ص)، حضرت مهدی(عج) زیبا میگردد و بشریت با انتظار چنین روزی بزرگ و خجسته در دریای پرتلاطم امیدی بزرگ و شایسته, بحران های ستم ستیزی و ستم زدائی را پشت سرگذاشته و مقدمات لازم برای رشد واقعی و احراز شایستگی چنین آرمانی بزرگ در تلاشی خستگی ناپذیررا بدست می آورد و دوران های ظلمت را به سوی آینده نورانی و پر فروغ میشکافد تا غنچه عدل مهدوی آنطور که شایسته اوست بشکفد و جهان بشریت باعدل الهی آراسته گردد.

مهدویت مساوی عدالت خواهی وعدالت خواهی فراگیر و جهان شمول به جز در سایه حکومت امام مهدی (عج) فرزند دلبند فاطمه(س) تحقق نخواهد پذیرفت.
و از اینجا به فلسفه وجودی یک جمله نغز دیگر میرسیم که:

جهان در انتظار عدالت و عدالت در انتظار مهدی است

 

3- دولت کریمه

از روایات چنین بر می آید که در روزگار قبل از ظهور توجیه ها تاویل ها تحریف ها و انحرافات بسیاری در باورهای دین به وجود آمده و  ساخته های ذهنی مدعیان به عنوان باورهای دینی رواج می یابد در این دوران احکامی از قران و اسلام بر طبق میل مردم تاویل و تفسیر شده و بسیاری از احکام و حدود اسلامی فراموش می شود

امام صادق ع:آنچه قائم ما از مردم نادان می بیند به مراتب بیش از چیزی است که پیامبر از مردم جاهلیت دید زیرا زمانی که پیامبر مبعوث شد مردم سنگ ها و تخته های تراشیده شده را می پرستیدند ولی قائم ما زمانی ظهور میکند که همه مردم کتاب خدا را تاویل می کنند و بر آن استدلال می کنند و بر اساس آن با آن حضرت به نبرد بر می خیزند روزگار رهایی

وقتی حضرت ظهور کرد بدعت ها را باطل میکند  انحرافات و تحریفهایی که در دین بوجود آمده تصحیح شده ,احکام فراموش شده دین آشکار و احیا می شود شرح احکام واقعی و فهم درست از دین متناسب با فرهنگ زمان گسترش خواهد یافت از حرکتهای مهم امام زدودن ذهن ها از رسوبات فکری گذشته و بازسازی فکر دینی و نهایتا احیای دوباره تعالیم اسلام راستین خواهد بود

راوی میگوید خدمت امام صادق ع عرض کردم : سیره و رفتار مهدی عج چیست ؟ فرمود : همان کاری را که رسول خدا ص انجام داد مهدی عج هم انجام می دهد بدعت های موجود را خراب میکند چنانچه رسول خدا هم اساس جاهلیت را منهدم نمود آنگاه اسلام را از نو بنا میکند بحار ج 52 ص 352

بنابراین  در زمان حکومت حضرت سنتهای پیامبر اکرم ص احیا خواهد شد

امام على علیه‌السلام فرمود: «آنچه از کتاب و سنت مرده است، زنده مى‌کند». (نهج البلاغه، خطبه 138)

«در دولت مهدى عجل‌ اللّه‌ تعالى‌ فرجه‌ الشریف ربا از بین مى‌رود» . (منتخب‌الاثر، ص474)

 

اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمه تعز به الاسلام و اهله و تذل به الانفاق و اهله دعای افتتاح

از بارز ترین ویژگیهای حکومت حضرت مهدی عج دولت کریمه است . آرمانشهری حقیقی که با امید به مدد و رحمت الهی و پس از تحقق وعده ی الهی مبنی بر وراثت و امامت صالحان و مستضعفان و ظهور حکومت عدل مهدی عج شکل خواهد گرفت و تمام افراد در آن از حقوق یکسان و عدالت اجتماعی برخوردار خواهند بود و در پرتو آن، توحید و ایمان در سراسر کره خاکی حکومت خواهد کرد

 

از این رو خصوصیت اصلی دولت کریمه امام عصر کریمه تعز به الاسلام و اهله و تذل به الانفاق و اهله است یعنی با قرار گرفتن امام عادل در راس حکومت عدل و امامت جهانی زیر مجموعه های این امام همام نیز عادل خواهند بود و اهل واقعی اسلام اند و اسلام و مبانی اسلامی با او جهانگیر شده (تعز به الاسلام و اهله) و ستمگران و ظالمان و منافقان را به ذلت خواهد نشاند و انتقام خونهای به ناحق ریخته را خواهد گرفت ( تذل به النفاق و اهله)

"کرامت" یک ارزش اخلاقی است و دولت کریمه، دولتی است که بر آن، این ارزش اخلاقی، حاکم است. کرامت به معنای"بزرگواری" است. و بزرگواری، مفهومی برتر و والا‌تر از "قانون مندی" و حتّی "عدالت مداری" دارد، وقتی رسول خدا مکه را فتح کرد و بر دشمنان خود چیره گردید، آنان منتظر بودند تا مجازات کینه توزی‌های خود را تحمل کنند، و البته کیفر آن‌ها حتی مقابله به مثل، برخلاف قاعده "عدالت" نبود، ولی رسول خدا "قدرت" و "کرامت" را به هم آمیخت و آنان را مورد عفو قرار داد و فرمود همان جمله یوسف را تکرار می‌کنم: "لا تثریب علیکم الیوم یغفر‌الله لکم" (الکافی، ج4، ص225)

دولت کریمه با کرامت دولتمردان تحقق پیدا می‌کند، دولتمردانی کریم النفس که از اخلاق بزرگوارانه برخوردار بوده و از خرده گیری بر دیگران مبرّی باشند، درصدد برخوردهای تلافی جویانه نبوده و به جای اصرار برای "استیفای" حقّ خود، بر "اغماض" از حقّ خود اصرار داشته باشند. اگر بزرگواری حاکم اسلامی، مانند مالک اشتر باشد که در برابر دشنام عکس العملی از خود نشان نمی‌دهد و به مسجد می‌رود تا برای دشنام دهنده دعا کند، شایسته "مدال کرامت" است، ولی اگر حکمرانی در چنین موقعیتی به فکر شناخت مخالفان خود و قطع زبان آن‌ها و ساقط کردنشان از حیثیت و اعتبار باشد، "دولت رذیلت" باید نامیده شود، واگر با مخالفان در حد قانون برخورد کند، "دولت عدالت" است.

باید دانست که باز هم بین یک دولت "قانونمند" تا دولت "کریمه" فاصله زیاد است، این فاصله را می‌توان با مطالعه عهدنامه مالک اشتر تشخیص داد، شگفت آور است در این دستور العمل حکومتی بجای آن که امیر المؤمنین بر حقوق قانونی و فقهی، تاکید کند و مالک را به رعایت موازین شرعی (قانونی)توصیه نماید، مالک را به "حکومت‌داری اخلاقی" که باز از شریعت اخذ شده راهنمایی می‌کند، و چیز‌هایی را از او می‌خواهد که کمتر در رساله‌ای فقهی، دیده می‌شود.

(در توضیح موازین شرعی و موازین اخلاقی میتوان برای نمونه به مسئله قصاص اشاره کرد که هرچند بر اساس موازین شرعی قصاص حق مسلم کسی است که حقی ازاو ضایع شده است اما اخلاقا به گذشت و عفو هم رهنمود گشته است)

آن موارد را نمی‌توان در اینجا فهرست کرد و توضیح داد، ولی می‌توان به برخی از آن‌ها اشاره کرد، تا خوانندگان شرح آن را مطالعه کنند:


ـ واشعر قلبک الرحمة بالرعیة و المحبّة لهم و اللطف لهم

ـ اعطهم من عفوک مثل الذی تحب ان یعطیک‌الله من عفوه.

ـ ولاتقولن انی آمر مطاع فان ذلک ادغال فی القلب.

ـ ولیکن ابعد رعیتک منک اطلبهم لمعایب الناس.

ـ فافسح فی امالهم و واصل فی حسن الثناء علیهم.

ـ و ان ظنت الرعیة بک حیفاً فاصحر لهم بعذرک.

ـ ایاک و المن علی رعیتک باحسانک.


چون ریشه کرامت انسان، "عقل و شعور" اوست، لذا دولت کریمه، دولتی است که "عقلانیت" را شکوفا می‌کند، به "عقل و خرد" بها می‌دهد، فضای اندیشه و تدبیر عقلانی را گسترش می‌دهد، بر اساس عقل، تصمیم گیری می‌کند و بر اساس عقل اقدام می‌کند. امام زمان علیه‌السلام دست خود را بر سر‌ها می‌گذارد تا عقل‌ها، به پویایی واداشته شود و خردها رشد پیدا کند: "وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم" روشن است که رشد عقل در شهروندان، لوازم دشواری برای حاکمان دارد، زیرا به ناچار باید به پرسش‌ها و سؤالات تن دهند، و تقاضای تبعیت کورکورانه را کنار بگذارند.

چون دولت مهدوی،کرامت محور است، لذا بر مبنای کرامت شهروندان اداره می‌شود، و این کرامت اقتضا می‌کند که شهروندان با میل و رغبت در اداره جامعه حضور پیدا می‌کنند، در این دولت ابهت دروغین معاندان و مستکبران در هم شکسته می‌شود، و به جای آن حکومتی نه بر مبنای زور و فشار، بلکه مبتنی بر کرامت انسان‌ها، بنا نهاده می‌شود. امام زمان پس از حذف مستکبران قدرت خود را در میان مردم، با صلح و صفا گسترش می‌دهد، و پیر وجوان، با شیفتگی و علاقه از او پیروی می‌کنند:

"یملک بلادالمسلمین بأمان و یصفو له الزمان ویطیعه الشیوخ و الفتیان

مشکلات مادی، فقر و محرومیت، به کرامت انسان آسیب می‌رساند، پس در دولت کریمه، شرایط اقتصادی به گونه‌ای است که شهروندان به راحتی نیازهایشان تأمین می‌شود، بلکه بالاتر، دولت امکاناتی برای زندگی توأم با رفاه برای همگان فراهم می‌کند. دوران صدقه خوری توأم با سرافکندگی به پایان می‌رسد و شهر به شهر باید گشت تا بتوان "نیازمندی" پیدا کرد! "ولا یجد الرجل منکم یومئذ موضعاً لصدقته"


وقتی دولت "کریمه" شد و "بزرگواری" را در میان مردم ترویج کرد، قهراً "رقابت ها" از بین می‌رود و "رفاقت" جای آن را می‌گیرد، عداوت بین شهروندان ودر میان گروه‌های مختلف، جای خود را به صفا و صمیمیت می‌دهد، ، افق آن دولت چنان است که رسول خدا، وعده فرمود: "بنا یؤلف‌الله قلوبهم بعد عداوة الفتنه... و بنا یصبحون بعد عداوة الفتنه اخواناً". در آن زمان بساط شکوه وشکایت به پایان رسیده و چون دولت، کریمه است، زبان دولتمردان با شهد ادب شیرین است و رفتار بزرگوارانه شان از بوی تعفن کینه پاک است.

در دولت کریمه، کیفر و مجازات هم برای متخلفان وجود دارد ولی هرگز حتی به یک نفر، یک سیلی بی‌جا نمی‌زنند و یک شلاق ظالمانه نمی‌نوازند: "لایقرع احداً فی ولایته بسوط الا فی حدّ"، درآنجا، مجازات هم توأم با کرامت است مثلاً اگر بناست شخصی اعدام شود، اوّل بدهکاری هایشان را می‌پردازند، و سپس خانواده‌اش را تأمین می‌کنند: "و لا یقتل قتیل الاقضی عنه دینه و الحق عیا له فی العطاء"

کریمه بودن دولت مهدوی، موجب آن می‌شود که طوق رقیت و بردگی از گردن انسان‌ها باز شود، زیرا در آرمان شهری که همه انسان‌ها با کرامت و بزرگواری زندگی می‌کنند، تقسیم آنان به مالک و مملوک، آقا و بنده، ذی شرافت و بی‌شرافت، عالی رتبه و دانی مرتبه، وجود ندارد و هیچ کس در یوغ دیگری قرار نگرفته، شخصیت درجه دو به حساب نمی‌آید لذا در آن روز که امام حکومت کریمانه برقرار می‌کند و انسان‌ها را آزاد می‌نماید: "یخرج ذل الرق من اعناقکم".


ـ آری امید به دولت مهدوی، امید به دولت عدالت است ولی عدالت کف این دولت، و سقف آن کرامت است.


اللهمّ انّا نرغب الیک فی دولة کریمة.تعز به الاسلام و اهله وتذل به النفاق و اهله.


4- دولت صالحان


پاکسازی زمین از ستم و ستمکاران و تجلی آثار دین

از روزی که قابیل برادر خود هابیل را به قتل رساند تا امروز هیچگاه زمین از ظلم ظالمان تهی نبوده و زمین همواره شاهد آه و ناله مظلومان تحت ظلم بوده است و شاید در نگاه نخست چنین به نظر آید که برچیدن بساط ظالمان امری غیر ممکن است چون تا کنون چنین بوده که هرگاه نسلی از ظالمان و مستکبران نابود شدند نسلی دیگر جانشین شان شده اند. اما حکمت و مقدر خداوند بر آن قرار گرفته که بر ظلم ظالمان هم پایانی باشد چه پایانی!

 

از امیر مؤمنان ( علیه السلام ) منقول است که فرمود :

" خداوند ، ناگاه بوسیله مردى از ما اهل بیت گشایشى( براى مسلمانان ) بوجود آورد ، پدرم فداى آن فرزند بهترین کنیزان باد . . . هم اوست که ( دشمنان ) در مدت هشت ماه بجز شمشیر و کشتار از او چیزى دریافت نخواهند کرد "

شرح نهج البلاغه : 2 / 178 .

در حدیثى دیگر از امام باقر ( علیه السلام ) روایت شده که فرمود :

" شباهت داشتن مهدى ( علیه السلام ) به جدش رسول خدا ( صلى الله علیه وآله ) در قیام و ظهور او با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و رسول و نابودى ستمگران و طاغوت هاست ، او با شمشیر و ایجاد ترس در دل دشمنان حمایت شود . لشکریان او به هر مأموریتى اعزام شوند پیروز بازگردند . "

بحارالانوار جلد 51 ص 218



براستی ضرورت این کار در چیست؟

در حقیقت برای پاکسازی جامعه جهانی از وجود گردن کشان و سرکشان ستم پیشه چنین امری ضروری به نظر میرسد و بدون آن هیچ گاه بساط ظلم و ستم برچیده نشده و عدالت حقیقی حاکم  نخواهد شد. در اصل وجود ستمگران و ظالمان همانند غده ای سرطانی است که برای نجات بشریت چاره ای جز ریشه کنی آن وجود ندارد هرچند اینکار ناخوشایند و دشوار باشد

ضمن این که باید توجه داشت حضرت با علم لدنی و دانش و آگاهی خاصی که نسبت به باطن اشخاص دارند و در پرتو نور الهی, ستمکاران واقعی را که امکان هدایتشان نیست از بین می برند

 

رشد تربیت انسانی

تکامل تربیت و بلوغ روحی انسان نیز از جمله برنامه های مهم قیام امام مهدی (ع) است. برنامه های امام همه در این ارتباط است و به این هدف نظر دارد. روشن است که جزء اصلی در تشکیل اجتماع صالح انسانی، خود انسان است. انسان محور اصلی برنامه ریزیها، قوانین، علوم و دیگر مسائل جامعه بشری است. اصلاحات و تحولات و انقلابها، نخست باید از دوران انسان آغاز گردد، و در حوزه وجودی او صورت گیرد، و سپس به برون جامعه سرایت کند. اقتصاد، سیاست، جنگ، صلح، اخلاق، ضد اخلاق، ارزشها، و ضد ارزشها، خوشبختی، بدبختی، ایثار، خودخواهی، مهرورزی، نظم، بی نظمی و ... همه و همه به انسان باز می گردد. بهترین برنامه ها و آموزشها، باید به دست انسانهای شایسته اجرا شود و گرنه سودی نمی بخشد و تحولی نمی آفریند. بهترین قوانین، بهترین مجریان را می طلبد. از این رو، ساختن انسان و پرورش و رشد انسانیت انسان و تربیت اصولی افراد انسانی، مقدمه اصلی تشکیل هر نظام صالح و انسانی است. و همین همواره هدف نخستین مصلحان واقع گرا و انسان شناس است.


امام مهدی (ع)، از این نقطه زیربنایی آغاز می کند، تا برنامه های دیگر او به شایستگی انجام یابد، و زمینه ها و شرایط و عوامل اصلی صلاح، شایستگی، بسامانی، رفاه، عدالت، دادگری، قانون شناسی، تعهد پذیری، مهرورزی، محبت، ایثار و فداکاری در سطح جامعه ها پدیدار گردد.


امام علی (ع):
... لو قد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد...
... چون قائم ما قیام کند، کینه ها از دلها بیرون رود.
.. منتخب الاثر 474

پیامبر اکرم (ص) درباره انسانهای رستاخیز ظهور به این مضمون می فرماید که «روح و روان مردم تربیت می شود، و چشم باطن سیر می شود، و به لطف الهی حس بی نیازی در انسانها پدید می آید»، برای توجه دادن به همین جهت اصلی است در آن انقلاب. و همین است که آن انقلاب مانند دیگر انقلابها عقیم و نافرجام نمی گردد، زیرا که دردها را به صورتی اصولی درمان می کند، و خاستگاه ها و سرچشمه های اصلی فساد و صلاح را نیک می شناسد، و برای اصلاح آنها درست و دقیق اقدام می کند.
امام علی (ع):
...و اعلموا انکم ان اتبعتم طالع المشرق سلک بکم منهاج الرسول، فتداویتم من العمی و الصمم الیکم ... 
... بدانید اگر شما از انقلابگر مشرق پیروی کنید، او شما را به راه و روش پیامبر راهنمایی می کند، و از بیماری کوری و کری و گنگی نجات می دهد.
بحار 51/123

امام باقر (ع):
اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد ... و اکمل به اخلاقهم

هنگامی که قائم رستاخیز کند، خداوند قوای فکری مردمان را تمرکز دهد.. و اخلاق آنان را تکامل بخشد. بحار 52/336

به هنگام رستاخیز قائم، آنچه هست دوستی و یگانگی است، تا آنجا که هر کس، هر چه نیاز دارد، از جیب آن دیگری برمیدارد بدون هیچ ممانعتی. و این، حد بسیار متعالی تکامل اخلاق اجتماعی و تربیت آدمی است، که از محدوده خواستهای شخصی و بستگیهای مادی بگذرد. و روابط به چنین تعادل و توازنی برسد، و محبت و دوستی معیار در روابط اجتماعی گردد، و این روش ارزشمند در سطح اجتماع گسترش یابد.

 

همچنین در حکومت صالحان  مردم به گونه بی سابقه ای به معنویت روی می آورند و در همه جا آوای اسلام طنین انداز است به تعبیر برخی روایات اسلام در هر خانه و چادری رخنه میکند همانطور که سرما و گرما در آن نفوذ می کند در چنین شرایطی استقبال و پذیرش مردم به مظاهر و شعارهای دینی بی سابقه خواهد بود و استقبال مردم از آموزش قرآن، نماز جماعت و نماز جمعه چشمگیر خواهد بود بطوری که مساجد کنونی و حتی مساجدی که در آینده ساخته خواهد شد برطرف کننده نیاز آنان نیست   کافی ج 4 ص 427     غیبة طوسی ص295    بحار ج 52 ص 364

استقبال به حدی خواهد بود که در یک مسجد دوازده بار نماز جماعت خوانده می شود   کافی ج4ص427

امام صادق ع می فرماید : خانه های کوفه به رودخانه کربلا و حیره متصل میشود به گونه ای که فرد نمازگزار روز جمعه برای شرکت در نماز جمعه سوار بر مرکبی تیز رو می شود ولی بدان نمی رسد

غیبة طوسی ص 295

در روایاتی از زدوده شدن کینه های بندگان، اصلاح منحرفان و فاسدان، از بین رفتن حرص و طمع، پدیدار شدن بی نیازی در انسانها و بالاخره رشد معنویت، سخن به میان آمده است

رسول خدا ص فرمود: خداوند مهدی عج را می فرستد و به وسیله آن عظمت را به دین باز می گرداند ...در آن روزگار کسی بر کره خاکی نیست جز آن که ذکر لا اله الا الله بر زبان دارد عیون اخبار الرضا ص 65

در حکومتى که امام مهدى ارواحنا له الفداء رهبرى آن را به عهده دارد، کارگزاران و مسئولان حکومت نیز باید از بزرگان و نیکان امت باشند. روایات، ترکیب دولت امام مهدى ارواحنا له الفداء را از پیامبران، جانشینان آنان، تقوا پیشگان و صالحان روزگار و امت هاى پیشین و از سران و بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیان مى کند که نام برخى از آنان بدین گونه است: حضرت عیسى علیه السلام هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصی، موسى علیه السلام مؤمن آل فرعون، سلمان فارسى، ابودجانه انصارى، مالک اشتر نخعى و قبیله همدان.

از حضرت عیسى(ع) در روایات با واژه ‏هاى گوناگونى مانند وزیر، جانشین، فرمانده و مسؤول در حکومت یاد شده است. عیسى(ع) به حضرت مهدى(عج) مى‏ گوید: همانا من به عنوان وزیر فرستاده شده ‏ام؛ نه‏ امیر و فرمانروا.  حضرت عیسى(ع) وزیر حضرت قائم و پرده دار و جانشین آن حضرت است.

بحار الانوار ج 52 ص 346 عقدالدرر ص 97 مجمع البیان ج 2 ص 489.

 

....................................................

منابع:

مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت – جهان پس از ظهور

http://www.al-shia.org/html/far

ویژگیهای جامعه مهدوی

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=496353

اسامی و القاب حضرت مهدی عج

http://www.jamkaran.info/page_view.aspx?id=86

باشگاه جهانی خادمین اهل بیت ع  - رفع شبهات

http://ahlulbaytclub.com/ArticleDetail.aspx?ArdID=1030

پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان  - جهان پس از ظهور چگونه خواهد بود

http://www.erfan.ir/32087

آثار فردی و اجتماعی عدالت مهدوی

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=488662

عدالت مهدوی در اندیشه امام خمینی

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=488671

عدالت جهانی، نماد سیاست مهدوی

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=488667

جهان در عصر ظهور

http://www.jamkaran.info/Page_View.aspx?id=92

حکومت جهانی حضرت مهدی ع  - ماهنامه موعود – شماره 33

http://old.mouood.org/content/view/553/3/1/1/

مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت- حاکمیت فراگیر جهانی

http://www.montazar.net/montazar-far/selecttextbook.php?ic=14333

رشد تربیت انسانی – حکومت صالحان

http://www.montazar.net/montazar-far/selecttextbook.php?ic=14338

کتاب موعود نامه نوشته مجتبی تونه ای

کتاب شمیم ظهور نوشته دکتر علی هراتیان

کتاب عصر ظهور نوشته علامه کورانی

موعود شناسی و پاسخ به شبهات  - علی اصغر رضوانی – انتشارات مسجد مقدس جمکران

عصر زندگی (پژوهشی در انقلاب جهانی مهدی «عج» و چگونگی آینده انسان و اسلام) – نوشته محمود حکیمی

http://www.montazar.net/montazar-far/selectbook.php?subid=29

چشم اندازی به حکومت امام مهدی علیه السلام – نجم الدین طبسی-  بخش سوم : حکومت

http://www.montazar.net/montazar-far/selectbook.php?subid=1

http://www.montazar.net/montazar-far/selecttext.php?ic=520&subid=6

 برگرفته از سایت رایحه ی ظهور

 


 
comment نظرات ()
 
 
ماه رمضان مبارک
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٥/۱٠
 

سوره مبارکه اعراف

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الف لام میم صاد (۱)

 

المص ﴿۱﴾

کتابى است که به سوى تو فرو فرستاده شده است پس نباید در سینه تو از ناحیه آن تنگى باشد تا به وسیله آن هشدار دهى و براى مؤمنان پندى باشد (۲)

 

کِتَابٌ أُنزِلَ إِلَیْکَ فَلاَ یَکُن فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِکْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿۲﴾

آنچه را از جانب پروردگارتان به سوى شما فرو فرستاده شده است پیروى کنید و جز او از معبودان [دیگر] پیروى مکنید چه اندک پند مى‏گیرید (۳)

 

اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکُم مِّن رَّبِّکُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ ﴿۳﴾

و چه بسیار شهرها که [مردم] آن را به هلاکت رسانیدیم و در حالى که به خواب شبانگاهى رفته یا نیمروز غنوده بودند عذاب ما به آنها رسید (۴)

 

وَکَم مِّن قَرْیَةٍ أَهْلَکْنَاهَا فَجَاءهَا بَأْسُنَا بَیَاتًا أَوْ هُمْ قَآئِلُونَ ﴿۴﴾

و هنگامى که عذاب ما بر آنان آمد سخنشان جز این نبود که گفتند راستى که ما ستمکار بودیم (۵)

 

فَمَا کَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا إِلاَّ أَن قَالُواْ إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ ﴿۵﴾

 

موسى به قوم خود گفت از خدا یارى جویید و پایدارى ورزید که زمین از آن خداست آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى‏دهد و فرجام [نیک] براى پرهیزگاران است (۱۲۸)

 

قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ یُورِثُهَا مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ ﴿۱۲۸﴾

[قوم موسى] گفتند پیش از آنکه تو نزد ما بیایى و [حتى] بعد از آنکه به سوى ما آمدى مورد آزار قرار گرفتیم گفت امید است که پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند و شما را روى زمین جانشین [آنان] سازد آنگاه بنگرد تا چگونه عمل مى‏کنید (۱۲۹)

 

قَالُواْ أُوذِینَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِینَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّکُمْ أَن یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَیَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الأَرْضِ فَیَنظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ ﴿۱۲۹﴾

و در حقیقت ما فرعونیان را به خشکسالى و کمبود محصولات دچار کردیم باشد که عبرت گیرند (۱۳۰)

 

وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَونَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِّن الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ﴿۱۳۰﴾

پس هنگامى که نیکى [و نعمت] به آنان روى مى‏آورد مى‏گفتند این براى [شایستگى] خود ماست و چون گزندى به آنان مى‏رسید به موسى و همراهانش شگون بد مى‏زدند آگاه باشید که [سرچشمه] بدشگونى آنان تنها نزد خداست [که آنان را به بدى اعمالشان کیفر مى‏دهد] لیکن بیشترشان نمى‏دانستند (۱۳۱)

 

فَإِذَا جَاءتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَطَّیَّرُواْ بِمُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللّهُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ ﴿۱۳۱﴾

و گفتند هر گونه پدیده شگرفى که به وسیله آن ما را افسون کنى براى ما بیاورى ما به تو ایمان آورنده نیستیم (۱۳۲)

 

وَقَالُواْ مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِن آیَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ ﴿۱۳۲﴾

پس بر آنان طوفان و ملخ و کنه ریز و غوکها و خون را به صورت نشانه‏هایى آشکار فرستادیم و باز سرکشى کردند و گروهى بدکار بودند (۱۳۳)

 

فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آیَاتٍ مُّفَصَّلاَتٍ فَاسْتَکْبَرُواْ وَکَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِینَ ﴿۱۳۳﴾

و هنگامى که عذاب بر آنان فرود آمد گفتند اى موسى پروردگارت را به عهدى که نزد تو دارد براى ما بخوان اگر این عذاب را از ما برطرف کنى حتما به تو ایمان خواهیم آورد و بنى‏اسرائیل را قطعا با تو روانه خواهیم ساخت (۱۳۴)

 

وَلَمَّا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قَالُواْ یَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّکَ بِمَا عَهِدَ عِندَکَ لَئِن کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿۱۳۴﴾

و چون عذاب را تا سررسیدى که آنان بدان رسیدند از آنها برداشتیم باز هم پیمان‏شکنى کردند (۱۳۵)

 

فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُم بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ یَنکُثُونَ ﴿۱۳۵﴾

سرانجام از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم چرا که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند (۱۳۶)

 

فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَکَانُواْ عَنْهَا غَافِلِینَ ﴿۱۳۶﴾

و به آن گروهى که پیوسته تضعیف مى‏شدند [بخشهاى] باختر و خاورى سرزمین [فلسطین] را که در آن برکت قرار داده بودیم به میراث عطا کردیم و به پاس آنکه صبر کردند وعده نیکوى پروردگارت به فرزندان اسرائیل تحقق یافت و آنچه را که فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند ویران کردیم (۱۳۷)

 

وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُواْ یُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا کَانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا کَانُواْ یَعْرِشُونَ ﴿۱۳۷﴾

و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم تا به قومى رسیدند که بر [پرستش] بتهاى خویش همت مى‏گماشتند گفتند اى موسى همان گونه که براى آنان خدایانى است براى ما [نیز] خدایى قرار ده گفت راستى شما نادانى مى‏کنید (۱۳۸)

 

وَجَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ یَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ﴿۱۳۸﴾

در حقیقت آنچه ایشان در آنند نابود [و زایل] و آنچه انجام مى‏دادند باطل است (۱۳۹)

 

إِنَّ هَؤُلاء مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِیهِ وَبَاطِلٌ مَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ﴿۱۳۹﴾

گفت آیا غیر از خدا معبودى براى شما بجویم با اینکه او شما را بر جهانیان برترى داده است (۱۴۰)

 

قَالَ أَغَیْرَ اللّهِ أَبْغِیکُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ ﴿۱۴۰﴾

و [یاد کن] هنگامى را که شما را از فرعونیان نجات دادیم که شما را سخت‏شکنجه مى‏کردند پسرانتان را مى‏کشتند و زنانتان را زنده باقى مى‏گذاشتند و در این براى شما آزمایش بزرگى از جانب پروردگارتان بود (۱۴۱)

 

وَإِذْ أَنجَیْنَاکُم مِّنْ آلِ فِرْعَونَ یَسُومُونَکُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ یُقَتِّلُونَ أَبْنَاءکُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَاءکُمْ وَفِی ذَلِکُم بَلاء مِّن رَّبِّکُمْ عَظِیمٌ ﴿۱۴۱﴾

و با موسى سى شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام کردیم تا آنکه وقت معین پروردگارش در چهل شب به سر آمد و موسى [هنگام رفتن به کوه طور] به برادرش هارون گفت در میان قوم من جانشینم باش و [کار آنان را] اصلاح کن و راه فسادگران را پیروى مکن (۱۴۲)

 

وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ ﴿۱۴۲﴾

و چون موسى به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض کرد پروردگارا خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى دید لیکن به کوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى دید پس چون پروردگارش به کوه جلوه نمود آن را ریز ریز ساخت و موسى بیهوش بر زمین افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنانم (۱۴۳)

 

وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَکِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۱۴۳﴾

فرمود اى موسى تو را با رسالتها و با سخن گفتنم [با تو] بر مردم [روزگار] برگزیدم پس آنچه را به تو دادم بگیر و از سپاسگزاران باش (۱۴۴)

 

قَالَ یَا مُوسَى إِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاَتِی وَبِکَلاَمِی فَخُذْ مَا آتَیْتُکَ وَکُن مِّنَ الشَّاکِرِینَ ﴿۱۴۴﴾

و در الواح [تورات] براى او در هر موردى پندى و براى هر چیزى تفصیلى نگاشتیم پس [فرمودیم] آن را به جد و جهد بگیر و قوم خود را وادار کن که بهترین آن را فرا گیرند به زودى سراى نافرمانان را به شما مى‏نمایانم (۱۴۵)

 

وَکَتَبْنَا لَهُ فِی الأَلْوَاحِ مِن کُلِّ شَیْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِیلًا لِّکُلِّ شَیْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَکَ یَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا سَأُرِیکُمْ دَارَ الْفَاسِقِینَ ﴿۱۴۵﴾

به زودى کسانى را که در زمین بناحق تکبر مى‏ورزند از آیاتم رویگردان سازم [به طورى که] اگر هر نشانه‏اى را [از قدرت من] بنگرند بدان ایمان نیاورند و اگر راه صواب را ببینند آن را برنگزینند و اگر راه گمراهى را ببینند آن را راه خود قرار دهند این بدان سبب است که آنان آیات ما را دروغ انگاشته و غفلت ورزیدند (۱۴۶)

 

سَأَصْرِفُ عَنْ آیَاتِیَ الَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَإِن یَرَوْاْ کُلَّ آیَةٍ لاَّ یُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الرُّشْدِ لاَ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَإِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الْغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَکَانُواْ عَنْهَا غَافِلِینَ ﴿۱۴۶﴾

و کسانى که آیات ما و دیدار آخرت را دروغ پنداشتند اعمالشان تباه شده است آیا جز در برابر آنچه مى‏کردند کیفر مى‏بینند (۱۴۷)

 

وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ﴿۱۴۷﴾

و قوم موسى پس از [عزیمت] او از زیورهاى خود مجسمه گوساله‏اى براى خود ساختند که صداى گاو داشت آیا ندیدند که آن [گوساله] با ایشان سخن نمى‏گوید و راهى بدانها نمى‏نماید آن را [به پرستش] گرفتند و ستمکار بودند (۱۴۸)

 

وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ یَرَوْاْ أَنَّهُ لاَ یُکَلِّمُهُمْ وَلاَ یَهْدِیهِمْ سَبِیلًا اتَّخَذُوهُ وَکَانُواْ ظَالِمِینَ ﴿۱۴۸﴾

و چون انگشت ندامت گزیدند و دانستند که واقعا گمراه شده‏اند گفتند اگر پروردگار ما به ما رحم نکند و ما را نبخشاید قطعا از زیانکاران خواهیم بود (۱۴۹)

 

وَلَمَّا سُقِطَ فَی أَیْدِیهِمْ وَرَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ یَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَیَغْفِرْ لَنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿۱۴۹﴾

و چون موسى خشمناک و اندوهگین به سوى قوم خود بازگشت گفت پس از من چه بد جانشینى براى من بودید آیا بر فرمان پروردگارتان پیشى گرفتید و الواح را افکند و [موى] سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود کشید [هارون ] گفت اى فرزند مادرم این قوم مرا ناتوان یافتند و چیزى نمانده بود که مرا بکشند پس مرا دشمن‏شاد مکن و مرا در شمار گروه ستمکاران قرار مده (۱۵۰)

 

وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِی مِن بَعْدِیَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّکُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِیهِ یَجُرُّهُ إِلَیْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَکَادُواْ یَقْتُلُونَنِی فَلاَ تُشْمِتْ بِیَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِی مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ﴿۱۵۰﴾

[موسى] گفت پروردگارا من و برادرم را بیامرز و ما را در [پناه] رحمت‏خود درآور و تو مهربانترین مهربانانى (۱۵۱)

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِکَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ ﴿۱۵۱﴾

آرى کسانى که گوساله را [به پرستش] گرفتند به زودى خشمى از پروردگارشان و ذلتى در زندگى دنیا به ایشان خواهد رسید و ما این گونه دروغ‏پردازان را کیفر مى‏دهیم (۱۵۲)

 

إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ سَیَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیَا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ ﴿۱۵۲﴾

و[لى] کسانى که مرتکب گناهان شدند آنگاه توبه کردند و ایمان آوردند قطعا پروردگار تو پس از آن آمرزنده مهربان خواهد بود (۱۵۳)

 

وَالَّذِینَ عَمِلُواْ السَّیِّئَاتِ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِهَا وَآمَنُواْ إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۱۵۳﴾

و چون خشم موسى فرو نشست الواح را برگرفت و در رونویس آن براى کسانى که از پروردگارشان بیمناک بودند هدایت و رحمتى بود (۱۵۴)

 

وَلَمَّا سَکَتَ عَن مُّوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الأَلْوَاحَ وَفِی نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یَرْهَبُونَ ﴿۱۵۴﴾

و موسى از میان قوم خود هفتاد مرد براى میعاد ما برگزید و چون زلزله آنان را فرو گرفت گفت پروردگارا اگر مى‏خواستى آنان را و مرا پیش از این هلاک مى‏ساختى آیا ما را به [سزاى] آنچه کم‏خردان ما کرده‏اند هلاک مى‏کنى این جز آزمایش تو نیست هر که را بخواهى به وسیله آن گمراه و هر که را بخواهى هدایت مى‏کنى تو سرور مایى پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین آمرزندگانى (۱۵۵)

 

وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِّمِیقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَکْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِیَّایَ أَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاء مِنَّا إِنْ هِیَ إِلاَّ فِتْنَتُکَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاء وَتَهْدِی مَن تَشَاء أَنتَ وَلِیُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الْغَافِرِینَ ﴿۱۵۵﴾

و براى ما در این دنیا نیکى مقرر فرما و در آخرت [نیز] زیرا که ما به سوى تو بازگشته‏ایم فرمود عذاب خود را به هر کس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است و به زودى آن را براى کسانى که پرهیزگارى مى‏کنند و زکات مى‏دهند و آنان که به آیات ما ایمان مى‏آورند مقرر مى‏دارم (۱۵۶)

 

وَاکْتُبْ لَنَا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَیْکَ قَالَ عَذَابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ ﴿۱۵۶﴾

همانان که از این فرستاده پیامبر درس نخوانده که [نام] او را نزد خود در تورات و انجیل نوشته مى‏یابند پیروى مى‏کنند [همان پیامبرى که] آنان را به کار پسندیده فرمان مى‏دهد و از کار ناپسند باز مى‏دارد و براى آنان چیزهاى پاکیزه را حلال و چیزهاى ناپاک را بر ایشان حرام مى‏گرداند و از [دوش] آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده است برمى‏دارد پس کسانى که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نورى را که با او نازل شده است پیروى کردند آنان همان رستگارانند (۱۵۷)

 

الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۱۵۷﴾

بگو اى مردم من پیامبر خدا به سوى همه شما هستم همان [خدایى] که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست هیچ معبودى جز او نیست که زنده مى‏کند و مى‏میراند پس به خدا و فرستاده او که پیامبر درس‏نخوانده‏اى است که به خدا و کلمات او ایمان دارد بگروید و او را پیروى کنید امید که هدایت‏شوید (۱۵۸)

 

قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الأُمِّیِّ الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَکَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۵۸﴾

و از میان قوم موسى جماعتى هستند که به حق راهنمایى مى‏کنند و به حق داورى مى‏نمایند (۱۵۹)

 

وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ ﴿۱۵۹﴾

و آنان را به دوازده عشیره که هر یک امتى بودند تقسیم کردیم و به موسى وقتى قومش از او آب خواستند وحى کردیم که با عصایت بر آن تخته سنگ بزن پس از آن دوازده چشمه جوشید هر گروهى آبشخور خود را بشناخت و ابر را بر فراز آنان سایبان کردیم و گزانگبین و بلدرچین بر ایشان فرو فرستادیم از چیزهاى پاکیزه‏اى که روزیتان کرده‏ایم بخورید و بر ما ستم نکردند لیکن بر خودشان ستم مى‏کردند (۱۶۰)

 

وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَیْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَکِن کَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿۱۶۰﴾

و [یاد کن] هنگامى را که بدیشان گفته شد در این شهر سکونت گزینید و از آن هر جا که خواستید بخورید و بگویید [خداوندا] گناهان ما را فرو ریز و سجده‏کنان از دروازه [شهر] درآیید تا گناهان شما را بر شما ببخشاییم [و] به زودى بر [اجر] نیکوکاران بیفزاییم (۱۶۱)

 

وَإِذْ قِیلَ لَهُمُ اسْکُنُواْ هَذِهِ الْقَرْیَةَ وَکُلُواْ مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَکُمْ خَطِیئَاتِکُمْ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ ﴿۱۶۱﴾

پس کسانى از آنان که ستم کردند سخنى را که به ایشان گفته شده بود به سخن دیگرى تبدیل کردند پس به سزاى آنکه ستم مى‏ورزیدند عذابى از آسمان بر آنان فرو فرستادیم (۱۶۲)

 

فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا کَانُواْ یَظْلِمُونَ ﴿۱۶۲﴾

و از اهالى آن شهرى که کنار دریا بود از ایشان جویا شو آنگاه که به [حکم] روز شنبه تجاوز مى‏کردند آنگاه که روز شنبه آنان ماهیهایشان روى آب مى‏آمدند و روزهاى غیر شنبه به سوى آنان نمى‏آمدند این گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانى مى‏کردند مى‏آزمودیم (۱۶۳)

 

واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتِی کَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَیَوْمَ لاَ یَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِیهِمْ کَذَلِکَ نَبْلُوهُم بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ ﴿۱۶۳﴾

و آنگاه که گروهى از ایشان گفتند براى چه قومى را که خدا هلاک‏کننده ایشان است‏یا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد کرد پند مى‏دهید گفتند تا معذرتى پیش پروردگارتان باشد و شاید که آنان پرهیزگارى کنند (۱۶۴)

 

وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ﴿۱۶۴﴾

پس هنگامى که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند از یاد بردند کسانى را که از [کار] بد باز مى‏داشتند نجات دادیم و کسانى را که ستم کردند به سزاى آنکه نافرمانى مى‏کردند به عذابى شدید گرفتار کردیم (۱۶۵)

 

فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ أَنجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا کَانُواْ یَفْسُقُونَ ﴿۱۶۵﴾

و چون از آنچه از آن نهى شده بودند سرپیچى کردند به آنان گفتیم بوزینگانى رانده‏شده باشید (۱۶۶)

 

فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ کُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِینَ ﴿۱۶۶﴾

و [یاد کن] هنگامى را که پروردگارت اعلام داشت که تا روز قیامت بر آنان [=یهودیان] کسانى را خواهد گماشت که بدیشان عذاب سخت بچشانند آرى پروردگار تو زودکیفر است و همو آمرزنده بسیار مهربان است (۱۶۷)

 

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ مَن یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّکَ لَسَرِیعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۱۶۷﴾

و آنان را در زمین به صورت گروه‏هایى پراکنده ساختیم برخى از آنان درستکارند و برخى از آنان جز اینند و آنها را به خوشیها و ناخوشیها آزمودیم باشد که ایشان بازگردند (۱۶۸)

 

وَقَطَّعْنَاهُمْ فِی الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِکَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّیِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ﴿۱۶۸﴾

آنگاه بعد از آنان جانشینانى وارث کتاب [آسمانى] شدند که متاع این دنیاى پست را مى‏گیرند و مى‏گویند بخشیده خواهیم شد و اگر متاعى مانند آن به ایشان برسد [باز] آن را مى‏ستانند آیا از آنان پیمان کتاب [آسمانى] گرفته نشده که جز به حق نسبت به خدا سخن نگویند با اینکه آنچه را که در آن [کتاب] است آموخته‏اند و سراى آخرت براى کسانى که پروا پیشه مى‏کنند بهتر است آیا باز تعقل نمى‏کنید (۱۶۹)

 

فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْکِتَابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الأدْنَى وَیَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنَا وَإِن یَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِّثْلُهُ یَأْخُذُوهُ أَلَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِم مِّیثَاقُ الْکِتَابِ أَن لاَّ یِقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَدَرَسُواْ مَا فِیهِ وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿۱۶۹﴾

و کسانى که به کتاب [آسمانى] چنگ درمى‏زنند و نماز برپا داشته‏اند [بدانند که] ما اجر درستکاران را تباه نخواهیم کرد (۱۷۰)

 

وَالَّذِینَ یُمَسَّکُونَ بِالْکِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ ﴿۱۷۰﴾

و [یاد کن] هنگامى را که کوه [طور] را بر فرازشان سایبان‏آسا برافراشتیم و چنان پنداشتند که [کوه] بر سرشان فرو خواهد افتاد [و گفتیم] آنچه را که به شما داده‏ایم به جد و جهد بگیرید و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید شاید که پرهیزگار شوید (۱۷۱)

 

وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ کَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّواْ أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُواْ مَا آتَیْنَاکُم بِقُوَّةٍ وَاذْکُرُواْ مَا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۷۱﴾

و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم گفتند چرا گواهى دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم (۱۷۲)

 

وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ ﴿۱۷۲﴾

یا بگویید پدران ما پیش از این مشرک بوده‏اند و ما فرزندانى پس از ایشان بودیم آیا ما را به خاطر آنچه باطل‏اندیشان انجام داده‏اند هلاک مى‏کنى (۱۷۳)

 

أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَکَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَکُنَّا ذُرِّیَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۱۷۳﴾

و اینگونه آیات [خود] را به تفصیل بیان مى‏کنیم و باشد که آنان [به سوى حق] بازگردند (۱۷۴)

 

وَکَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ وَلَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ﴿۱۷۴﴾

و خبر آن کس را که آیات خود را به او داده بودیم براى آنان بخوان که از آن عارى گشت آنگاه شیطان او را دنبال کرد و از گمراهان شد (۱۷۵)

 

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ ﴿۱۷۵﴾

و اگر مى‏خواستیم قدر او را به وسیله آن [آیات] بالا مى‏بردیم اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هواى نفس خود پیروى کرد از این رو داستانش چون داستان سگ است [که] اگر بر آن حمله‏ور شوى زبان از کام برآورد و اگر آن را رها کنى [باز هم] زبان از کام برآورد این مثل آن گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند پس این داستان را [براى آنان] حکایت کن شاید که آنان بیندیشند (۱۷۶)

 

وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۱۷۶﴾

چه زشت است داستان گروهى که آیات ما را تکذیب و به خود ستم مى‏نمودند (۱۷۷)

 

سَاء مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ کَانُواْ یَظْلِمُونَ ﴿۱۷۷﴾

هر که را خدا هدایت کند او راه‏یافته است و کسانى را که گمراه نماید آنان خود زیانکارانند (۱۷۸)

 

مَن یَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِی وَمَن یُضْلِلْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۱۷۸﴾

و در حقیقت بسیارى از جنیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‏ایم [چرا که] دلهایى دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمى‏کنند و چشمانى دارند که با آنها نمى‏بینند و گوشهایى دارند که با آنها نمى‏شنوند آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه‏ترند [آرى] آنها همان غافل‏ماندگانند (۱۷۹)

 

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿۱۷۹﴾

و نامهاى نیکو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانید و کسانى را که در مورد نامهاى او به کژى مى‏گرایند رها کنید زودا که به [سزاى] آنچه انجام مى‏دادند کیفر خواهند یافت (۱۸۰)

 

وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَآئِهِ سَیُجْزَوْنَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ﴿۱۸۰﴾

و از میان کسانى که آفریده‏ایم گروهى هستند که به حق هدایت مى‏کنند و به حق داورى مى‏نمایند (۱۸۱)

 

وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ ﴿۱۸۱﴾

و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند به تدریج از جایى که نمى‏دانند گریبانشان را خواهیم گرفت (۱۸۲)

 

وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیْثُ لاَ یَعْلَمُونَ ﴿۱۸۲﴾

و به آنان مهلت مى‏دهم که تدبیر من استوار است (۱۸۳)

 

وَأُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ ﴿۱۸۳﴾

آیا نیندیشیده‏اند که همنشین آنان هیچ جنونى ندارد او جز هشداردهنده‏اى آشکار نیست (۱۸۴)

 

أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِیرٌ مُّبِینٌ ﴿۱۸۴﴾

آیا در ملکوت آسمانها و زمین و هر چیزى که خدا آفریده است ننگریسته‏اند و اینکه شاید هنگام مرگشان نزدیک شده باشد پس به کدام سخن بعد از قرآن ایمان مى‏آورند (۱۸۵)

 

أَوَلَمْ یَنظُرُواْ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَیْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ ﴿۱۸۵﴾

هر که را خداوند گمراه کند براى او هیچ رهبرى نیست و آنان را در طغیانشان سرگردان وا مى‏گذارد (۱۸۶)

 

مَن یُضْلِلِ اللّهُ فَلاَ هَادِیَ لَهُ وَیَذَرُهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ ﴿۱۸۶﴾

 
این سنت الهی است که هر قومی که ستمگری کنند حتی اگر قدرتی چون فرعونیان داشته باشند باز در اثر اصرار بر ظلم و تکبر در برابر خداوند متعال نابود می گردند
 
تظاهرات مردمی سراسر مغرب را فراگرفت

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری الجزیره، هزاران مغربی روز گذشته با برگزاری تظاهراتی سراسری خواستار اصلاحات سیاسی بیشتر شدند.

اعتراض‌های سراسری دیروز که اکثر شهرهای مغرب را فراگرفته بود، با آغاز جشن‌های دوازدهمین سالگرد به تخت نشستن محمد ششم همزمان بود.

محمد العونی،‌ یکی از فعالان جنبش 20 فوریه که برگزارکننده تظاهرات بود، گفت: هدف از این تظاهرات نه‌فقط اعتراض به جشن‌ها که درخواست آزادی بیشتر و تغییر فضای سیاسی حاکم بر کشور است.

مقامات مغربی تعداد تظاهرات‌کنندگان در شهر رباط پایتخت این کشور را 4 هزار نفر اعلام کردند.

محمد ششم یک روز پیش از آغاز این جشن‌ها و برای آرام کردن نارضایتی‌ها دستور برگزاری انتخابات پارلمانی زودهنگام برای تشکیل مجلس مؤسسان و تدوین قانون اساسی جدید را داده بود.

معاون سردبیر روزنامه مصری الانوار در گفت‌وگو با فارس:
محاکمه مبارک مسائل بسیاری را درباره غربی‌ها برملا می‌کند
خبرگزاری فارس: معاون سردبیر الانوار با اشاره به سنگ‌اندازی‌های داخلی و خارجی برای محاکمه دیکتاتور مصر گفت: محاکمه مبارک نقش کشورهای غربی را در همدستی با وی در پرونده‌های مختلف برملا می‌کند
 
16 دلیل برای اثبات پایان سلطه آمریکا بر جهان
به گزارش فارس، پایگاه "امریکن دریم " در گزارشی نوشت: رسیدن بدهی دولت آمریکا به رقم بی سابقه 14.3 تریلیون دلار و در عین حال، گسترش روز افزون حیطه عملیاتی ارتش، پارادوکسی است که نشان از سیاست های نظامی و اقتصادی ناهمگون دولت آمریکا دارد.
 
در ادامه می توانید فهرستی از 16 علت مستدل برای پایان دوره نظارت پلیسی آمریکا بر دنیا را ببینید.

1. پیش از شروع مبارزه بر علیه تروریسم، بدهی‌های دولت آمریکا زیر 6 تریلیون دلار بود در حالی که الان این رقم از دو برابر نیز گذشته و به رقم سرسام آور14.3 تریلیون دلار رسیده است.

2. در حال حاضر ارتش آمریکا در بیش از 130 کشور حضور نظامی و حدود 700 پایگاه نظامی در سرتاسر جهان دارد. حفظ این پایگاه های نظامی سالانه حدوداً 100 میلیارد دلار هزینه برای دولت آمریکا در بر دارد.

3.هزینه‌های نظامی ارتش آمریکا به تنهایی از هزینه های ارتش چین، روسیه، ژاپن، هند و مجموع دیگر اعضای ناتو بیشتر است.

4. ارتش آمریکا به تنهایی 46.5 درصد از کل پول های هزینه شده در ارتش های جهان را خرج می کند در حالی که ارتش چین که در رده دوم قرار دارد، تنها یک درصد 6.6 را به خود اختصاص داده اشت.

5. اگر بیل گیتس تمام پول های خود را به دولت بهد تنها خواهد توانست کسری بودجه 15 روز آمریکا را پوشش دهد.

6. اقلام خارج از بودجه و هزینه‌هایی که در بودجه پنتاگون لحاظ نشده است، آمار صرف مبلغی بین 1.01 تا 1.35 تریلیون دلار را در بخش دفاع ملی نشان می‌دهد.

7. دولت آمریکا به طور متوسط هر ساعت 168 میلیون دلار قرض می گیرد.

8. پنتاگون در حال حاضر 56 درصد از هزینه های احتیاطی دولت را به خود اختصاص داده است.

9. در بازه زمانی بین سال های 2007 و 2010، تولید ناخالص ملی آمریکا رشد 4.26 درصدی را تجربه کرد در حالی که در همین مدت زمان، بدهی‌های دولت با نرخ 61 درصدی افزایش یافت.

10. هزینه‌های بمبارن لیبی تنها در هفته اول درگیری‌ها به عددی بالغ بر 600 میلیون دلار رسید. بخاطر داشته باشید که بنابر اذعان رهبران مخالفان لیبی، بسیاری از اعضای القاعده در میان نیروهای مخالف هستند، یعنی اعضای همان گروهی که در عراق سربازان آمریکایی را می‌کشند. بنا بر این ارتش آمریکا در حال یاری رساندن به القاعده برای در دست گرفتن زمام لیبی است.

11. قیمت تمام شده یک جنگنده F-22 حدوداً 350 میلیون دلار است.

12. مالیات‌دهندگان آمریکایی در ده سال اخیر، بیش از یک تریلیون دلار به جیب ارتش درگیر در افغانستان و عراق ریخته‌اند.

13. بخاطر داشته باشید که اگر در هر ثانیه یک دلار خرج کنید، 31 هزار سال باید عمر کنید تا بتوانید یک تریلیون دلار را خرج کنید.

14. هزینه‌های جنگ در عراق و افغانستان از سال 2001 تا کنون، 3600 دلار از جیب هر مرد، زن و کودک آمریکایی کم کرده است.

15. تنها هزینه یک روز جنگ در افغانستان برای ساخت کل ساختمان پنتاگون کافی است.

16. دولت آمریکا در حال حاضر یک سوم از کل بدهی‌های دولتی دنیا را بر ذمه دارد
 
 
ورشکستگی ایتالیا؛ نگرانی جدید اتحادیه اروپا
به گزارش فارس به نقل از دویچه وله، پس از بحران مالی شدید یونان و ایرلند، اکنون رهبران اتحادیه اروپا، با نگرانی تازه‌ای روبرو شده‌اند. بسیاری از آن‌ها پیش‌بینی می‌کنند که ایتالیا نیز ممکن است در آینده نزدیک توانائی بازپرداخت بدهی‌های خود را نداشته باشد و به کمک‌های "صندوق نجات یورو " نیازمند شود. بررسی وضعیت مالی ایتالیا در دستور نشست روز دوشنبه وزیران دارائی اتحادیه اروپا گنجانده شده است. روسای بانک مرکزی اروپا، کمیسیون اروپا، شورای اتحادیه و کمیسر امور ارزی اتحادیه اروپا نیز در این نشست شرکت دارند.

 
comment نظرات ()
 
 
نیمه ی شعبان تولد امام حاضرمان بر جهانیان و شیعیانش مبارک باد
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٤/٢٥
 

در حالی به استقبال این روز عزیز می رویم که انقلابهای منطقه و بیداری اسلامی از طرفی و موج بیداری در اروپا و انشا,الله در آمریکا از طرف دیگر می رود نظام سلطه را به زانو در آورده و زمین با رهبری امام زمان به دست مستضعفین افتد.


 
comment نظرات ()
 
 
مطالب غلط و انحرافی باعث می شوند تا حقیقت اصلی مهدویت مهجور بماند
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٤/۱۸
 

بیانات در جمع اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
اولاً تشکر میکنم از همه‌ى برادران و خواهران که در بخشهاى مختلف - و همه هم لازم - مشغول کار و تلاش هستید؛ چه بخش مربوط به نماز، چه زکات، چه تفسیر، چه مهدویت و چه بقیه‌ى آنچه که جناب آقاى قرائتى بیان کردند. همه‌ى اینها کارهاى مهمى است، کارهاى لازمى است و حقاً و انصافاً کار در این بخشها یک انفاق حقیقى و صدقه‌ى مقبوله‌ى عنداللَّه تعالى است ان‌شاءاللَّه. از همه متشکریم، ولى بالخصوص از جناب آقاى قرائتى لازم است تشکر کنیم. تشکر که نه؛ چون کار، کار خداست، براى خداست، ان‌شاءاللَّه خداوند باید از ایشان و همکارانشان تشکر کند؛ لکن قدردانى باید بکنیم. من این چند جمله را در جمع شما برادران و خواهران بگویم:

 آقاى قرائتى یک نمونه‌ى بسیار خوب و درس‌آموزى است خود ایشان. اولاً کارهائى را که ایشان مباشر آنها شد، دنبال آنها رفت، همه‌اش خلأهائى بود که وجود داشت؛ ایشان خلأها را پر کرده؛ خیلى ارزش دارد. بعضى کارها خوبند، اما تکرارى‌اند. اگر کسى توانست نیازها را، خلأها را پیدا کند، بشناسد و همت بگمارد بر اینکه این خلأها را پر کند، این ارزش مضاعفى دارد. ایشان اینجور عمل کرده است؛ هم در قضیه‌ى نماز - نمازِ با این عظمت، با این اهمیت، رکن دین، مایه‌ى قبول همه‌ى اعمال انسان، این مورد بى‌اعتنائى قرار بگیرد در جامعه، توجه لازم به آن نشود. این، خیلى خلأ بزرگى است - ایشان به این خلأ پرداخت، هم مسئله‌ى زکات، که واقعاً در جامعه‌ى ما مطرح نبود و خود این مطرح نبودن یک نقطه‌ى ضعف بود، یک نقیصه بود، ایشان همت کرد، وارد شد؛ همه جا برو، همه جا بگو، به همه اصرار کن، خسته نشو، تا این به جریان بیفتد. قضیه‌ى تفسیر همین جور است، قضیه‌ى مهدویت و بقیه‌ى قضایائى که حالا ایشان دنبال میکنند؛ این یک نکته است در کار آقاى قرائتى عزیز و محترممان.

 نکته‌ى دوم که اهمیت آن از نکته‌ى اول بیشتر هم هست، صفا و خلوص ایشان است. خود این صفا هم موجب شده است که ایشان بتواند کارها را پیش ببرد. خداى متعال با نیتهاى خالص همراه است؛ خلوص نیت تأثیر عجیبى دارد در پیشرفت کارهائى که با این نیت انجام میگیرد. این هم یک نکته است؛ خیلى مهم است.

 من اینها را عرض کردم نه براى خاطر اینکه حالا بخواهیم از یکى تجلیل کنیم یا یکى را بزرگ کنیم. اینها که نه مورد احتیاج و انتظار آقاى قرائتى است، نه ما دنبال این چیزها هستیم؛ میخواهیم اینجور کار کردن براى ما - براى همه‌مان، بخصوص ما طلبه‌ها - الگو بشود؛ یعنى اینجور حرکت کنیم؛ نه اینکه حالا همین کارها را بکنیم؛ بلکه به این معنا که بگردیم دنبال خلأها، دنبال آنچه که نیاز به آن هست، اینها را پیدا کنیم. هر کسى ذوقى دارد، استعدادى دارد، توانائى‌هایى دارد، ظرفیتى دارد، از این ظرفیت استفاده بشود براى اینکه کار انجام بگیرد. این یک.

 دوم، استمرار و پیگیرى، که من حالا همین جا از خود آقاى قرائتى و همکاران ایشان هم میخواهم که این کارهائى که شروع کردند، مطلقاً اینها را رها نکنند؛ این کارها پیگیرى بشود، دنبالگیرى بشود. اینجور نباشد که یک کارى را شروع کنیم، بمجرد اینکه برکاتى، ثمراتى از آن ظاهر شد، خرسند بشویم، خوشحال بشویم، خدا را هم شکر بکنیم، ولى احساس بى‌نیازى، احساس سیرى به ما دست بدهد؛ نه، باید کار دنبال بشود. امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند به ایشان، به همه‌ى شما برادران، خواهران عزیز کمک کند، طول عمر بدهد، سلامتى بدهد که بتوانید این کارها را دنبال کنید؛ اینها مهم است.

 اما مسئله‌ى مهدویت که این روزها به مناسبت نزدیکى نیمه‌ى شعبان و عید بزرگ اسلامى - بلکه بشرى - با طرح این مسئله تناسب دارد، همین قدر باید عرض کنیم که مسئله‌ى مهدویت در شمار چند مسئله‌ى اصلى در چرخه و حلقه‌ى معارف عالیه‌ى دینى است؛ مثل مسئله‌ى نبوت مثلاً، اهمیت مسئله‌ى مهدویت را در این حد باید دانست. چرا؟ چون آن چیزى که مهدویت مبشر آن هست، همان چیزى است که همه‌ى انبیاء، همه‌ى بعثتها براى خاطر آن آمدند و آن ایجاد یک جهان توحیدى و ساخته و پرداخته‌ى بر اساس عدالت و با استفاده‌ى از همه‌ى ظرفیتهائى است که خداى متعال در انسان به وجود آورده و قرار داده؛ یک چنین دورانى است دیگر، دوران ظهور حضرت مهدى (سلام اللَّه علیه و عجّل اللَّه تعالى فرجه). دوران جامعه‌ى توحیدى است، دوران حاکمیت توحید است، دوران حاکمیت حقیقى معنویت و دین بر سراسر زندگى انسانهاست و دوران استقرار عدل به معناى کامل و جامع این کلمه است. خب، انبیاء براى این آمدند.

 ما مکرر عرض کردیم که همه‌ى حرکتى که بشریت در سایه‌ى تعالیم انبیاء، در طول این قرون متمادیه انجام دادند، حرکت به سمت جاده‌ى اسفالته‌ى عریضى است که در دوران حضرت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّریف) به سمت اهداف والا کشیده شده است که بشر در آن جاده حرکت خواهد کرد. مثل اینکه یک جماعتى از انسانها در کوه و کمر و راه‌هاى دشوار و باتلاق‌زارها و خارستانها با راهنمائى‌هاى کسانى همین طور حرکت دارند میکنند تا خودشان را به آن جاده‌ى اصلى برسانند. وقتى به جاده‌ى اصلى رسیدند، راه باز است؛ صراط مستقیم روشن است؛ حرکت در آن آسان است؛ راحت در آن راه حرکت میکنند. وقتى به جاده اصلى رسیدند، اینجور نیست که حرکت متوقف بشود؛ نه، تازه حرکت به سمت اهداف والاى الهى شروع میشود؛ چون ظرفیت بشر یک ظرفیت تمام‌نشدنى است. در طول این قرون متمادى، بشر از کج‌راهه‌ها، بیراهه‌ها، راه‌هاى دشوار، سخت، با برخورد با موانع گوناگون، با بدن رنجور و پاى مجروح شده و زخم‌آلود، در بین این راه‌ها حرکت کرده است تا خودش را به این جاده‌ى اصلى برساند. این جاده‌ى اصلى همان جاده‌ى زمان ظهور است؛ همان دنیاى زمان ظهور است که اصلاً حرکت بشریت به یک معنا از آنجا شروع میشود.

 اگر مهدویت نباشد، معنایش این است که همه‌ى تلاش انبیاء، همه‌ى این دعوتها، این بعثتها، این زحمات طاقت‌فرسا، اینها همه‌اش بى‌فایده باشد، بى‌اثر بماند. بنابراین، مسئله‌ى مهدویت یک مسئله‌ى اصلى است؛ جزو اصلى‌ترین معارف الهى است. لذاست که در همه‌ى ادیان الهى هم تقریباً - حالا تا آنجائى که ما اطلاع داریم - یک چیزى که لبّ و معناى حقیقى آن همان مهدویت است، وجود دارد، منتها به شکلهاى تحریف شده، به شکلهاى مبهم، بدون اینکه درست روشن باشد که چه میخواهند بگویند.

 مسئله‌ى مهدویت در اسلام هم جزو مسلّمات است؛ یعنى مخصوص شیعه نیست. همه‌ى مذاهب اسلامى غایت جهان را که اقامه‌ى حکومت حق و عدل به وسیله‌ى مهدى (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل اللَّه فرجه) است، قبول دارند. روایات معتبر از طرق مختلف، در مذاهب گوناگون، از پیغمبر اکرم و از بزرگان نقل شده است. بنابراین، هیچ تردیدى در آن نیست. منتها امتیاز شیعه در این است که مسئله‌ى مهدویت در آن یک مسئله‌ى مبهم نیست؛ یک مسئله‌ى پیچیده‌اى که براى بشر قابل فهم نباشد، نیست؛ یک مسئله‌ى روشن است، مصداق واضحى دارد که این مصداق را میشناسیم، خصوصیاتى از او را میدانیم، پدران او را میشناسیم، خانواده‌ى او را میشناسیم، ولادت او را میشناسیم، جزئیات آن را خبر داریم. در این معرفى هم باز روایات شیعه، تنهائى در صحنه نیستند؛ حتّى روایاتى از غیر طریق شیعه هم وجود دارد که همین معرفى را براى ما روشن میکند و باید کسانى که مال مذاهب دیگر هستند، توجه کنند و دقت کنند تا این حقیقت روشن را دربیابند. بنابراین اهمیت مسئله یک چنین سطحى دارد و ما بیشتر از دیگران اولى‌ هستیم به اینکه به این مسئله بپردازیم؛ کارهاى علمى و دقیق و متقن روى این مسئله انجام بگیرد.

 مسئله‌ى انتظار هم که جزء لاینفک مسئله‌ى مهدویت است، از آن کلیدواژه‌هاى اصلى فهم دین و حرکت اساسى و عمومى و اجتماعى امت اسلامى به سمت اهداف والاى اسلام است؛ انتظار؛ انتظار یعنى ترغب، یعنى مترصد یک حقیقتى که قطعى است، بودن؛ این معناى انتظار است. انتظار یعنى این آینده حتمى و قطعى است؛ بخصوص انتظارِ یک موجود حىّ و حاضر؛ این خیلى مسئله‌ى مهمى است. اینجور نیست که بگویند کسى متولد خواهد شد، کسى به وجود خواهد آمد؛ نه، کسى است که هست، وجود دارد، حضور دارد، در بین مردم است. در روایت دارد که مردم او را مى‌بینند، همچنانى که او مردم را مى‌بیند، منتها نمیشناسند. در بعضى از روایات تشبیه شده است به حضرت یوسف که برادران او را میدیدند، بین آنها بود، در کنار آنها بود، روى فرش آنها راه میرفت، ولى نمیشناختند. یک چنین حقیقت بارز، واضح و برانگیزاننده‌اى؛ این کمک میکند به معناى انتظار. این انتظار را بشریت نیاز دارد، امت اسلامى به طریق اولى‌ نیاز دارد. این انتظار، تکلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتى انسان یقین دارد که یک چنین آینده‌اى هست؛ همچنانى که در آیات قرآن هست: «و لقد کتبنا فى الزّبور من بعد الذّکر انّ الارض یرثها عبادى الصّالحون. انّ فى هذا لبلغا لقوم عابدین»(1) - مردمانى که اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند - باید خود را آماده کنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمه‌اش آماده‌سازى خود هست. بدانیم که یک حادثه‌ى بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمیشود گفت که حالا سالها یا مدتها مانده است که این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمیشود گفت که این حادثه نزدیک است و در همین نزدیکى اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصد بود، همیشه باید منتظر بود. انتظار ایجاب میکند که انسان خود را به آن شکلى، به آن صورتى، به آن هیئت و خُلقى نزدیک کند که در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شکل و آن هیئت متوقع است. این لازمه‌ى انتظار است. وقتى بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد - یک چنین دورانى قرار است باشد - ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آماده‌ى عدل کنیم، آماده‌ى پذیرش حق کنیم. انتظار یک چنین حالتى را به وجود مى‌آورد.

 یکى از خصوصیاتى که در حقیقتِ انتظار گنجانده شده است، این است که انسان به وضع موجود، به اندازه‌ى پیشرفتى که امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روزبه‌روز این پیشرفت را، این تحقق حقایق و خصال معنوى و الهى را در خود، در جامعه بیشتر کند. اینها لوازم انتظار است.

 خب، بحمداللَّه امروز کسانى دارند در مسئله‌ى انتظار کارِ عالمانه میکنند؛ آن طورى که در گزارشهاى جناب آقاى قرائتى بود و قبلاً هم این گزارش را خوانده بودم، حالا هم که ایشان اشاره کردند و گفتند. از کارِ عالمانه و همراه با دقت در مسئله‌ى انتظار و مسئله‌ى دوران ظهور نباید غفلت کرد. و از کارِ عامیانه و جاهلانه بشدت باید پرهیز کرد. از جمله‌ى چیزهائى که میتواند یک خطر بزرگ باشد، کارهاى عامیانه و جاهلانه و دور از معرفت و غیر متکى به سند و مدرک در مسئله‌ى مربوط به امام زمان (عجّل‌اللَّه تعالى فرجه الشّریف) است، که همین زمینه را براى مدعیان دروغین فراهم میکند. کارهاى غیرعالمانه، غیرمستند، غیر متکى به منابع و مدارک معتبر، صرف تخیلات و توهمات؛ اینجور کارى مردم را از حالت انتظار حقیقى دور میکند، زمینه را براى مدعیان دروغگو و دجال فراهم میکند؛ از این بایستى بشدت پرهیز کرد.

 در طول تاریخ مدعیانى بودند؛ بعضى از مدعیان هم همین چیزى که حالا اشاره کردند، یک علامتى را بر خودشان یا بر یک کسى تطبیق کردند؛ همه‌ى اینها غلط است. بعضى از این چیزهائى که راجع به علائم ظهور هست، قطعى نیست؛ چیزهائى است که در روایات معتبرِ قابل استناد هم نیامده است؛ روایات ضعیف است، نمیشود به آنها استناد کرد. آن مواردى هم که قابل استناد هست، اینجور نیست که بشود راحت تطبیق کرد. همیشه عده‌اى این شعرهاى شاه نعمت‌اللَّه ولى را - در طول سالهاى متمادى و در موارد زیادى - بر آدمهاى مختلفى در قرون مختلف تطبیق کردند، که بنده دیدم. گفتند بله، اینى که گفته من فلان کس را، فلان جور مى‌بینم، این فلان کس است؛ یک شخصى را گفته‌اند. باز در یک زمان، صد سال بعد مثلاً، یک کس دیگرى را پیدا کردند و به او تطبیق کردند! اینها غلط است، اینها کارهاى منحرف‌کننده است، کارهاى غلطانداز است. وقتى انحراف و غلط به وجود آمد، آن وقت حقیقت، مهجور خواهد شد، مشتبه خواهد شد، وسیله‌ى گمراهى اذهان مردم فراهم خواهد شد؛ لذا از کارِ عوامانه، از تسلیم شدن در مقابل شایعات عامیانه بایستى بشدت پرهیز کرد. کارِ عالمانه، قوى، متکى به مدرک و سند، که البته کار اهل فنِ این کار است، این هم کار هر کسى نیست، باید اهل فن باشد، اهل حدیث باشد، اهل رجال باشد، سند را بشناسد، اهل تفکر فلسفى باشد؛ بداند، حقایقى را بشناسد، آن وقت میتواند در این زمینه وارد میدان شود و کار تحقیقاتى انجام دهد. این بخش از کار را هرچه ممکن است، بیشتر باید جدى گرفت تا راه ان‌شاءاللَّه براى مردم باز شود؛ هرچه دلها با مقوله‌ى مهدویت آشنا شود و انس پیدا کند و حضور آن بزرگوار براى ما، ما مردمى که در دوران غیبت هستیم، محسوستر شود و بیشتر حس کنیم و رابطه بیشتر داشته باشیم، این براى دنیاى ما و براى پیشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواهد بود.

 این توسلاتى که در زیارات مختلف وجود دارد که بعضى از اینها اسانید خوبى هم دارد، اینها بسیار باارزش است. و توسل، توجه، انسِ با آن بزرگوار از دور. این انس به معناى این نیست که حالا کسى ادعا کند که من خدمت حضرت میرسم یا صداى ایشان را میشنوم؛ ابداً اینجور نیست. غالب آنچه که در این زمینه گفته میشود، ادعاهائى است که یا دروغ است، یا طرف دروغ هم نمیگوید، تصور میکند، تخیل میکند. ما کسانى را دیدیم. آدمهاى دروغگوئى نبودند، اما خیال میکردند، تخیل میکردند؛ تخیلات خودشان را به عنوان واقعیت براى این و آن نقل میکردند! نبایستى تسلیم اینها شد. راه درست، راه منطقى. آن توسل، توسل از دور است؛ توسلى است که امام آن را از ما میشنود، ان‌شاءاللَّه میپذیرد؛ ولو اینکه ما با مخاطب خودمان از دور داریم حرف میزنیم؛ اشکالى ندارد. خداى متعال سلامِ سلام‌دهندگان و پیامِ پیام‌دهندگان را به آن بزرگوار میرساند. این توسلات و این انس معنوى بسیار خوب و لازم است.

 امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال ظهور آن حضرت را هرچه نزدیکتر کند، ما را جزو یاران آن بزرگوار، هم در غیبتش، هم در حضورش قرار بدهد و ان‌شاءاللَّه ما را جزو مجاهدانِ در کنار آن بزرگوار و شهیدشدگان در رکاب آن بزرگوار قرار بدهد.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

 
comment نظرات ()
 
 
بیانیه سازمان بسیج مستضعفین؛
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٤/٦
 

به گزارش خبرگزاری فارس، سازمان بسیج مستضعفین به مناسبت فرارسیدن سالروز ششم و هفتم تیرماه سالروز سوء قصد به مقام معظم رهبری و شهادت آیت‌الله بهشتی و 72 تن از یاران وفادار انقلاب و امام(ره) بیانیه‌ای صادر کرد که در آن آمده است: جمعی از عناصر سفاک و خود باخته و منافق که چشم دیدن یار دیرینه امام و خلف صالح آن پیر الهی سفر کرده را نداشتند، تمام عداوت و کینه‌توزی خود را در سلاح ناپاک خود کرده و به جان خورشید فروزان انقلاب سوءقصد کردند.

این بیانیه می‌افزاید: اما به حول و قوه خداوند متعال و یاری امام زمان (عج) این ترور نافرجام ماند و دشمنان منحوس به هدف پلید خود نرسیدند. اراده خداوند عزیز نیز بر آن گرفت که کشتی این انقلاب الهی با دست با کفایت امام خامنه‌ای هدایت شود. دفتر تاریخ انقلاب اسلامی آکنده از روزهای تلخ و شیرین و فراز و نشیب‌های فراوانی است و ورق به ورق آن بیانگر پایداری ملت بسیجی ایران اسلامی در مقابل زورگویان و استکبار جهانی همنوا با صهیونیزم بین‌الملل است که یکی از این ورقه‌های تلخ، فاجعه هفتم تیر ماه 60 و انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به دست منافقین کوردل و شهادت دکتر بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب و امام(ره) با بغض و عداوت منافقین است.

در ادامه این بیانیه آمده است: در سالروز هفتم تیرماه منافقین داخلی مطرود مردم و نظام، که تمام ضربه‌هایی که نظام متحمل شد از سوی این منحرفان بود که از جهاد پشیمان شدند درحالی که داعیه اسلام را داشتند و در دل کفر پروراندند، همه نفاقها و بغض‌ها و کینه‌های جاهلانه خود را متوجه شهید بهشتی و یاران صدیق او کردند و انفجار هولناک دفتر حزب جمهوری اسلامی در دستور کار این معاندین قرار گرفت.

در این بیانیه با اشاره به نقش داشتن آمریکا و اسرائیل در تمامی وقایای جنایتکارانه آمده است: عامل اصلی وقوع فاجعه هفتم تیر استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جنایتکار و اسرائیل خبیث بود که در وقایع مختلف از قبیل شکست در صحرای طبس، کودتای نوژه و سایر اختلاف‌افکنی‌های داخلی با شکست مواجه شده و زمانی که با عقل ناقص خود دریافتند با تصویب قانون اساسی در سال‌های آغازین انقلاب پایه‌های اصلی نظام مستحکم و مجلس انقلاب اسلامی به دست نیروهای انقلاب و متدین افتاده، بیداری ملت را برنتافتند و دست به عمل جنایتکارانه ترور و بمب گذاری کردند.

در این بیانیه تاکید شده است: عمال منافق و بریدگان از نظام ولایی و عناصر دست نشانده آمریکا و صهیونیست که به دنبال سهم‌خواهی از نظام بودند فرصت را غنیمت شمرده و این فاجعه ننگین و صدها ترور از شخصیت‌های علمی و فرهنگی و بلندپایه‌ترین و دلسوزترین مسئولان نظام را از خود بجا گذاشتند.

این بیانیه می‌افزاید: مردم مسلمان ما بیدارند و این بیداری برای همه تاریخ و اعصار و قرون بجا خواهد ماند و همواره در طول تاریخ انقلاب نشان داده‌اند که هر نوع تهدید، ارعاب، ترور و تحریم کوچکترین خللی در تصمیم و اراده مصمم آنها وارد نخواهد کرد و با بصیرت خود در مسیر و هدف اصلی انقلاب طی طریق خواهند کرد. گروه‌های سیاسی مریض و مغرض به نظام نیز که با جنگ نرم و فرهنگی خود به دنبال ایجاد شائبه‌های جاهلانه و غیرعالمانه و تعبیر سوء از مبانی اعتقادی مهدویت هستند، باید بدانند که به همان جریان انحرافی و نفوذی متهمند و مردم بر این باورند که این عناصر ضاله به دنبال سست کردن اعتقادات و بصیرت و بیداری آنان هستند.

در پایان این بیانیه آمده است: همه ملت ایران پا در رکاب و گوش به فرمان ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت‌الله‌ العظمی امام خامنه‌ای عزیز بوده و اوامر ایشان را فصل‌الخطاب و مطاع می‌دانند و رابطه خود با این بزرگوار را رابطه نه تنها یک رهبر سیاسی بلکه مراد و مرید برای خود دارند و اندک خللی نیز در این تصمیم خود ندارند. بسیج به تمام کسانی که در مسیر انقلاب اسلامی و در پیمودن مسیر آن بر اثر ناتوانی خود و به رغم غلط خود ملت را ناتوان ‌می‌بینند، هشدار می‌دهد که ما بسیجیان با تمام وجود آماده‌ایم تا از راست قامت جاودانه تاریخ معاصر یعنی مقام عظمای ولایت امام خامنه‌ای در هر زمینه‌ای که اشاره فرمایند جان ناقابل خود را تقدیم کنیم و کمترین هراس نیز در این مسیر به دل و جان خود راه نمی‌دهیم.


 
comment نظرات ()
 
 
مهدویون و امتحانی بزرگ!
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٤/۳
 

بخش اول- خادم الامام (عج)

بخش دوم - خادم الامام (عج)

 بخش سوم - خادم الامام (عج)

 بخش چهارم - خادم الامام (عج)

 بخش پنجم (پایانی)- خادم الامام (عج)


 
comment نظرات ()
 
 
تولد مولای متقیان مبارک باد
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۳/٢٦
 

به گزارش جهان، عشق اهل بیت علیهم السلام همیشه در آثار و اشعار عارفان ما جلوه‌گری می‌کرد و می‌کند. مولوی جلال‌الدین محمد بلخی نمونه‌ای عالی از عارفان و شاعران ایرانی است که در جای جای آثار او عشق و محبت اهل بیت پیامبر اکرم (ص) موج می‌زند. شعر زیر تنها قطره‌ای از دریای بی‌کران عرفان مولوی است که در آن، نام یکایک جانشینان پیامبر اسلام و فرزندان امام علی (ع) آمده است.

این شعر از دیوان شمس تبریزی است که مولانا آن را به یاد مراد خود، حضرت شمس تبریزی سروده است. مولوی طبق اقوال قاطبه مورخین، از اهل سنت و جماعت بوده است.

ای شاه شاهان جهان الله، مولانا علی
ای نور چشم عاشقان الله، مولانا علی

حمد است گفتن نام تو ای نور فرخ نام تو
خورشید و مه هندوی تو الله، مولانا علی

خورشید مشرق خاوری در بندگی بسته کمر
ماهت غلام نیک پی الله، مولانا علی

خورشید باشد ذره‌ای از خاکدان کوی تو
دریای عمان شبنمی الله، مولانا علی

موسی عمران در غمت بنشسته بد در کوه طور
داود می‌خواندت زبور الله، مولانا علی

آدم که نور عالم است عیسی که پور مریم است
در کوی عشقت در هم است الله، مولانا علی

داود را آهن چو موم قدرست نموده کردگار
زیرا به دل اقرار کرد الله، مولانا علی

آن نور چشم انبیا احمد که بد بدر دجا
می‌گفت در قرب دنا الله، مولانا علی

قاضی و شیخ و محتسب دارد به دل بغض علی
هر سه شدند از دین بری الله، مولانا علی

گر مقتدای جاهلی کردست در دین جاهلی
تو مقتدای کاملی الله، مولانا علی

شاهم علی مرتضی بعدش حسن نجم سما
خوانم حسین کربلا الله، مولانا علی

آن آدم آل عبا دانم علی زین العباد
هم باقر و صادق گوا الله، مولانا علی

موسی کاظم هفتمین باشد امام و رهنما
گوید علی موسی الرضا الله، مولانا علی

سوی تقی آی و نقی در مهر او عهدی بخوان
با عسکری رازی بگو الله، مولانا علی

مهدی سوار آخرین بر خصم بگشاید کمین
خارج رود زیر زمین الله، مولانا علی

تخم خوارج در جهان ناچیز و ناپیدا شود
آن شاه چون بیدار شود الله، مولانا علی

دیو و پری و اهرمن، اولاد آدم مرد و زن
دارند این سر در دهن الله، مولانا علی

اقرار کن اظهار کن مولای رومی این سخن
هر لحظه سر من لدن الله، مولانا علی

ای شمس تبریزی بیا بر ما مکن جور و جفا
رخ را به مولانا نما الله، مولانا علی


 
comment نظرات ()
 
 
پناهیان: هم انکار نزدیک بودن ظهور غلط است و هم سوءاستفاده از آن
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۳/٩
 
خبرگزاری فارس: طبیعی است وقتی موضوع مهدویت در جامعه مورد توجه و استقبال قرار بگیرد مورد سوء استفاده بعضی‌ جریان‌ها قرار خواهدگرفت باید جلوی سوء استفاده‌ها را گرفت.

به گزارش خبرگزاری فارس حجت‌الاسلام و المسلمین پناهیان به مدت یک ماه در مهدیه تهران پیش از مراسم دعای ندبه، پیرامون موضوع "آیا ظهور نزدیک است؟ " سخنرانی خواهد کرد. پناهیان در اولین جلسه از این سلسله سخنرانی‌ها، به بیان اصل "نزدیک دانستن ظهور " در نزد منتظران پرداخت. وی با اشاره به ضرورت امیدوارانه نگاه کردن به نزدیک بودن فرج به برخی سوء استفاده‌ها و سوء برخوردها نسبت به این موضوع اشاره کرد و گفت: "طبیعی است وقتی موضوع مهدویت در جامعه مورد توجه و استقبال قرار بگیرد مورد سوء استفاده بعضی‌ جریان‌ها قرار خواهدگرفت باید جلوی سوء استفاده‌ها را گرفت ولی این به آن معنا نیست که اساسا نزدیک بودن ظهور انکار شود. تازه هرچه به ظهور نزدیک‌تر شویم این سوء استفاده‌ها بیشتر هم خواهد شد "در ادامه، مطالب مطرح شده در این سخنرانی را می‌خوانید:

* انتظار فرج، صرف اعتقاد به رخداد فرج نیست
-------------------------------------------------
" منتظر یعنی کسی که یک احساس امیدی درباره فرج در دلش وجود داشته باشد. معنای انتظار، صرفا احتمال دادنِ ظهور نیست که انسان بگوید: "روزی ظهور محقق خواهد شد. هیچ احتمال هم نمی‌دهیم و هیچ امید جدی نداریم این نزدیکی‌ها باشد. " این انتظار نیست. بلکه انتظار، یک احساس روحی بسیار عمیق و یک کشش روحی است نسبت به امری که انسان منتظر آن است. امید به فرج باید واقعا در دل انسان موجود باشد.
" منتظر بودن فراتر از داشتن یک دیدگاه است. لذا اینکه ما بدانیم روزی ظهور رخ خواهد داد کافی نیست. انتظار حتی از اعتقاد هم فراتر است. یعنی ممکن است کسی معتقد به ظهور هم باشد، و اعتقاد داشته باشد که بالاخره روزی فرج رخ خواهد داد، اما انتظار در روح او جاری نباشد. اعتقادی که هیچ احساسی در انسان ایجاد نکند، نامش انتظار نیست.
" انسانِ منتظر همیشه چشم به راه است. مانند مادری که فرزندش به جبهه رفته و از او بی‌خبر است، همیشه چشم به راه است و هر لحظه نگاهش به درِ خانه است که چه کسی دق الباب می‌کند. کسی که چنین احساسی ندارد و آن التهاب و نگرانی خاص فرد منتظر را ندارد، منتظر واقعی نیست. هرچند "احساس انتظار "، دردمندی، التهاب، سوز و گداز، و شور و حال خاص خودش را به همراه دارد، اما به هرحال این احساس یک احساس بسیار زیبا و دوست‌داشتنی است و رنجِ انتظار هم رنجی شیرین و گواراست.
انتظار فرج، نوعی ارتباط با آینده است که انسان را به لحاظ روحی ارتقاء می‌دهد
" انتظار فرج، احساس بسیار ارزشمندی است به حدی که در برخی روایات افضل عبادات محسوب شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ؛ بافضیلت‌ترین عبادت انتظار فرج است "(کمال‌الدین شیخ صدوق/1/287) امام جواد(ع) نیز به جناب عبدالعظیم حسنی فرمودند: "برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است؛ أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِیعَتِنَا انْتِظَارُ الْفَرَج‏ "(همان/2/377)
" شاید یکی از دلایلی که انتظار فرج افضل عبادات شمرده شده است اینست که ما در جریان انتظار فرج، تعلق خاطر به آینده پیدا می‌کنیم و محدود به زمان حال نمی‌شویم. کسی که خودش را فقط محدود به زمان حال کند، درواقع خودش را بیچاره کرده است. انتظار فرج، از لحاظ روحی بسیار تأثیرگذار و سازنده است. اگر کسی به آینده تعلق خاطر داشته باشد، نشان دهنده رشد انسانیت و همچنین سعه روحی اوست. انتظار فرج هم نشان‌دهنده این سعه روحی است و هم تقویت‌کننده آن. لذا خیلی مهم است که اهل معنویت و ایمان بتوانند این احساس انتظار را در خود تقویت کنند. همواره باید بهترین عوامل و راه‌های تقویت این احساس انتظار در خود و جامعه خود را بیابیم، تا هم رشد معنوی خود را شتاب دهیم و هم با رشد خود و جامعه، فرج را نزدیک‌تر کنیم.

* عواملی که می‌توانند انتظار فرج را در انسان تقویت کنند
----------------------------------------------------------------
" 1. عامل گرفتاری:
یکی از عواملی که این احساس انتظار و کشش روحی را در انسان تشدید می‌کند، درد و رنج و قرار گرفتن انسان در تنگنا و سختی و گرفتاری است. انسان‌هایی که تحت ظلم و ستم قرار می‌گیرند و در فشار سختی‌ها و مصائب گرفتار می‌شوند، طبیعتاً آمادگی روحی پیدا می‌کنند برای اینکه منتظر یک فرجی باشند. چنین افرادی عمیقاً منتظر هستند و واقعاً چشم به راه فرج هستند.
" این عامل، یعنی گرفتاری و قرار گرفتن در تنگنا، خیلی مدّ نظر مانیست چون برخی افراد وقتی در تنگنا قرار می‌گیرند و بلایی به سرشان می‌آید، کاملاً مأیوس شده و به‌جای اینکه به آینده تعلق خاطر پیدا کنند، دائماً درگیر با گذشته‌ها شده و دچار حسرت و ناامیدی می‌شوند.
" البته بلا و رنج و گرفتاری، قبل از ظهور برای انسان‌ها از جمله مؤمنین رخ خواهد داد ولی ما نباید به عنوان یک راه‌حل برای منتظر شدن و تقویت احساس انتظار بر روی این عامل حساب کنیم و آن را به عنوان یک روشِ مقبول، برای عمیق شدن انتظار ارائه دهیم.

" 2. عامل تفکر:
راه دیگری که برای تقویت احساس انتظار وجود دارد، تفکر است. یعنی اینکه در مورد زیبایی‌ها و آن وضع مطلوبی که پیش‌ خواهد آمد فکر کنیم. اگر تفکر کردیم و شدت زیبایی آن صحنه‌های قشنگ را دیدیم، احساس انتظار در وجودمان شدت پیدا می‌کند. مانند اینکه انسان در مورد بهشت رضوان الهی تفکر کند و به قدری عمیق درباره بهشت بیندیشد که عاشق بهشت و مشتاق ملاقات پروردگار شود. این روش (تفکر عمیق درباره لحظات زیبای بعد از ظهور) یکی از روش‌های خوب و مؤثر جهت عمیق‌تر شدن احساس انتظار در انسان است اما عموم انسان‌ها به سختی می‌توانند به این روش توفیق یابند.

3. عامل توجه به زمان فرج:
در میان تمام روش‌هایی که می‌توانند احساس انتظار را در انسان تشدید نمایند، یک راه عمومی‌تر نیز وجود دارد که می‌تواند حس انتظار را عمیقاً در انسان ایجاد کند و احساس انتظار را در انسان به سرعت بالا ‌برد. این راه، توجه به زمان فرج است. اگر ما زمان فرج را نزدیک بدانیم، احساس انتظار در ما تقویت خواهد شد. اگر بدانیم که این ظهور نزدیک است، احساس انتظار در وجودمان شدید خواهد شد.
" وقتی قرار است مهمان بسیار عزیز و بزرگی برایمان بیاید، هرچه زمانِ آمدن او نزدیک‌تر می‌شود طبیعتاً التهاب و هیجان انتظار در قلب ما افزایش پیدا می‌کند. هرچه فاصله خودمان را با آن‌چه منتظرش هستیم، کمتر ببینیم، احساس انتظار در ما عمیق‌تر خواهد شد و برای آن بیشتر لحظه شماری می‌کنیم.
" اگر به ما بگویند ظهور خیلی نزدیک است، روحیه ما متحول می‌شود و ارتباط عمیق‌تری با امام زمان(ع) ایجاد خواهیم کرد. اگر احساس کنیم: "ما واقعاً حضرت را خواهیم دید "، اگر احتمال قوی بدهیم که ما واقعاً در زمان ظهور حضرت خواهیم بود و در باقیمانده عمرمان ظهور ایشان را درک خواهیم کرد، زندگی ما کاملاً متحول و دگرگون خواهد شد.
" اگر ما زمان ظهور را نزدیک ببینیم، طبیعتاً این انتظار عمیقاً بر روح ما تأثیر خواهد گذاشت و نحوه زندگی ما و شیوه بندگی ما را کاملاً متحول خواهد کرد. ظهور مانند محشر کبری و قیامت است و از آن به قیامت صغری تعبیر شده است. توجه به زمان آن و نزدیک بودن آن تأثیر سازنده‌ای بر روح انسان خواهد داشت و بسیار اصلاح‌کننده است.

* انسان منتظِر، منتظَر خود را فراموش نمی کند
------------------------------------------------------
" خیلی‌ها از اینکه ظهور را نزدیک ببینند، می‌ترسند. شاید به این دلیل که در آستانه ظهور امتحاناتی رخ می‌دهد که خیلی‌ها طاقتش را ندارند. بسیاری نیز در صورت رخ دادن امر فرج، نقشه‌هایشان نقش بر آب می‌شود. بعضی‌ها تمام زندگی خود را صرف جنایت‌کاری و انواع مختلف زشتی‌ها و خباثت‌ها کرده‌اند.
" بعضی‌ها به دلایل مختلف، از نزدیک بودن ظهور در هراسند و ترجیح می‌دهند ظهور تأخیر داشته باشد و یا اصلاً به آن فکر نکنند. اینها می‌گویند اصلاً معلوم نیست، شاید ظهور دویست هزار سال دیگر رخ دهد! خوبست که آدم لااقل ذره‌ای ادب در گفتار داشته باشد و از این ادبیات در مورد ظهور استفاده نکند. چرا بدون حساب، اینقدر ظهور را عقب می‌اندازند؟
" آخر چطور ممکن است که منتظر باشیم و اصلاً در مورد زمانش حرف نزنیم. این چه انتظاری است که هیچ وقت در مورد احتمال نزدیک بودن آن صحبت نمی‌کنیم؟ گویا می‌خواهیم آن را فراموش کنیم. مگر ممکن است که انسان منتظِر، منتظَر خود را فراموش کند یا از او چیزی نگوید؟
" آیت الله بهجت(ره) فرموده‌اند: "ای کاش می نشستیم و درباره این که حضرت غائب(علیه‌السلام) چه وقت ظهور می کند، با هم گفتگو می کردیم، تا لااقلّ از منتظرین فرج باشیم! (درمحضربهجت:ج2/ص188؛ همچنین پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی آیت‌الله بهجت(ره): http://bahjat.org/fa/content/view/1305/51/)
" انسان منتظر دوست دارد هر لحظه از منتظَر خود گفتگو کند، در مورد او تفکر کند و بگوید و بشنود. البته معلوم است که ما به طور قطعی متوجه نمی‌شویم که ظهور کِی رخ می‌دهد ولی زیبایی انتظار به احساس نزدیک بودن فرج است نه به دانستن اینکه بالاخره او یک روزی خواهد آمد. احساس انتظار، انسان را نسبت به زمان ظهور حساس می‌کند.
" البته واضح است که نباید در مورد زمان ظهور، بی‌ربط و غیر منطقی سخن گفت بلکه باید کاملاً منطقی، عالمانه و با رعایت قواعد در این رابطه صحبت کرد، ولی انسان مؤمن نمی‌تواند نسبت به زمان ظهور بی‌تفاوت باشد و حساسیت خود را در این زمینه کنار بگذارد.
آیا از نظر روحی باید ظهور را نزدیک بدانیم؟
" در اواخر دعای عهد می‌خوانیم: "اللَّهُمَّ اکْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِظُهُورِهِ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَرَاهُ قَرِیباً؛ خداوندا! این غم را از دل این امت با ظهور مولایمان برطرف کن، آنها این ظهور را دور می‌دانند درحالی‌که ما این ظهور را نزدیک می‌بینیم "(مصباح کفعمی/550)
" اهل بیت عصمت(ع) به ما این‌گونه آموزش داده‌اند که بگوییم ظهور نزدیک است و ما ظهور را نزدیک می‌بینیم. بعضی‌ها روحیات خشنی دارند و اسم آن را عقل و منطق می‌گذارند. هیچ وقت عقلانیت اقتضا نمی‌کند انسان بی‌روح و بی‌احساس باشد. عقلانیت با احساسات نورانی و قشنگ، منافاتی ندارد. بلکه لازم و ملزوم یکدیگرند.
" آدم بدها ظهور را دور می‌دانند ولی ما نزدیک می‌دانیم. اصلاً اقتضای انتظار همین است. باید این احساس را به خودمان تلقین کنیم. باید موانعش را از بین ببریم و این احتمال را در وجودمان تقویت نماییم که انشاءالله به دیدار مولایمان نائل خواهیم شد. اصلاً انتظار یعنی همین.
" منتظر یعنی کسی که احساس می‌کند به همین زودی‌ مولایش خواهد آمد. اگر این احساس را نداشته باشیم دیگر اسمش انتظار نخواهد بود، بلکه صرفاً اطلاع خواهد بود. بعضی‌ها فقط اطلاع دارند از اینکه آقا روزی خواهد آمد و این به‌تنهایی هیچ فضیلتی محسوب نمی‌شود.
روایاتِ به گونه‌ای هستند که موجب می‌شوند امر فرج را بعید ندانیم/داستان علی‌بن‌یقطین
" علی‌بن‌یقطین از اصحاب خاص امام کاظم(ع) بود و مقامش به‌جایی رسید که امامش او را از اولیاء الهی دانست(إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى أَوْلِیَاءَ...وَ أَنْتَ مِنْهُمْ یَا عَلِیُّ)، از اصحاب رسول خدا برشمرد و به عنوان الگو او را معرفی کرد(من سَرَّهُ أن یرى رجلا من أصحاب رسول الله (ص) فلینظر إلى هذا المقبل)، بهشت را برایش ضمانت کرد(أما أنا فأشهد أنه من أهل الجنة) و از همه زیباتر اینکه چنین امام معصومی در روز عید قربان فرمود: در عرفات هیچ کس جز على‌بن‌یقطین به دل من نگذشت و همه جا با من بود. (ما عرض فی قلبی أحد و أنا على الموقف إلا علی بن یقطین، فإنه ما زال معی و ما فارقنی حتى أفضت.)(رجال کشی/432-433)(رجال ابن داوود/254) چه مقام والایی.
" در کتاب کافی به نقل از علی‌بن‌یقطین آمده است که: امام موسی بن جعفر(ع) به من فرمودند: "شیعه دویست سال است که با آرزوها تربیت می‌شود؛ إِنَّ الشِّیعَةَ تُرَبَّى بِالْأَمَانِیِّ مُنْذُ مِائَتَیْ سَنَةٍ " یعنی شیعه هر لحظه آرزومند است که آقای خودش را ببیند و عمرش با آرزو سپری می‌شود. در ادامه روایت آمده است که علی‌بن‌یقطین در گفتگویی که با پدرش داشته، پدر می‌پرسد: "چطور وعده رسول خدا(س) در مورد به حکومت رسیدن فرزندان عباس محقق شد، اما وعده حضرت در مورد فرج آل محمد محقق نشد؟ " ـ ببینید چقدر شیعیان سخن رسول خدا(ص) را جدی گرفته بودند، به‌طوری‌که لحظه شماری می‌کردند... و مدام پیگیر ظهور و فرج بودند ـ علی‌بن‌یقطین در پاسخ می‌گوید: "اگر به ما گفته بودند که امر فرج تا دویست سال یا سی‌صد سال دیگر اتفاق نمی‌افتد، در آن صورت مردم قسی القلب می‌شدند. " یعنی اگر مؤمنین ظهور را نزدیک نبینند و بگویند تا ظهور خیلی مانده است، قساوت قلب پیدا خواهند کرد.(کافی/1/369)(غیبت نعمانی/295)
" سپس می‌فرماید: "بلکه بگویید چقدر ظهور سریع و نزدیک است. " (قَالَ یَقْطِینٌ لِابْنِهِ عَلِیٍّ: مَا بَالُنَا .... فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ: ... و إِنَّ أَمْرَنَا لَمْ یَحْضُرْ فَعُلِّلْنَا بِالْأَمَانِیِّ وَ لَوْ قِیلَ لَنَا إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَکُونُ إِلَى مِائَتَیْ سَنَةٍ أَوْ ثَلَاثِمِائَةِ سَنَةٍ لَقَسَتِ الْقُلُوبُ وَ لَرَجَعَتْ عَامَّةُ النَّاسِ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ لَکِنْ قَالُوا مَا أَسْرَعَهُ وَ مَا أَقْرَبَهُ تَأَلُّفاً لِقُلُوبِ النَّاسِ وَ تَقْرِیباً لِلْفَرَجِ "(همان [سید احمد فهرى در شرح این روایت می‌گوید: "پاسخى که علىّ بپدرش داده است پاسخ متینى است و آن را از امام موسى بن جعفر گرفته است. " و سپس به روایتی از صدوق اشاره می‌کند که یقطین همین سؤال را از امام کاظم(ع) پرسیده و حضرت پاسخ مشابهی داده‌اند(علل الشرائع صدوق/2/581: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع: مَا بَالُ مَا رُوِیَ فِیکُمْ...]
" امام صادق(ع) می‌فرمایند: "فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً "(کافی/12/333) یعنی صبح و شب باید منتظر فرج مولایمان باشیم. حتی نه اینکه فقط روزهای جمعه توقع فرج را داشته باشیم، بلکه هر صبح و شام مانند کسانی که عزیزشان را گم کرده‌اند، باید در پی آقایمان باشیم و لحظه‌شماری کنیم.
" پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: "إِنَّمَا مَثَلُهُ کَمَثَلِ السَّاعَةِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً "(عیون اخبارالرضا/2/266) امر فرج مانند روز قیامت است که ناگهانی رخ می‌دهد. پس تصور نکنیم که مقدمات طولانی و بسیار پیچیده‌ای خواهد داشت. بنابراین هر لحظه ممکن است این امر عظیم رخ دهد.
" امام حسین(ع) می‌فرمایند: "یُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ وَاحِدَةٍ "(کمال الدین شیخ صدوق/1/316) خداوند امر فرج را در یک شب اصلاح خواهد کرد. یعنی خداوند مقدمات و امور مربوط به فرج را در یک شب فراهم خواهد کرد. پس نباید تصور کرد که یک‌سلسله مقدمات بسیار پیچیده و طولانی باید اتفاق بیفتد تا حضرت ظهور کنند. و پیش خود بگوییم از ظاهر اوضاع عالم معلوم است که ظهور به این زودی‌ها رخ نمی‌دهد.

* نزدیک بودن ظهور در کلام امام خمینی(ره)
------------------------------------------------
"
حضرت امام خمینی در دوم فروردین ماه سال 1368 در یکی از آخرین بیانیه‌هایشان می‌فرمایند: "مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد "(صحیفه امام/21/327) در واقع امام قاطعانه می‌فرمایند، انقلاب ما نقطه شروع فرج است و این موضوع را امام با احتمال و اما و اگر بیان نمی‌کنند.
" حضرت امام(ره) در جای دیگری می‌فرمایند: "ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهاى اسلامى مى‏شکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدى- صلى اللَّه علیه و آله- است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مى‏دهیم و به یارى خدا راه را براى ظهور منجى مصلح و کل و امامت مطلق حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار مى‏کنیم " (صحیفه امام/20/345) این کلام امام نیز بسیار امیدبخش و بشارت دهنده است.
" امام(ره) در پیامی به مناسبت سالگرد قیام پانزدهم خردادماه، در سال 1362 می‌فرمایند؛ "ما امروز دورنماى صدور انقلاب اسلامى را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش مى‏بینیم و جنبشى که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالى را نزدیک و نزدیکتر مى‏نماید گویى جهان مهیا مى‏شود براى طلوع‏آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان " (صحیفه امام/17/480) در ادامه می‌فرمایند: "و چه بسا که این تحول و دگرگونى، در مشرق زمین و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق یابد. "وَ لَیْسَ مِنَ اللَّه بِمُسْتنکرٍ " که دهر را در ساعتى بگنجاند و جهان را به مستضعفان، این وارثان ارض بسپارد، و آفاق را به جلوه الهى ولى اللَّه الاعظم صاحب العصر- ارْواحُنا لَهُ الْفِداء- روشن فرماید "(همان منبع) با توجه به این عبارات زیبا و پرمغز، امام خمینی(ره) انقلاب ما را طلیعه انقلاب مستضعفان عالم، و انقلاب سایر مستضعفان را طلیعه ظهور حضرت ولی عصر(ع) می‌دانند.
" شبیه این کلام امام(ره) را در بیانات اخیر مقام معظم رهبری که چند هفته قبل بیان فرموده‌اند، می‌بینیم که فرمودند: این جنبش‌ها در اروپا نیز رخ خواهد داد، و دیدیم که این‌ اتفاق رخ داد. (من به شما عرض بکنم؛ فقط این نیست که در کشورهاى شمال آفریقا و منطقه‌ى غرب آسیا که امروز ما در آنجا قرار داریم، حرکات بیدارى‌اى به وجود آمده باشد؛ این حرکت بیدارى تا قلب اروپا خواهد رفت. آن روزى پیش خواهد آمد که همین ملتهاى اروپائى علیه سیاستمداران و زمامداران و قدرتمندانى که آنها را یکسره تسلیم سیاستهاى فرهنگى و اقتصادى آمریکا و صهیونیسم کردند، قیام خواهند کرد. این بیدارى، حتمى است. حرکت ملت ایران، امتداد و عمقش اینهاست؛ حرکت عظیمى است. ( 10 اردیبهشت 90)

* هم انکار نزدیک بودن ظهور غلط است و هم سوءاستفاده از آن
------------------------------------------------------------------------
" اخیراً برخی افراد، مقاله می‌نویسند و می‌گویند مسائل اخیر منطقه چه ارتباطی با ظهور دارد! اصلاً برای انکار نزدیک بودن ظهور بابی باز شده است! بعضی‌ها، هم نزدیک بودن ظهور را انکار می‌کنند و هم انکار می‌کنند که انقلاب ما ربطی به ظهور داشته باشد.
" البته طبیعی است که باب سوءاستفاده از موضوع نزدیک بودن ظهور نیز باز است و برخی افراد از این احساسات زیبا، سوءاستفاده می‌کنند. معلوم است که برخی افراد هم از نزدیک بودن ظهور و هم از نام حضرت و هم از خود ظهور ممکن است سوءاستفاده کنند. اصلاً خود سفیانی که قبل از ظهور قیام می‌کند یکی از سوءاستفاده کنندگان از موضوع ظهور حضرت است.
" طبیعی است وقتی موضوع مهدویت در جامعه مورد توجه و استقبال قرار بگیرد مورد سوءاستفاده بعضی‌ جریان‌ها قرار خواهد گرفت. باید جلوی سوءاستفاده‌ها را گرفت ولی این به آن معنا نیست که اساساً نزدیک بودن ظهور انکار شود. تازه هرچه به ظهور نزدیک‌تر شویم این سوءاستفاده‌ها بیشتر هم خواهد شد که در جلسات بعد انشاءالله در این باره باهم سخن خواهیم گفت.

خاطرنشان می‌شود براساس اطلاعیه مهدیه تهران، حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان به مدت یک ماه جمعه‌ها ساعت 6:30 صبح قبل از قرائت دعای ندبه، در مهدیه تهران با موضوع "آیا ظهور نزدیک است؟ " سخنرانی می‌کند.


 
comment نظرات ()
 
 
شهادت جانسوز بانوی ذو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت باد
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٢/۱٦
 

هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست

گنجینه ی هفت آسمان ها / در سینه ی خون نگار زهراست

از شرح کرامتش همین بس / عالم همه وامدار زهراست

شیعیان منتطر ظهور منتقم حضرت اند


 
comment نظرات ()
 
 
مردم اجازه تساهل و تسامح در مقابل حکم رهبری را نمی دهند
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٢/۱٦
 

خبرگزاری فارس: امام جمعه موقت تهران گفت: حضرت آیت الله خامنه‌ای اگر حکمی کند نه تنها مردم مقید ما نماز شب و نماز جماعت خوان ما بلکه داش‌های محله نیز با غیرت دینی به خودشان اجازه نمی دهند لحظه‌ای در اجرای فرمان آن بزرگوار تسامح و تساهل کنند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، آیت‌الله کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران در خطبه‌های دوم نماز جمعه این هفته تهران با بیان اینکه عاقبت بخیری در رعایت تقوا حاصل می‌شود، عمل کردن در چارچوب نظام را مهمترین محور تقوا دانست و گفت: در برخی از روایات آمده است که منظور از هدی المتقین، ولایتمداران است.

وی با بیان اینکه اگر کسی ولایت نداشته باشد ولو عمری در معبد زندگی کند تقوای او مورد پذیرش خدا قرار نخواهد گرفت، افزود: خداوند خواسته است که بنده خودش را منقاد و مطیع خلیفه خدا ببیند و این موضوع را در عمل نشان ‌دهد.

صدیقی افزود: بنا به حساسیتی که می‌بینیم می‌خواهم به موضوعی بپردازم که ابتدا می‌خواهم بگویم بنده هیچ نگرانی ندارم، مضطرب نیستم و هیچ دغدغه‌ای در مردم نسبت به جریان انقلاب و ادامه راه صحیح امام (ره) که محوریت ولایت فقیه است به ولله قسم، ندارم.

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه خداوند راه صحیح را از طرق عادی نصیب مردم نکرده است، گفت: خداوند از راه صحیح و راه ولایت حفاظت می‌کند؛ این ولایت صاحبی دارد که هیچ کس نتوانسته و نمی‌تواند آن را بشکند.

وی با تاکید بر اینکه ما مسئله ولایت فقیه را فراتر از قانون اساسی می‌دانیم، به ماجرای تحریم تنباکو توسط آیت الله میرزای شیرازی اشاره کرد و گفت: در حالی که مرحوم میرزای شیرازی به تحریم تنباکو فتوا دادند قانون اساسی ایشان را ولی فقیه شناخته بود؟ شیعه از ابتدا زیر چتر ولی فقیه بوده است، هست و خواهد بود.

صدیقی ادامه داد: وقتی ولی فقیه زمان تنباکو را تحریم کرد در حالی که میرزای شیرازی در یک کشور دیگری زندگی می‌کرد و مسئله قرارداد تنباکو در کشور ایران بود اقدام به صدور فتوای تحریم تنباکو کرد. اما این فتوا قدرت شیعه را در دنیا به قدری دشمنان را مرعوب کرد که دشمنان دیدند متدینین به ولی فقیه پایبندند؛ تجار‌ها درب انبارهای تنباکو را باز کردند و سرمایه‌های خودشان را که عمری بابت آن پول داده بودند در خیابان‌ها ریختند و آتش زدند.

خطیب موقت نماز جمعه تهران تصریح کرد: وقتی ناصرالدین شاه قلیان خواست، گفتند قلیان‌های دربار وجود ندارد. ناصر الدین شاه دوباره گفت که قلیان بیاورید رفتند دیدند که قلیانی وجود ندارد. ناصر الدین شاه بار سوم عصبانی شد و گفت چرا به فرمان شاه دیر پاسخ می‌دهید، گفتند قربان در دربار قلیانی پیدا نمی‌شود.

وی افزود: ناصر الدین شاه زنان حرمسرا را خواست و از آنها پرسید که قلیان‌ها کجا است و در جواب شنید آن کسی که ما را به تو حلال کرده است امروز قلیان را حرام کرده است.

صدیقی با اشاره به برخی مسائل اخیر گفت: یقینا وزرای کابینه (کابینه دولت دهم) قبل از آنکه وزیر دولتی باشند بنده خدا هستند، شیعه امیر المومنین‌اند، مقلد حضرت آقا هستند و تحت ولایت مطلقه‌ای‌ مقام معظم رهبری قرار دارند.

امام جمعه موقت تهران تصریح کرد: یکی از وزرای کابینه به من گفت ما معتقدیم اگر حضرت آقا همسر آقای رئیس جمهور را طلاق بدهد، همسر رئیس جمهور برایش حرام می‌‌شود و رئیس جمهور نمی‌تواند به او دست بزند.

وی بیان داشت: مقام معظم رهبری در جامعه ما نه تنها به عنوان ولی فقیه که قانون اساسی اختیارات آن را مطلقه می‌داند بلکه مرجع تقلید میلیون‌ها مقلد در خارج از کشور و داخل ایران است.

صدیقی گفت:حضرت آیت الله خامنه‌ای اگر منهای انقلاب و قانون اساسی یک مرجع تقلیدی بود که بیشترین مقلد را در جهان دارد و نتیجتا زعیم شیعه بود، این زعیم اگر حکمی کند و در صورتی که انقلاب و قانون اساسی هم نباشد نه تنها مردم مقید ما نماز شب و نماز جماعت خوان ما بلکه داش‌های محله نیز با غیرت دینی به خودشان اجازه نمی دادند لحظه‌ای در اجرای فرمان آن بزرگوار تسامحی و تساهلی کنند.

وی همچنین گفت: چند شب پیش در محضر آقا نیز گفتم ما قرائن زیادی داریم که می‌گوید هر کسی پرچم زعامت را به عنوان رهبر کل شیعه دادند، اولا نه تنها مراجع متدین ما که ولله حامی ایشان هستند.

صدیقی با بیان اینکه آیت الله گلپایگانی فرموده بودند که اگر در نظامی کارهای خلاف شرعی انجام شود ولی من اعلام کنم نظام تضعیف شود من اعلام نمی‌کنم تا نظام تضعیف نشود، تضعیف ولایت را تضعیف کل دولت و ملت دانست و افزود: اینکه کسی بگوید من تقویتم به این است که حرف آقا را چون و چرا داشته باشم این عین ضعف است و این ناتوان کردن دولتی است که پشتوانه مردمی دارد که اگر این پشتوانه را بردارد دولت می‌خواهد برای چه کسی دولت باشد.

امام جمعه موقت تهران در ادامه گفت: اگر دولتی چنین تصوری داشته باشد مثل دولت بحرین می‌شود، دولت بحرین مردم خودش را می‌کشد و سپس انتظار دارد که دولت باشد این دولت که همه را می‌کشد برای چه کسی می‌خواهد دولت باشد.

صدیقی افزود: این یک نرخ است که مردم ورامین ما که این بزرگوار هم باید جزو همان‌ها سینه سپر کند و در زیر پرچم ولایت خون بدهد و لحظه‌ای هم آقا را ناراضی نکند. در جریان 15 خرداد و بعد مگر امام را قانون اساسی، امام کرده بود که مردم ورامین کفن پوش آمدند و خون خودشان را دادند.

وی اظهار داشت: من مطمئن هستم دولت ما؛ رئیس جمهور ما و ملت ما به این قضیه توجه دارند و قطعا این موضوع را در راس برنامه‌هایشان قرار خواهند داد.

امام جمعه موقت تهران در واکنش به تلاش جریان فتنه و دشمنان خارجی برای سوء استفاده از برخی مسائل داخلی تاکید کرد: بنابراین خواب آشفته‌ای که دشمن دیده و یا برخی فتنه گران فکر کردند و ذوق کرده‌اند که دو قدرت در جامعه ما پیش آمده است بدانند که اصلا فرض دو قدرت در ایران وجود ندارد؛ ملت ایران با عقیده‌ای که به مرجعیت و ولایت دارند زمینه‌ای را برای بحث دو قدرت در ایران نمی‌گذارند.

صدیقی با بیان اینکه چتر حمایت حضرت ولی عصر در تمامی سی و چند سال اخیر دیده شده است، گفت: هر وقت مردم ما نگرانی پیدا کردند و از نظر ظاهری فکر کردند دشمن مسیری را در برابر ما مسدود کرده دست غیب آمده و مشکل را حل کرده است.

امام جمعه موقت تهران در ادامه تاکید کرد که توطئه‌های دشمن برای سوء استفاده از مسائل داخلی قطعا عملی نخواهد شد.

صدیقی با بیان اینکه پیام مردم در کشورهای عربی امتداد پیام روح‌الله در ایران است، گفت: از این رو شعار امام حسین(ع) که همان هیهات من الذله بود سراسر جهان را در می‌نوردد.

وی تصریح کرد: اتفاقاتی که در لیبی، بحرین و یمن صورت می‌گیرد باعث تاسف و تاثر است چرا که به اماکن مذهبی حمله می‌کنند و نظرات و دیدگاه‌های مردم را نادیده می‌گیرند.

صدیقی همچنین افزود: برای عبدالله صالح متاسفم که بنا را بر جنایت و کشتار مردم قرار داده تا حداقل بتواند بدینوسیله قدرت را حفظ کند اما بدانید آینده از آن مردم یمن است و مردم پیروز خواهند شد.

وی در ادامه روز گارگر و معلم را گرامی داشت و گفت: توقع ما از عزیزانی که می‌خواهند در سال جهاد اقتصادی خط شکن باشند این است کالاهای مرغوب، با کیفیت بالا و با استانداردهای جهانی را تولید کنند و به بازار ارائه کنند البته مردم ما نیز باید عادت کنند که از کالاهای تولید داخل استفاده کنند.

صدیقی با بیان اینکه این فرهنگ هر چیزی که خارجی باشد دوام و مرغوبیت بیشتری داشته باشد از نفوذ‌های استعماری و استثماری بیگانگان است، خاطرنشان کرد که مقابل با این جریان تولید کالاهای با کیفیت داخلی است.

خبری دیگر:

شهرهای مختلف یمن شاهد تظاهرات میلیونی علیه "عبدالله صالح " بود

خبرگزاری فارس: میلیون‌ها نفر امروز در شهرهای مختلف یمن در پاسخ به درخواست جوانان انقلابی این کشور برای برگزاری تظاهرات به خیابان‌ها ریختند و با رد هرگونه میانجی‌گری شورای همکاری خواستار کناره‌گیری فوری علی عبدالله صالح شدند.

و:

کارشناس آمریکایی:
بن لادن سال‌ها پیش کشته شده است

خبرگزاری فارس: یک کارشناس آمریکایی بر این باور است سرکرده شبکه القاعده در دسامبر 2001 مرده است و ادعای آمریکا مبنی بر کشتن بن لادن در پاکستان حرفی بیهوده است.


 
comment نظرات ()
 
 
سید‌حسن نصر‌الله گفت: ولیّ‌فقیه جانشین پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) است
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٢/۳
 
اختصاصی فارس/درس‌هایی از ولایت فقیه ـ سیدحسن نصرالله/2
ولیّ‌فقیه جانشین پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) است

خبرگزاری فارس: سید‌حسن نصر‌الله گفت: ولیّ‌فقیه جانشین پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) است. اگر دسترسی به امام معصوم(ع) ممکن نبود، حتما سراغ ولیّ‌فقیه باید رفت و این امر هم در زمان غیبت و هم در زمان حضور امام مصداق داشت.


به گزارش خبرگزاری فارس، سلسله جلساتی با موضوع «درس‌هایی از ولایت فقیه» با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین سید‌حسن نصر‌الله، برگزار شده است که مشروح سخنان جلسه دوم آن در پی می‌آید.

* مقصود از ولایت فقیه، ولایت تکوینی نیست

جلسه گذشته در مورد «ولایت فقیه» و معنای لغوی آن بحث شد که عبارت از قدرت، سلطه، حاکمیت اداره کردن امور و ... بود و نیز انواع ولایت، نام برده شد که به «ولایت تکوینی» و «ولایت تشریعی» تقسیم می‌شود.
موضوع بحث این جسله در رابطه با میزان مسئولیت ولی‌ّفقیه است و همان طور که در جلسه گذشته گفته شد، وقتی که در مورد ولایت فقیه صحبت می‌شود، مقصود ولایت تکوینی نیست و هیچ یک از اندیشمندان شیعه نگفته‌اند که منظور از ولایت فقیه، ولایت تکوینی است و همچنین وقتی گفته می‌شود که ولیّ‌فقیه جانشین پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) در زمان غیبت کبری است، منظور جانشینی در مقام معنوی نیست و نیز مقام ولیّ‌فقیه هم‌رتبه با مقام امام معصوم(ع) نیست، زیرا امام معصوم (ع) دارای مقام شامخ و بلند در نزد خداوند است که بسیار بالاتر از مقام یک ولیّ‌فقیه است و هیچ یک از متفکران و اندیشمندان شیعه نگفته‌اند که مقام ولیّ‌فقیه نزدیک به مقام معنوی امامت است.
یکی از بزرگ‌ترین فقها و اندیشمندان معاصر شیعه یعنی امام خمینی (ره) خیلی متواضعانه در مورد امام زمان (ع) می‌فرماید: «روحی لتراب مقدمه الفداه» یعنی فدای خاک پای امام زمان (ع) بشوم و وقتی شخصیت بزرگی مانند امام خمینی(ره) این طور درباره امام زمان(ع) بیان می‌کند، بنابراین می‌توان به تفاوت شأن و مقام میان امامت و ولایت فقیه پی برد.
وقتی ‌گفته می‌شود پیامبر(ص) دارای مقام تشریع است، یعنی دارای قدرت ابلاغ احکام و دستورات الهی و استخراج و استنباط آنها است سپس بعد از پیامبر (ص)، امام (ع) نیز دارای چنین حقی است و این به معنی آن نیست که پیامبر(ص) این احکام را خودشان استخراج کنند بلکه پیامبر(ص) به دستور خدا و با وحی، احکام را استخراج می‌کند و در اختیار مردم قرار می‌دهد و به عبارت بهتر، علم پیامبر(ص)، الهی است و هیچ گونه خطا و اشتباهی در آن نیست.
مطالبی که پیامبر(ص) نقل می‌کنند، همان حکم و دستور واقعی خداوند است و تخلف در آن جایز نیست، دستوری که پیامبر(ص) می‌دهند، همان دستور راستین، واقعی، پایدار و بدون اشتباه خداوند متعال است و هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست؛ امامان(ع) نیز چنین هستند، هر چند که به آنها وحی نشده است، اما آنها علم خود را از پیامبر اکرم(ص) به ارث برده‌اند و یا از طریق کتاب و یا الهام الهی است.

* در زمان غیبت امام زمان(ع) مسئولیت‌ تبیین احکام الهی بر عهده ولیّ‌فقیه است

در صورت عدم دسترسی افراد به امام معصوم(ع) مثلاً در زمان امام صادق(ع)، نمایندگانی از طرف امامان(ع) در تمام شهرهای اسلامی وجود داشت که مسئولیت ابلاغ دستورات الهی را بر عهده داشتند، اما در زمان غیبت کبری، وظیفه اصلی پیامبر اکرم(ص) ابلاغ دستورات الهی، استخراج و استنباط آنها برای استفاده عموم مسلمانان جهان بود اما بعد از پیامبر(ص) نیز این وظیفه بر دوش امامان(ع) بود و در حال حاضر که امامان(ع) موجود نیستند، تبلیغ احکام الهی، استخراج و استنباط آنها بر عهده کیست؟ آیا باید دست روی دست گذاشت و منتظر ظهور امام زمان(عج) بود و هیچ گونه کوششی انجام نداد و حتی با علم به اینکه خداوند دین اسلام را از زمان بعثت حضرت رسول(ص) تا قیامت کبری زنده نگه می‌دارد، آیا باز هم نباید کوششی در این زمینه انجام داد و آیا حلال حضرت محمد(ص)، تا روز قیامت حلال، و حرام او حرام است، بنابراین باید در زمان غیبت کبری شخصی وجود داشته باشد تا احکام اسلامی را تبیین کند و به مردم بشناساند؛ از نظر مذهب شیعه، در زمان غیبت امام زمان(عج)، تمام این مسئولیت‌ها بر عهده ولیّ‌فقیه است.
در این مورد نیز هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای وجود ندارد که مسئولیت ابلاغ احکام و دستورات الهی در زمان غیبت بر عهده ولیّ‌فقیه است و او ولیّ امر مسلمین است و واجب کفایی است که در هر زمان که نیاز باشد، جوانان مسلمان به حوزه‌های علمیه برای تحصیل و آموزش فقه بروند تا این علوم را کسب کنند و به ابلاغ احکام الهی بپردازند.

* تفاوت میان «واجب کفایی» و «واجب عینی»

واجب کفایی این است که اگر گروهی از مسلمانان آن را انجام دادند، دیگر نیازی به بقیه مسلمانان برای انجام وظیفه نیست، مانند نماز میت.
واجب عینی یعنی اینکه بر انسان واجب است، کاری را انجام دهد اما در صورت انجام دادن آن توسط دیگران، این وظیفه از آنها ساقط نمی‌شود، مانند نماز و روزه؛ بنابراین اگر جامعه به فقهاء نیاز داشته باشد و تعداد آنها اندک باشد در این صورت همه ما گناه‌کار هستیم و باید دست از کار خود بکشیم و به دنبال آموختن علم فقه برویم.
با پاسخ دادن سؤال اول، مبنی بر اینکه وقتی در زمان غیبت امام زمان(ع) نمی‌توان به امام دسترسی پیدا کرد، بنابراین چگونه باید قادر به فراگیری احکام شرعی بود. بدون هیچ شک و شبهه‌ای جواب این مسئله واضح و روشن است، یعنی باید از ولیّ‌فقیه باید کمک گرفت.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که «فما کان من الفقهاء صائنا لنفسه؛ حافظا لدینه؛ مخالفا لهواه؛ مطیعا لامر مولاه؛ فللعوام ان یقلدوه و ذلک لا یکون الا لبعض فقها الشیعه لا کلهم» یعنی اگر دسترسی به امام معصوم(ع) ممکن نبود، حتما سراغ ولیّ‌فقیه باید رفت و این امر هم در زمان غیبت و هم در زمان حضور امام مصداق داشت، زیرا مثلاً در زمان حیات امام صادق (ع)، ایشان فرمودند: در صورت عدم دسترسی به اینجانب، به فقها رجوع کنید و در تمام شهرهای اسلامی هستند و از آنها کمک بگیرید، مثلا شهر بصره، فقهایی داشت و ممکن بود از فقیه سؤالی پرسیده می‌شد که مسئله‌ای را از امام شنیده باشد و اصول و قواعد آن را از امام شنیده باشد که با کوشش و اجتهاد خود، این مسئله را حل می‌کرد.

*در زمان ولیّ‌فقیه، مردم باید از احکام و دستورات الهی او پیروی کنند

در زمان غیبت کبری، امامان(ع) گفتند: بر مردم واجب است که از احکام و دستورات الهی اطاعت کرده و دستورات و احکام الهی را از فقیه با تقوا بگیرند، بنابراین مسئولیت این فقها، ابلاغ احکام شرعی است و نباید از این کار امتناع بورزند زیرا این امر، یکی از واجبات آنهاست. اما در اینجا لازم است فرق بین کاری که یک امام معصوم(ع) و یک ولیّ‌فقیه انجام می‌دهد بیان شود؛ وقتی پیامبر(ص) یا امام، به ابلاغ احکام الهی می‌پردازند و احکام واقعی الهی را بیان می‌کنند، در آن هیچ‌گونه اشتباهی وجود ندارد زیرا آنها از علم الهی برخوردارند، اما فقیه این‌گونه نیست و باید علوم عربی و علوم قرآنی را فراگیرد،‌ احادیث و روایات را یاد بگیرد و باید به اجتهاد بپردازد تا احکام الهی را استنباط کنند، سپس آن را ابلاغ کند که در بعضی موارد حکم استخراجی ممکن است صحیح یا غلط باشد، اما در مورد امامان و پیامبر(ص) جای هیچ‌گونه شک و تردیدی نیست.
اگر ولیّ‌فقیه زحمت بکشد خداوند به او اجر زحمتش را خواهد داد و اگر اشتباه کند، خداوند اشتباهش را می‌بخشد زیرا او با خواندن آیات قرآن، روایات و احادیث، به استنباط و استخراج احکام الهی پرداخته است. ممکن است بعضی‌ها دیده باشند که بعضی از علماء در مورد یک مسئله اختلاف نظر داشته باشند، آیا این معقول و منطقی است که این احکام بیان شده از طرف آنها درست باشد، بنابراین قطعا یکی از این 3 مسئله درست است، اما مجتهدی که حکم اشتباهی را صادر کرده است، چون در راه استخراج این حکم زحمت زیادی کشیده است خداوند گناه او را می‌بخشد، بنابراین امامان(ع) و پیامبر(ص) حکم واقعی الهی را صادر می‌کنند، اما ولیّ‌فقیه پس از مطالعه فراوان، احکام الهی را صادر می‌کند. به حکمی که ولیّ‌فقیه یا فقها استخراج می‌کنند حکم ظاهری الهی گفته می‌شود که می‌تواند درست باشد یا نادرست، زیرا امامان معصوم(ص) فرموده‌اند که پس از غیبت باید از ولیّ‌فقیه در زمینه‌های احکام و دستورات الهی، نماز خواندن، روزه گرفتن، حج، خمس، زکات و جهاد پیروی کرد و اینجاست که مسئله مرجع تقلید نمایان می‌شود.
وقتی کسی بخواهد از عالمی تقلید کند لازم نیست، نیّت تقلید یا چیزی شبیه آن به جا آورد و طبق فتوای یک فقیه عمل کرده‌ است و تقلید یعنی عمل‌کردن طبق دستورات و فتواهای یک مرجع تقلید، بنابراین نکته مهم عمل‌کردن طبق فتواها و دستورات یک مرجع دینی است، یعنی اگر گفت: نمازم را کامل بخوانم این کار را انجام دهم و یا اگر باید به صورت شکسته بخوانم باید این کار را انجام بدهم، اگر باید روزه بگیرم، روزه می‌گیرم و یا اگر گفت: روزه خود را بشکنم این کار را باید بکنم و فقیهی که باید طبق فتواهایش عمل ‌کرد، مرجع تقلید نام دارد.

* وظیفه «مرجع‌ تقلید» تشریح احکام و دستورات الهی است

در کتاب و روایات پیشین، کلمه مرجع تقلید نیامده است اما وقتی طبق دستورات و احکام یک فقیه عمل می‌کنیم در حقیقت از او تقلید کردیم، بنابراین وظیفه مرجع‌ تقلید، فتوا دادن و تبیین و تشریح احکام و دستورات الهی است و همچنین فتوا دادن یکی از وظایف امامان بوده است که در زمان غیبت بر عهده ولیّ‌فقیه است.
تقلید باید بر اساس موازین شرعی و اسلامی باشد، موضوع تقلید یک موضوع ظریف و سرنوشت‌ساز است و این طور نیست که آن را ساده فرض کنیم. بنابراین موضوع تقلید، موضوع آخرت و جواب دادن به درگاه خداوند متعال و تمام اعمال دنیویی است که در آخرت تأثیرگزار است.
در ابتدا باید از مجتهد تقلید کنیم و علمای شیعه می‌گویند: راه‌های شناسایی یک مجتهد عبارتند از:
1ـ امتحان مستقیم؛ یعنی توسط فقیه دیگری تأیید شده باشد. مثلاً وقتی که یک پزشکی بیاید و بگوید من پزشک هستم، چون ما اطلاعی نداریم باید یک پزشک دیگری از او سؤالاتی را بنماید تا صحت و سقم ادعای وی روشن گردد، بنابراین کسی که می‌تواند ادعای مجتهد بودن شخص دیگر را تایید کند خودش نیز باید مجتهد باشد.
2-شهادت دادن دو نفر مجتهد عادل؛ بنابراین لازم است دو فرد مجتهد عادل گواهی بدهند که این فرد مجتهد است و در این صورت است که مجتهد بودن شخص ثابت می‌شود.
3-معروف بودن شخص به اجتهاد؛ و گمان نبرید اگر مثلاً در شهری شایع شده است که فلانی مجتهد است آیا او واقعا مجتهد است یا نه؟ بلکه وقتی چندین مجتهد می‌گویند که فلان شخص مجتهد است، دیگر لزومی ندارد که سراغ فرد دیگر بروم، زیرا گفتار این مجتهدین سند است و باید قبول کرد اما اگر کوچکترین شکی در میان باشد قول آن مجتهدین دیگر سند نیست.
و اگر شما از خودتان از مجتهدین باشید، او را امتحان می‌کنید و در صورتی که مجتهد باشد، این امر برای شما ثابت می‌شود و وقتی چندین فقیه واجدالشرایط تقلید وجود داشته باشد، باید از داناترین آنها تقلید کرد، اما از بقیه مجتهدین می‌توان در فتواهایی که با داناترین مجتهد مطابقت می‌کنند، تقلید کرد؛ هر چند بعضی از علما گفته‌اند: لزومی ندارد از داناترین مجتهد تقلید کرد؛ اما اگر بگویند که باید از داناترین مجتهد تقلید کنیم، واجب است که تقلید کرد.
چگونه می‌توان فهمید که کسی داناتر است؟ علما می‌گویند: اگر توانستی تشخیص بدهی که کدام‌ یک بالاتر از دیگری برتر است، از آن فرد تقلید کن و اما اگر نتوانستی، مخیری که از هر کدام آنها تقلید بکنی.
اما اگر احتمال دهیم که مجتهدی همسان یا بالاتر از مجتهد دیگر است، در این صورت باید از کسی که احتمالش بیشتر است تقلید کرد. خلاصه کلام اینکه اهل بیت(ع) در زمان غیبت با قراردادن ضوابطی باعث شدند که برای همیشه از این ضوابط استفاده کنیم و به رستگاری برسیم و ولیّ‌فقیه را به عنوان جانشین خود معرفی کردند تا از او پیروی کنیم.


 
comment نظرات ()
 
 
کارگردان "ظهور نزدیک است" و قبول برخی نقد ها
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱/٢٧
 

برخی نقدها نیز به این فیلم وارد است مثل این که گفته شد باید مساله احتمال به صورت پررنگتری مطرح می شد ما این نقدها را قبول می کنیم ولی سیل تخریب های غیر علمی برای بسیاری تعجب آور است.

 کارگردان مستند جنجالی 'ظهور نزدیک است' با رد شایعه سازی ها پیرامون ارتباطش با رییس دفتر رییس جمهور گفت: بنده در طول عمرم آقای مشایی را ندیده ام و در ساخت این سی دی با هیچ گروه پنهان و پیدای سیاسی ارتباطی نداشتیم.

'علی اصغر سیجانی' روز چهارشنبه در گفتگو با سمیه لاری خبرنگار ایرنا، با بیان این که گروه مبشران ظهور که این مستند را ساخته اند، گروهی مستقل و مردمی هستند اظهار داشت: این گروه هیچ ارتباطی با شخصیت‌ها و گروه‌های پنهان و پیدای سیاسی ندارد و اتهام وابستگی به افراد خاص، اتهام ناروای دوستان بی‌انصاف و دشمنان مغرض است که علی‌رغم فرمایشات ولی امر مسلمین مبنی بر فرعی بودن برخی مباحث، به مسئله اول این گروه‌ها تبدیل شده است.

وی گفت: بنده آقای مشایی را در طول عمرم ندیده ام و آن چه برایم مهم است این است که در خط ولایت فقیه و حمایت از دولت مکتبی حرکت کنم، هیچ نسبتی میان این مستند و رییس دفتر رییس جمهور وجود ندارد.

**مصداق شناسی احتمالی را بزرگان دین تایید کرده اند

سیجانی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا تطبیق دادن و مصداق سازی نشانه های ظهور درست است و کدام مرجع دینی در خصوص گفتن این نشانه ها صحبت کرده اند گفت: برخی از بزرگان مانند علامه مجلسی و سید بن طاووس در گذشته و محققین و بزرگان متعددی منجمله علامه کورانی و شادی فقیه در عصر حاضر مصداق شناسی احتمالی را مجاز دانسته اند.

وی اظهار داشت: همچنین بزرگانی همچون آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله علوی گرگانی بر اساس استفتائاتی که از محضرشان شده است، بیان کردند که مصداق شناسی به صورت احتمالی مشکلی ندارد.

کارگردان مستند جنجالی'ظهور نزدیک است' در ادامه بیان کرد:در کل مصداق شناسی احتمالی را اکثر علما قبول دارند و برخی از بزرگان در آثارشان به این موضوع اشاره داشته اند.

سیجانی گفت: ما در این سی دی تنها به مباحث احتمالی اشاره کردیم و مباحث را با سوال مطرح کردیم و خود ما نیز انطباق قطعی را محکوم می کنیم.

**50 یا 60 درصد روایات سی دی 'ظهور نزدیک است' قوی السند هستند
وی با اشاره به این که افراد مختلف سه اشکال به این سی دی وارد کرده اند گفت: برخی ها گفته اند روایات این سی دی ضعیف السند است در حالی که 50 الی 60 درصد روایات این سی دی قوی السند می باشد، اشکال دیگر مساله تطبیق است که ما بیان کردیم که تطبیق‌هایمان احتمالی بوده و با سوال مطرح شده است و به فرموده بزرگان تطبیق احتمالی صحیح است.

وی گفت: برخی هم می گویند فیلم برای ظهور امام زمان تعیین وقت کرده است که در هیچ کجای فیلم چنین چیزی دیده نمی شود و از نظر ما تعیین وقت مردود است.

وی گفت: برخی جو سازی ها در این بین صورت گرفت که ما برای ساخت این سی دی با آقای شجونی مشورت کردیم ولی این موضوع کذب محض است.

**یکسال و نیم روی مباحث این سی دی کار شد

وی با اشاره به این که محققان متعددی در طول یکسال و نیم گذشته بر روی مباحث این سی دی کار کردند گفت: متاسفانه برخی جوی درست کردند که دست بیگانگان در ساخت این سی دی وجود داشته است در حالی که ساخت این سی دی کاملا علمی بود و از بطن توده های مردمی می باشد.

**هیچ برنامه ای برای ساخت سی دی دوم این مستند وجود ندارد
وی با اشاره به این که تاکنون هیچ برنامه ای برای ساخت سی دی دوم این مستند وجود ندارد گفت: عده ای بیان می کردند که قرار است در نیمه شعبان سی دی دوم این مجموعه منتشر شود که من کاملا این موضوع را تکذیب می کنم.

وی با اشاره به این که 85 هزار نسخه از این سی دی پخش شده است گفت: درخواست ها به حدی بالا بود که تعدادی سی دی را نیز به صورت صلواتی پخش کردیم.

وی تاکید کرد: هفت میلیون تومان هزینه ساخت این مستند بود و هشت میلیون تومان نیز هزینه توزیع صلواتی آن شد (البته بخشی از سی دی ها به قیمت تمام شده به مخاطبان ارائه شد) در نهایت 15 میلیون تومان خرج این مستند شد.

وی گفت: تحولات منطقه احتمال درستی مطالب مطرح شده در فیلم مستند را به خوبی نشان می دهد، آن تحلیل ها و مباحث مورد نیاز جامعه بوده و حکمت صدور هزاران حدیث از ائمه اطهار (ع) را در باب نشانه های ظهور نشان می دهد، تحقق انقلاب اسلامی به عنوان مقدمه امام زمان(عج)، بشارت های مکرر حضرت امام،رهبر معظم انقلاب و سایر بزرگان به نزدیک بودن ظهور به خوبی از نزدیک بودن این واقعه مبارک خبر می دهد که پیام اصلی فیلم مستند است.

وی اظهار داشت: برخی نقدها نیز به این فیلم وارد است مثل این که گفته شد باید مساله احتمال به صورت پررنگتری مطرح می شد ما این نقدها را قبول می کنیم ولی سیل تخریب های غیر علمی برای بسیاری تعجب آور است.

محققین و بزرگان متعددی از آغاز و فراگیر شدن مباحث نزدیکی ظهور با شروط خاص خودش حمایت کردند که به زودی متن فرمایشات آن ها منتشر خواهد شد.

 
comment نظرات ()
 
 
حجت‌الاسلام پناهیان در دانشگاه تهران:
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱/٢۳
 
حجت‌الاسلام پناهیان در دانشگاه تهران:
خانه‌های آل‌سعود و رژیم صهیونیستی عنکبوتی است

خبرگزاری فارس: استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: خانه‌های آل‌سعود و رژیم صهیونیستی عنکبوتی است و اکنون هیمنه آنان در هم شکسته است.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان از اساتید حوزه و دانشگاه پیش از تجمع دانشگاهیان دانشگاه تهران در مسجد دانشگاه تهران در سخنانی با اشاره به اینکه مظلومیت مردم بحرین و عموماً مظلومیت مسلمانان جهان امری واضح است، گفت: بسیاری از جوانان می‌پرسند که در دفاع از مظلومان جهان چه اقداماتی باید انجام دهیم؟ مشخص است که اگر کسی خونش به جوش آید مطمئناً ضد ظالمان و ستمگران می‌خروشید و اگر مسلمانی به این خروش دست نزند از انسانیت خارج شده است.

پناهیان با اشاره به اینکه در حمایت از مظلومان جهان می‌توانیم با نهضتی فراگیر عمل کنیم، خاطرنشان کرد: امام‌خمینی(ره) پیش از پیروزی انقلاب اسلامی راه باریکه‌ای را باز کردند و با بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های خود مردم کشورمان را از ستم‌های رژیم طاغوت آگاه کردند و اکنون این راه برای ما شاه‌راهی است که با استفاده از اینترنت پیام خود را به جهانیان انتقال دهیم.
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه تصریح کرد: تک‌تک مسلمانان در حمایت از مظلومان جهان وظیفه‌ای برعهده دارند و باید در یک روز از فعالیت خود وقتی را تعیین کنیم و به پیام‌رسانی به مظلومان جهان اقدام کنیم.
پناهیان با اشاره به اینکه اگر تظاهرات و راهپیمایی واجب‌ترین اقدام در قبال این ستم‌ها بود اکنون خیابان‌های تهران مملو از جمعیت می‌شد، تصریح کرد: اکنون باید مسلمانان جهان به بیان حق بپردازند و خداوند متعال راضی نمی‌شود که مومنانش به ظلم راضی شوند.

این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه اکنون جمعی از جوانان برای تقویت جبهه مقابله با استکبارجهانی به آموختن زبان‌های عربی و انگلیسی اقدام کرده‌اند، گفت: خانه‌های آل‌سعود عنکبوتی است و اکنون هیمنه رژیم‌صهیونیستی در هم شکسته است. تا سه سال گذشته چه کسی فکر می‌کرد رژیم‌صهیونیستی شکست‌پذیر خواهد بود.

وی در ادامه گفت: مردم کشورهای اروپا که در مقابل ظلم دولت‌مردان خود ساکت نشسته‌اند به همان اندازه مقصرند که حاکمان سفاک آل‌سعود اکنون حتی به زنان در کشور بحرین رحم نمی‌کنند. پناهیان تأکید کرد: با خیزش‌های مردمی که اکنون در منطقه رخ داده، عالی‌ترین فرصت برای مسلمانان پیش آمده تا حقانیت اسلامی را در جهان ثابت کنند و مقدمات ظهور امام زمان(عج) را فراهم کنند.


پناهیان با اشاره به اینکه در آستانه ظهور امام زمان(عج) تمامی مسلمانان جهان مسئولند، خاطرنشان کرد: اکنون باید به کمک مردم مظلوم جهان بشتابیم و مطمئناً در این خصوص روشن‌گری اثر بسیاری خواهد داشت.


 
comment نظرات ()
 
 
ظهور حضرت حجّت(عج) به زمینه‌سازی نیاز دارد نه حاشیه‌سازی
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱/٢۳
 
حجت‌الاسلام صالح‌نیا در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس:
ظهور حضرت حجّت(عج) به زمینه‌سازی نیاز دارد نه حاشیه‌سازی

خبرگزاری فارس: مؤسس مرکز مطالعات راهبردی امام مهدی(عج) با تأکید بر اینکه ظهور حضرت حجّت(عج) به زمینه‌سازی نیاز دارد و نه حاشیه‌سازی، گفت: بینش راهبردی، بهترین رویکرد در مواجهه با علایم ظهور است.


حجت‌الاسلام والمسلمین یحیی صالح‌نیا از اساتید حوزه علمیه قم، دارای دکترای کلام، و مؤسس مرکز مطالعات راهبردی امام مهدی (عج) است. وی علوم کلام، فقه و اصول را در حوزه علمیه قم تدریس کرده و نویسنده بیش از 40 کتاب و مقاله در حوزه مهدویت و مطالعات آرمانی است.
با توجه به انتشار سی‌دی جنجالی «ظهور بسیار نزدیک است» و ادعاهایی که در آن بیان شده است، گفت‌وگویی در زمینه رویکردهای مختلف درباره علایم ظهور، با وی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید.

* بر اساس روایات، شناخت علایم ظهور لازم است

حجت‌الاسلام صالح‌نیا در ابتدای این گفت‌وگو بیان داشت: در رابطه با علایم ظهور امام عصر (عج) و تطبیق آنها بر افراد مختلف، چهار رویکرد کلی وجود دارد. رویکرد اول آن است که به این علایم و روایات و کدها پرداخت نشود و بعضی معتقدند که این علایم تنها برای بیان بعضی نکات در آینده است و نوعی پیش‌بینی استد و ارتباطش با ما صرفاً ارتباطی علمی است لذا ثمره کاربردی ندارد و تطبیق با افراد و موقعیت‌ها، سبب کج‌روی و انحرافات بین مردم می شود.
وی افزود: به عنوان مثال شخصیت مثبتی را به روایتی تطبیق می‌کنند بعد این شخصیت اشتباهی مرتکب می‌شود و مردم به دلیل اینکه او قبلا مصداق فلان روایت بیان شده بود این اشتباه را به حساب صحت و درستی می‌گذارند.
استاد حوزه در بررسی این دیدگاه گفت: این رویکرد مردود است زیرا همان گونه که در روایت مشهور داریم که امامت را بشناس (نک: کافی ج1ص371) عین همین روایت را در کتاب شریف «کافی» راجع به علامات ظهور داریم که حضرت می‌فرماید: «اعرف العلامة فاذا عرفتها لم یضرک تقدم هذا الامر او تاخر ...»؛ علامت را بشناس چون که او را شناختی به تو زیان ندارد که این امر پیش افتد یا به تاخیر افتد. (کافی ج1ص 372)
وی در مورد این حدیث گفت: این روایت، ترغیب می‌کند به شناخت علایم ظهور، پس اینکه عده بگویند نه لازم نیست، با احادیث ناسازگار است ضمن اینکه اگر ما مکلف به این بودیم که با این علامات کاری نداشته باشیم پس چرا اینها گفته شده است؟ همین که گفته‌اند، معلوم می‌شود در بیان این علائم، اشاراتی است که برای آگاهان و شیعیان مفید است و اینکه عده‌ای بگویند علایم لازم نیست با احادیث و روایات نمی‌خواند.

* تعیین مصداق به دلیل نسبی‌بودن اطلاعات ما اشتباه است

موسّس مرکز مطالعات راهبردی امام مهدی (عج) گفت: دومین رویکرد این است که این روایات را بر اشخاص یا جریانات خاصی تطبیق می‌دهد مانند کاری که در مستند «ظهور بسیار نزدیک است» اتفاق افتاده است.
وی در بررسی این رویکرد گفت: این رویکرد نیز مردود است چرا که علم و اطلاع ما نسبت به اشخاص، نسبی است و گر چه ممکن است برخی از ویژگی‌های افراد را بدانیم ولی ده‌ها ویژگی دیگرش را نمی‌دانیم بعلاوه ده‌ها فرد دیگر با همان مشخصات وجود دارند و ممکن است جزو اولیاء الله یا اعداء‌الله باشند ولی ما آنها را نمی‌شناسیم. از کجا معلوم که یکی از آنها، مصداق برخی از روایات نباشد؟!
پژوهشگر مباحث مهدویت ادامه داد: بنابراین با توجه به کامل نبودن آگاهی ما نسبت به مصادیق و روایات، نمی‌توانیم شخص یا جریانی را مصداق حتمی یک شخص یا علامت، در عصر ظهور بدانیم و اگر هم تطبیق بدهیم اصلا قابل اثبات نیست و تبعات و مشکلات فراوانی به همراه دارد.

* بهترین رویکرد به روایات آخرالزمانی، بیان علایم ظهور و ارائه راهبرد است

استاد صالح نیا ادامه داد: سومین رویکرد، که نزد برخی معمول شده این است که می‌گویند: این علایم، احتمالی است، یا اینکه می‌گویند فلان مصداق تطبیق داده شده شاید درست باشد و شاید درست نباشد، یعنی مطلب را به صورت احتمال مطرح می‌کنند. این دیدگاه نه مثل دیدگاه اول همه چیز را نفی می‌کند و نه مثل دیدگاه دوم تطبیق صد در صد را می پذیرد بلکه فقط احتمال می‌دهد که باشد یا نباشد.
وی ضمن تحلیل روش سوم گفت: اولا اینگونه صحبت کردن با مذاق روایات نمی‌سازد و ثانیا وقتی همیشه با احتمال صحبت کنیم مساله روشن نمی‌شود در حالی که بیان این علایم در روایات، هدفمند است و وقتی سخن از کسی یا علامتی به میان می‌آید یعنی باید متوقع و مترقب افرادی با این مشخصات بود در حالی که احتمال، ما را به سوی هدف خاصی سوق نمی‌دهد.
استاد حوزه گفت: رویکرد چهارم، دیدگاهی است که به نظر بنده می‌توان آن را ارائه کرد و این روش، از سیره ائمه و علمای بزرگ شیعه استنتاج و استنباط می‌شود و آن، بیان راهبردی این مسائل است. یعنی ما علایم ظهور را بیان کرده و دنبال راهبرد باشیم.

* امام خمینی (ره) پرچمدار زمینه‌سازی ظهور حضرت حجت (عج) در عصر حاضر است

حجت‌الاسلام صالح‌نیا با اشاره به روایتی از کتاب «مجالس المؤمنین» نوشته مرحوم «قاضی نورالله شوشتری» جلد دوم صفحه 353 گفت: این روایت را ذکر می‌‌کنم تا ببینید فقهای شیعه چطور برای نصرت دین و ساقط کردن سلاطین ظالم از علایم ظهور استفاده کرده‌اند. مرحوم شوشتری می‌نویسد: «قدوة المجتهدین، شیخ جمال الدین (یعنی علامه حلی) در کتاب «کشف الحق» آورده که چون امیرالمؤمنین (ع) خبر داده بود از استیلای مغول و تاتار و انقراض ملک بنی العباس (که این انقراض ملک بنی العباس و استیلای مغول از ملاحم، فتن و علایم قبل از ظهور ذکر شده) و کشته شدن ایشان بر دست هلاکو خان، وقتی هلاکو خان به حوالی بغداد رسید پدر من (یعنی پدر علامه حلی) شیخ سدید الدین و سید بن طاووس (که هر دو از بزرگان شیعه هستند) و چند کس دیگر از اکابر و افاضل نجف و کوفه و حله، کتابتی به هلاکو نوشتند و طلب امان از او نمودند پس هلاکو ایشان را نزد خود طلبید و چون ایشان ترسیدند که بی‌امان نزد او بروند پدر من تنها نزد هلاکو رفت آنگاه هلاکو از او پرسید: سبب چه بود که پیش از آثار ظفر من بر بغداد کتابت نوشتید و طلب امان از من نمودید، شیخ سدیدالدین گفت سبب این است که حضرت امیرالمؤمنین ما را از ظهور تو خبر داده و فرمود که ترک بر آخر خلفای بنی العباس وارد خواهد شد و پادشاه ایشان، مردی صاحب اقبال خواهد بود که بر هیچ قلعه و شهری نگذرد که آنرا فتح نکند و هیچ رایتی در مقابل او بر پا نشود که نگون سار نگردد، چون از نقل این خبرِ کرامت اثر (یعنی یک نوع پیشگویی و کرامت بود) فارغ شد هلاکو با او طریقه لطف و تعظیم مسلوک داشته خط امان اهل مشهد (یعنی مشهدِ نجف) و کوفه و حله به او عنایت فرمود و آن بقعه مبارکه از تُرک تازیِ مغول سالم ماند.»
حجت‌الاسلام یحیی صالح‌نیا متذکر شد: ملاحظه می کنید که اگر علمای آن زمان، این کار را نمی‌کردند همانطوری که ایادی مغول، بغداد را با خاک یکسان کرده و افراد بسیاری را به قتل رساندند، نجف، کوفه، حله و کربلا را هم نابود کرده و افراد بیشتری را غرق در خون می‌کردند ولی این چند فقیه بزرگ شیعه از این علامت قبل از ظهور استفاده کرده و یک راهبرد از آن استخراج کردند و آن نجات شهرها و مردمان این شهرها بود.
وی افزود: اگر بزرگان آن زمان، یکی از سه رویکرد قبلی را دنبال می‌کردند موفقیتی در پی نداشتند. لذا خواص می توانند با استفاده از علایم ظهور، راهبردهایی را بیرون کشیده و آنها را در جهت تقویت دین به کار گیرند.
مؤسّس مرکز مطالعات راهبردی امام مهدی (عج) گفت: در تکمیل این مطلب لازم است اتفاقاتی که در چند هفته گذشته رخ داده، تحلیل و و نقد شود: اولا باید بدانیم که پرچمدار زمینه‌سازی ظهور حضرت حجت (عج) در عصر حاضر، حضرت امام خمینی (ره) است. ایشان در نامه مورخ 1368/1/8 یعنی حدود دو ماه قبل از رحلتشان می‌فرمایند: مسئولان کشور باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب ما شروع انقلاب بزرگ جهانی اسلام به پرچمداری حضرت حجت (عج) است.
این استاد حوزه ادامه داد: امام خمینی با کار عظیمی که انجام داد، زمینه‌ساز ظهور است پس نباید کارهای غیر اصیلی که تنها دارای شعاع تبلیغاتی بوده و معلوم نیست با حمایت چه کسانی صورت می گیرد، و معلوم نیست که دست اندرکارانش چقدر علم و تخصص دارند، اصل قضیه «انقلاب جمهوری اسلامی زمینه‌ساز ظهور و در مسیر ظهور است» را تحت‌الشعاع قرار دهد بلکه فارغ از اینکه سید خراسانی کیست و سفیانی چه کسی است، همه باید وظیفه خود را به خوبی شناخته و به نحو احسن انجام دهند.

* حضرت امام (ره) معتقدند؛ هر عاملی که به وحدت مسلمین ضربه بزند مخالف با زمینه‌سازی ظهور است

حجت‌الاسلام صالح نیا افزود: در همین راستا است که امام خمینی (ره) راهبردهایی مثل صدور انقلاب را مطرح کردند یا فرمودند دشمن اصلی ما آمریکاست و دجال‌ها وسفیانی‌ها در دامن چنین دشمنی پرورش پیدا می کنند. امام همچنین بحث وحدت را مطرح کردند و فرمودند هر عاملی که به وحدت مسلمین و وحدت بین شیعه و سنی و نیز وحدت بین خود شیعیان ضربه بزند مخالف با زمینه‌سازی ظهور است چرا که امام عصر (عج) بر یک امت واحد اسلامی ظهور می‌کند و با یاری آنها جهان را از ظلم و جور نجات می‌دهد.
پژوهشگر مسائل مهدویت تاکید کرد: حتی اگر مخدوش کردن وحدت اسلامی با یک سی‌دی به نام «ظهور بسیار نزدیک است» انجام گیرد باز هم قطعاً مردود است. پس باید روند اصلی را بشناسیم و بدانیم بقیه چیزها در حاشیه قرار دارند و بعضی از این مسائلِ حاشیه‌ای که گاهی سیاسی و گاهی فرهنگی است نباید جای اصل مطلب را بگیرد.

* در مباحث کلامی مهدویت به بلوغ لازم علمی نرسیده‌ایم

استاد حوزه علمیه قم گفت: نکته دیگر اینکه مسئولیت زمینه‌سازی ظهور در درجه اول به عهده علما و دانشمندان اسلامی است و متاسفانه این حاشیه‌پردازی‌ها نشانگر این است که جامعه اسلامی ما، در مباحث کلامی به خصوص مهدویت، به بلوغ لازم علمی نرسیده است و علتش هم کم کاری فرهیختگان حوزه و دانشگاه بویژه علمای علم کلام و حدیث در این زمینه است.
وی در ادامه افزود: مقام معظم رهبری به خوبی جریان جامعه را به سمت زمینه‌های ظهور رهبری می‌کنند. زیرا اگر قبول کنیم که ظهور امام عصر (عج) به صورت معجزه‌ای صرف نخواهد بود (چرا که اگر قرار بود به صورت معجزه صرف باشد لازم نبود این همه صبر کرده و ظهور به تاخیر بیفتد بلکه خدای تعالی در هر دوره‌ای که می‌خواست به صورت معجزه، امام عصر (عج) را می‌توانست ظاهر کند) به عبارت دیگر اگر قبول کنیم که ظهور، نیاز به وجود یاران کارآمد و زمینه‌هایی دارد، مقام معظم رهبری جامعه را به سمت اقتداری که زمینه‌ساز ظهور است پیش می‌برند و در مسیر این اقتدار است که بحث‌هایی مثل نهضت نرم‌افزاری مطرح می‌شود.
محقق و پژوهشگر حوزه علمیه ادامه داد: بحث «همت مضاعف و کار مضاعف» و ‌«جهاد اقتصادی» همگی برای ایجاد این اقتدار است لذا بهترین کار در مسیر زمینه‌سازی ظهور، توجه ویژه به کدهایی است که مقام معظم رهبری با استفاده از آیات و روایات مطرح می‌کنند و کاملا متوجه جبهه‌بندی دشمن حتی در نامگذاری سال‌ها هستند. لذا امسال نیز به وضوح اشاره کردند که دشمن و جبهه باطل همتش را بر شکست اقتصادی ما گذاشته بنابراین امسال باید به دنبال جهاد اقتصادی باشیم.
حجت‌الاسلام والمسلمین یحیی صالح‌نیا در پایان متذکر شد که؛ رسیدن به هدف، برنامه صحیح و دقیق، و کار صحیح و متناسب با آن برنامه را می‌طلبد چرا که بر اساس سنت الهی، وجود هیچ امری بدون زمینه و پیش درآمد، نخواهد بود لذا ظهور حضرت حجت (عج) نیاز به زمینه‌سازی دارد نه حاشیه‌سازی و ما باید آرمان‌ها و برنامه‌های ایشان را شناخته و برای رسیدن به آنها کار انجام دهیم.


 
comment نظرات ()
 
 
سال نو مبارک
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٩
 

سال نو را حتما با دعای ظهور حضرت آغاز کنیم و از خداوند حکیم بخواهیم که ظهور حضرت را در همین سال قرار داده و ما را بیشتر در فراق یار نگذارد و ما را از یاران خالص آن حضرت قرار دهد و از هدایت یافتگان قرار دهد نه از گمراهان و توبه ما را بپذیرد.

امسال را در حالی آغاز می کنیم که بیداری اسلامی منطقه از سویی ما را خوشحال کرده و کشتار بیرحمانه ی مذدوران غربی این کشورها دل ما را به رنج آورده است اما ان تنصرالله ینصرکم.


 
comment نظرات ()
 
 
حضرت مهدی عج در کتب اهل سنت
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٦
 

حال با توجّه به آنچه که گذشت و فهمیدیم که صاحبان صحاح (از جمله ابن ماجه) پذیرفتند که اوّلاً مهدى از اهل بیت رسول خدا ( ص ) بوده و ثانیاً از فرزندان فاطمه زهرا ( س ) مى‏باشد ، به یک روایت از سنن ابن ماجه نظرى مى‏افکنیم . او از انس بن مالک و انس از رسول خدا ( ص ) چنین روایت مى‏کند:

 


1 - حضرت مهدى‏ در صحاح سته
2 -حضرت مهدى در بعض کتب اهل سنت


بسم اللّه الرحمن الرحیم‏



1 - حضرت مهدى‏ (ارواحنا فداه و عجّل اللَّه تعالى فرجه) در صحاح سته
حتمى بودن خروج مهدى ( ع ) اینکه مهدى ( ع ) خواهد آمد امرى است که شیعه و سنّى بر آن اتّفاق دارند و حتّى غیر مسلمانان نیز در کتابهایشان مژده یک نجات دهنده را در آخرالزّمان به پیروانشان داده‏اند .

به عنوان نمونه: در تورات ، اشعیاى نبى ، فصل 11 آمده است:
« . . . مسکینان را به عدالت داورى خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستى حکم خواهد کرد . . . گرگ با برّه سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پروارى با هم ، و طفل کوچک آنها را خواهد راند . . . در تمامى کوه مقدّس من ضرر و فسادى نخواهند کرد . زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد . »

در عهد عتیق ، کتاب مزامیر ، مزمور37 ، چنین آمده است:
« . . . زیرا که شریران منقطع خواهند شد و امّا منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد . هان! بعد از اندک زمانى شریر نخواهد بود . در مکانش تأمّل خواهى کرد و نخواهد بود ، و امّا حلیمان وارث زمین خواهند شد . . . و میراث آنها خواهد بود تا أبدالآباد . »

درسوره انبیاء آیه 105 مى‏خوانیم:
« وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الارضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ .
یعنى: ما در زبور (داود ( ع ) ) نوشتیم که سرانجام ، وارث زمین بندگان شایسته من خواهند شد . حال یکبار دیگر متن زبور را که در این نوشتار آوردیم بخوانید و با این آیه مقایسه کنید و ببینید که چگونه خداوند این قسمت از زبور را محفوظ نگه داشت تا آیندگان بدانند که حکومت زمین سرانجام به دست انسانهاى شایسته خواهد افتاد و سرنوشت افراد شرور و ظالم جز نابودى نیست .

در انجیل لوقا ، فصل12  آمده است:
«کمرهاى خود را بسته ، چراغهاى خود را افروخته بدارید ، و شما مانند کسانى باشید که انتظار آقاى خود را مى‏کشند که چه وقت از عروسى مراجعت کند ، تا هر وقت آید و در را بکوبد بى درنگ براى او باز کنند . خوشابه حال آن غلامان که آقاى ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد . پس شما نیز مستعدّ باشید ، زیرا در ساعتى که گمان نمى‏برید پسر انسان مى‏آید» .

بر خوانندگان محترم مخفى نیست که معناى عبارت انجیل لوقا همان انتظار فرج است که از نظر شیعه منتظر واقعى ظهور امام زمان ( ع ) مانند کسى است که منتظر آمدن مهمان عزیزى است که قبلاً خانه راتمیز کرده و غذا را آماده مى‏کند . او نیز خانه دل را از آلایشهاى مادّى تمیز کرده و از گناهان مى‏پرهیزد . معروف را دوست دارد و بدان امر مى‏کند و از منکر بیزار است (نه بى‏تفاوت) و از آن نهى مى‏نماید و چون منتظر نابودى ظلم است به اندازه توانش با آن مى‏ستیزد . یاور حقّ و عدل و دشمن باطل و جور است . این است معناى انتظار فرج که در روایات اهل بیت ( ع ) آن را افضل عبادات شمرده‏اند .

ترمذى اصل روایت را از رسول گرامى اسلام ( ص ) نقل کرده است که: «افضل العبادة انتظار الفرج» . ج5 سنن ، ص528 - کتاب الدعوات ، باب 116 - فى انتظار الفرج و غیر ذلک ، ح 3571 . امّا قطعاً آنها از این روایت آنطور که شیعه معنى مى‏کند برداشت نمى‏کنند .

صاحبان صحاح نیز در مورد حتمى بودن خروج مهدى ( ع ) روایاتى نقل کرده‏اند که ذیلاً مى‏آید:

1 - اگر از عمر دنیا بیش از یک روز نمانده باشد خداوند آن روز را طولانى مى‏کند تا آنکه مردى از اهل بیتم مبعوث شود که اسم او اسم من است . او زمین را از قسط و عدل پر مى‏کند همانگونه که از ظلم و جور پر شد . الف - سنن ترمذى ، ج4 ص 438 - کتاب الفتن ، باب 52 ما جاء فى المهدى ، ح 2231 .
ب - سنن ابى‏داود ، ج4 ص106 - کتاب المهدى ، ح 4282 (مختصراً) و 4283 .

2 - دنیا به پایان نمى‏رسد تا آنکه مردى از اهل بیتم بر عرب حکومت کند که اسم او اسم من است . سنن ترمذى ، همان ، ح 2230 .

3 - اگر از عمر روزگار فقط یک روز مانده باشد خداوند مردى از اهل بیتم را مبعوث مى‏کند که زمین را پر از عدل کند همانگونه که پر از ستم شد . سنن ابى‏داود ، کتاب المهدى ، همان .

روایتهاى مزبور از رسول خدا ( ص ) نقل شده است و معناى آنها - چنانچه خوانندگان محترم نیز متوجّهند - این است که خروج مردى از اهل بیت پیامبر ( ع ) حتمى است نه آنکه یک روز از عمر دنیا مانده و او یکروزه دنیا را پر از عدل و داد مى‏کند .

2 - مهدى ( ع ) از اهل بیت است

روایات قسمت اوّل این فصل با صراحت مى‏گوید که مهدى ( ع ) از اهل بیت رسول خدا ( ص ) مى‏باشد . حال به روایات دیگرى که آن حضرت را از اهل بیت مى‏داند نگاهى مى‏افکنیم:

1 - «المهدىّ منّا أهل البیت» . سنن ابن‏ماجه ، ج2 ص1367 - کتاب الفتن ، باب خروج المهدى (34) ح 4085 . رسول گرامى اسلام ( ص ) فرموده است:
مهدى از ما اهل بیت است .

2 - پیامبر اکرم ( ص ) فرموده است: «ما اهل بیتى هستیم که خداوند براى ما آخرت را بر دنیا برگزیده است و همانا اهل بیت من بعد از من سختیها دیده و از وطن رانده مى‏شوند . تا آنکه قومى از ناحیه مشرق پیدا مى‏شوند که با آنها پرچمهاى سیاه است و طلب خیر (و حقّ) مى‏کنند و به آنها داده نمى‏شود . آنان مى‏جنگند و آنچه را که خواستند به آنها مى‏دهند و نمى‏پذیرند تا آنکه آن (حکومت) را به مردى از اهل بیتم (یعنى حضرت مهدى ( ع ) ) مى‏دهند و او آن (یعنى زمین) را پر از قسط و عدل مى‏کند همانگونه که دیگران آن را پر از ظلم و جور کردند . پس هر که آن زمان را درک کرد به طرف آنها برود ولو چهار دست و پا بر روى برف و یخ» . همان ، ص&rlm1366 ، ح 4082 توضیح آنکه روایت فوق به همین مضمون و یا مشابه آن در مصادر شیعه نیز نقل شده است و با توجّه به روایاتى که درباره قیام مردى از قم در روایات ما آمده ، انقلاب اسلامى ایران به رهبرى حضرت آیةالله خامنه‏اى حفظه‏اللَّه به زودى به دست مبارک امام زمان ( ع ) سپرده خواهد شد . انشاءاللَّه .

توجّه به این نکته لازم است که زمان ظهور را کسى نمى‏داند و آنچه که گفتیم و نقل شده برداشتهائى از روایات اهل بیت ( ع ) است . امید است که هرچه زودتر این امر واقع شود تا دست ظلم متجاوزان قطع و سرزمینهاى اسلامى یکپارچه و مقتدر گشته و قدرتهاى پوشالى ذلیل و نابود شوند .

3 - مهدى ( ع ) از فرزندان فاطمه ( س ) است

(المهدى من ولد فاطمه) . همان ، ص1368 ، ح 4086 .
روایت فوق را که مى‏فرماید: «مهدى از فرزندان فاطمه است» امّ‏سلمه از رسول خدا ( ص ) نقل کرده است . همین روایت با همین سند به این عبارت نیز آمده است:
(المهدىّ من عترتى من ولد فاطمه) . سنن ابى‏داود ، کتاب المهدى ، ح 4284 . یعنى مهدى از عترتم و از فرزندان فاطمه است .

حال با توجّه به آنچه که گذشت و فهمیدیم که صاحبان صحاح (از جمله ابن ماجه) پذیرفتند که اوّلاً مهدى از اهل بیت رسول خدا ( ص ) بوده و ثانیاً از فرزندان فاطمه زهرا ( س ) مى‏باشد ، به یک روایت از سنن ابن ماجه نظرى مى‏افکنیم . او از انس بن مالک و انس از رسول خدا ( ص ) چنین روایت مى‏کند:
(هر چه مى‏گذرد امور مردم سخت‏تر شده و دنیا به آنان پشت کرده و مردم بخیل‏تر مى‏شوند و ساعت (شاید مراد ساعت قیامت باشد نه ساعت ظهور امام زمان ( ع ) چه آنکه براى هر دو زمان ، کلمه ساعت استعمال شده است . ) بر پا نمى‏شود مگر بر بدترین مردم و مهدى نیست مگر عیسى بن مریم) . ج2 سنن ، ص1340 - کتاب الفتن ، باب شدّة الزّمان ، ح 4039 .

تعجّب است از محدّثى مانند ابن ماجه که چشم خود را به روى آنچه که خود نقل کرده ببندد و با نقل این روایت ، عیسى بن مریم ( ع ) را از اهل بیت و از فرزندان فاطمه ( س ) بداند!

بهترین توجیه این است که بگوئیم دیگران این حدیث را به کتاب او افزودند! در این صورت چه اعتمادى به روایات اهل سنّت! وقتى بشود به صحاح آنها دستبرد زد و حدیثى به آن افزود با بقیّه کتابها بهتر مى‏توان چنین کرد.

4 - زمینه سازان حکومت حضرت مهدى ( ع )

(یخرج ناس من المشرق فیوطّئون للمهدى یعنى سلطانه) . همان ص1368 - باب خروج المهدى ، ح 4088 .

رسول گرامى اسلام ( ص ) فرموده است: مردمى از مشرق خروج مى‏کنند و زمینه را براى مهدى ( ع ) (یعنى حکومت او) فراهم مى‏کنند .

(یخرج رجل من وراء النّهر یقال له الحارث بن حرّاث ، على مقدّمته رجل یقال له منصور ، یوطّى‏ء او یمکّن لآل محمّد ( ( ع ) ) کما مکّنت قریش لرسول‏اللَّه‏r وجب على کل مؤمن نصره او قال «اجابته» سنن ابى‏داود ، کتاب المهدى ، ح 4290 .

على ( ع ) از رسول گرامى اسلام ( ص ) روایت مى‏کند که فرمود: مردى از آنطرف رود (شاید مراد ، دجله یا فرات باشد) خروج مى‏کند که به او «حارث بن حرّاث» گویند . پیشرو لشگرش مردى است به نام «منصور» که زمینه را براى حکومت آل محمّد ( ع ) فراهم مى‏کند همانگونه که قریش براى رسول خدا ( ص ) کردند . بر هر مؤمنى واجب است او را یارى کند (یا آنکه گفته:) «دعوتش را اجابت کند» .

ظاهراً آنچه که در قسمت دوم این فصل گذشت همان است که در این قسمت بدان اشاره رفت و آن گروه که از ناحیه مشرق و یا از آنطرف رود خروج مى‏کنند به احتمال قریب به یقین اشاره به انقلاب اسلامى ایران دارد و امّا کلمه «حارث» یا «منصور» قطعاً اسم واقعى نیست بلکه «حارث» کسى است که بذر انقلاب عظیمى را کاشت و پیشرو لشگر هم از جانب خدا یارى مى‏شود .

5 - نزول حضرت عیسى ( ع ) و امامت حضرت مهدى ( ع )

(کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم) . الف - صحیح بخارى ، ج4 ص205 - کتاب بدء الخلق ، باب نزول عیسى بن مریم ( ع ) .

ب - صحیح مسلم ، ج1 ص 136 - کتاب الایمان ، باب 71 ، ح 244 .

رسول گرامى اسلام ( ص ) مى‏فرماید: چگونه خواهید بود آنگاه که پسر مریم در میان شما بیاید و امام شما از شما باشد!

( . . . فینزل عیسى بن مریم‏r فیقول امیرهم: تعال صلّ لنا . فیقول: لا . انّ بعضکم على بعض امراء تکرمة اللَّه هذه الامّة) . صحیح مسلم ، همان ص137 ، ح 247 .

این روایت را ابن‏ماجه نیز اندکى مفصّل‏تر در ضمن حدیثى طولانى که تقریباً 4 صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده نقل کرده است . (ج2 سنن ، ص1361 - کتاب الفتن باب 33 ، ح 4077) .

یعنى: . . . سپس عیسى بن مریم ( ع ) نازل مى‏شود . امیر آنها به او مى‏گوید: بیا و براى ما نماز بخوان (یعنى بعنوان امام جماعت) او مى‏گوید: خیر ، همانا بعض از شما بر بعض دیگر امیر مى‏باشید به خاطر این که خداوند این امّت را گرامى داشته است .

این دو حدیث به خوبى نشان مى‏دهد که هنگام نزول عیسى‏بن مریم ( ع ) امام او کسى دیگر است که با توجّه به روایات گذشته او جز حضرت مهدى ، صاحب الزّمان صلوات‏اللَّه‏علیه‏وعجّل‏اللَّه فرجه نیست .

از آنجا که از روایات گذشته فهمیدیم که برنامه اصلى حضرت مهدى ( ع ) پرکردن زمین از عدل و داد است ، لذا لازم است آن حضرت داراى حکومتى مقتدر و کارگزارانى صالح باشد و این امرى است که تقریباً همه فرق مسلمین بدان اعتقاد دارند و نیز از روایات این قسمت روشن شد که عیسى بن مریم ( ع ) نیز نازل مى‏شود و چون امامت و قدرت حکومت به دست حضرت مهدى ( ع ) مى‏باشد به ناچار باید گفت که حضرت عیسى ( ع ) جهت کمک آن حضرت مى‏آید . شاید علّت آن کثرت پیروان مسیحیّت در آن زمان مى‏باشد که وقتى حضرت عیسى ( ع ) پشت سر امام زمان ( ع ) به نماز بایستد آنان که از پیروانش طالب حقّند اسلام را زود مى‏پذیرند .

با اینحال مى‏بینیم صاحبان صحاح - مخصوصاً بخارى و مسلم - کوشیده‏اند که قدرت حکومت را در آن زمان در اختیار حضرت مسیح ( ع ) قرار دهند و در تمامى این دو کتاب اسمى از حضرت مهدى ( ع ) نمى‏بینیم . شاید تصوّر کردند که اگر چشم خود را ببندند دیگران هم نابینا خواهند ماند ، غافل از آنکه:
«شب‏پره گر وصل آفتاب نخواهد رونق بازار آفتاب نکاهد»

6 - خسف بیداء

از روایات اهل بیت ( ع ) چنین مى‏فهمیم که دو دسته نشانه براى ظهور امام زمان ( ع ) به وقوع خواهد پیوست . دسته اوّل نشانه‏هاى عامّى که تا این زمان مى‏توان ادّعا کرد همه آنها به وقوع پیوسته است . دسته دوم معروف است به علائم حتمیّه ظهور و آن پنج علامت است:
1 - خروج سفیانى
2 - صیحه آسمانى
3 - کشته شدن نفس زکیّه
4 - خسف بیداء
5 - خروج یمانى

تعبیر پنج نشانه فوق به علائم حتمیّه ، از خود روایات اتّخاذ شده است .
اهل سنّت مسأله خروج سفیانى و خسف بیداء را در روایات خویش نقل کرده‏اند .

در فصل بعد که گفتار بعض دانشمندان اهل سنّت را مى‏خوانیم از خروج سفیانى نیز سخن خواهیم گفت .

در صحاح ستّه آمدن لشگرى از شام (لشگر سفیانى) و فرو رفتن آنها بین مکّه و مدینه (خسف بیداء) نقل شده است که ذیلاً اقوال آنها مى‏آید . همه این روایتها از پیامبر اکرم ( ص ) مى‏باشد:

بخارى مى‏نویسد: لشگرى به جنگ کعبه مى‏آید (قصد کعبه مى‏کنند) و چون به زمین بى آب و علفى (بیابان یا بیداء) رسیدند در زمین فرو مى‏روند . . .

مسلم مى‏نویسد: یک نفر به خانه خدا پناه مى‏برد و لشگرى به طرف او مى‏رود که در بیابانى فرو مى‏روند . او در حدیث بعد ، از قول ابوجعفر مى‏نویسد که قسم خورد آن بیابان در اطراف مدینه است . (انّها لبیداء المدینه) .

ترمذى مى‏نویسد: مردم از نبرد با این بیت دست بر نمى‏دارند تا آنکه گروهى به نبرد مى‏آیند و چون به بیابانى رسیدند همه آنها در زمین فرو مى‏روند .

ابن ماجه نیز شبیه آنچه که ترمذى گفته ، نقل نموده است .

ابوداود اندکى آن را شکافته و چنین روایت مى‏کند:

هنگامى که خلیفه‏اى مرد ، اختلافى پدید مى‏آید . مردى از اهل مدینه به مکّه مى‏گریزد . مردمى از اهل مکّه نزد او رفته و با او بین رکن و مقام بیعت مى‏کنند (در اینجا ابوداود مى‏نویسد که آن مرد با اکراه قبول مى‏کند و این مطلب نمى‏تواند صحیح باشد) . لشگرى از شام به سوى او مى‏رود که در بیابان بین مکّه و مدینه در زمین فرو مى‏روند . چون مردم چنین دیدند برگزیدگانى از شام و گروهى از عراق مى‏آیند و با او بین رکن و مقام بیعت مى‏کنند . . . او اموال را (عادلانه) تقسیم مى‏کند و به سنّت پیامبر رفتار مى‏کند . . .

حاکم در مستدرک روایت ابوداود را اینگونه نقل مى‏کند:

با مردى از امّتم بین رکن و مقام به عدد اهل بدر (یعنى 313 نفر) بیعت مى‏شود و از عراق و شام نیز گروهى به کمک مى‏آیند . پس از آن لشگرى از شام (به جنگ با او) مى‏روند و چون به بیداء رسیدند در زمین فرو مى‏روند

چنانچه ملاحظه مى‏فرمایید در هیچکدام از روایات فوق اسمى از سفیانى نیست و نیز ننوشته‏اند که آنکس که با او بین رکن و مقام بیعت مى‏شود کیست . امّا از اینکه ابوداود آن را در کتاب المهدى آورده معلوم مى‏شود آن مرد حضرت مهدى ( ع ) است .

حاکم در مستدرک روایت دیگرى دارد که نام سفیانى و فرو رفتن او و لشگرش را در بیابان ذکر مى‏کند . روایت چنین است:

مردى (به نام سفیانى) از دمشق خروج مى‏کند و . . . مردى از اهل بیتم (نیز) خروج مى‏کند . خبر به سفیانى مى‏رسد . او با لشگرى به سوى او مى‏رود . . . تا به بیابانى مى‏رسند و در آنجا فرو مى‏روند و جز یک نفر که خبر آن را مى‏آورد کسى نجات نمى‏یابد . الف - صحیح بخارى ، ج&3 ص&86 - کتاب البیوع ، باب ما ذکر فى الاسواق .

ب - صحیح مسلم ، ج&4 ص&10 - 2208 ، کتاب الفتن و اشراط السّاعة ، باب الخسف بالجیش الذى یؤمّ البیت ، ح&8 - 4 .

ج - سنن ترمذى ، ج&4 ص&415 - کتاب الفتن ، باب&21 ما جاء فى الخسف ح 2184 .

د - سنن ابن‏ماجه ، ج&2 ص&51 - 1350 ، کتاب الفتن ، باب 30 جیش البیداء ، ح 5 - 4063 .

ه - سنن ابى‏داود ، کتاب المهدى ، ح&4286 .

و - مستدرک حاکم ، ج&4 ص&478 ح 8328 و ص&565 ح&8586 .

تذکر این نکته لازم است که حدیث دوم حاکم به عنوان حدیثى صحیح به همان شرطى که بخارى و مسلم گفته‏اند روایت شده است که این دو آن را نقل ننمودند .

از بسیارى از روایات فریقین (شیعه و سنّى) چنین بر مى‏آید که سفیانى در لشگرى که به سوى «مردى از اهل بیت» - که همان مهدى موعود(عج) مى‏باشد - مى‏فرستد ، خود در آن لشگر نیست و لذا روایت اخیر مستدرک ، که سفیانى را هم جزء کسانى مى‏داند که در لشگر مزبور بوده و به زمین فرو مى‏روند ، نمى‏تواند صحیح باشد .


حضرت مهدى(ارواحنا فداه و عجل اللَّه تعالى فرجه) در بعض کتب اهل سنت


مسأله خروج مردى از اهل‏بیت ( ع ) به نام «مهدى» امرى است که علماى زیادى از اهل سنّت درباره آن دست به قلم بردند . یکى از نویسندگان معاصر به نام محمد بن احمد بن اسماعیل ، کتابى نوشته بنام «المهدى ، حقیقة لا خرافة» او در فصل دوم این کتاب مطالبى دارد که ما فهرست آن را در اینجا مى‏آوریم:

1 - اسامى 31 نفر از اصحاب را ذکر مى‏کند که احادیث حضرت مهدى ( ع ) را روایت کرده‏اند .
2 - اسامى 38 نفر از دانشمندانى را که آن احادیث را در کتابهایشان نقل کرده‏اند مى‏آورد .
3 - نام 63 نفر از علما را که آن احادیث را صحیح یا حسن دانسته‏اند ذکر مى‏کند .
4 - 31 نفر از دانشمندان را نام مى‏برد که مستقلاً کتابى درباره حضرت مهدى ( ع ) نوشته‏اند که بعض از آنها بیش از یک کتاب تدوین نمودند .

ما در این مختصر اسامى 17 نفر از علماى عامّه را - از ابتداى قرن پنجم تا آخر قرن سیزدهم - که درباره حضرت مهدى ( ع ) مطالب یا روایاتى نوشتند و نیز بعض از نوشته‏هاى آنها را مى‏آوریم:

1 - «حاکم نیشابورى - الامام الحافظ ابوعبداللَّه محمد بن عبداللَّه» ، متوفّاى 405 هجرى - در جزء چهارم کتاب معروفش «المستدرک على الصّحیحین» احادیث متعدّدى درباره حضرت مهدى ( ع ) دارد که در آنها حضرتش از اهل بیت پیامبر ( ص ) و از فرزندان فاطمه ( س ) معرّفى شده و او است که جهان را پر از عدل و داد مى‏کند .

ما در آخر فصل قبل به دو حدیث - درباره خسف بیداء و خروج سفیانى - اشاره کردیم اینک حدیثى دیگر:

(عن ابى‏سعید خُدرى ( رض ) قال: قال رسول‏اللَّه‏: «لاتقوم السّاعة حتّى تملأ الارض ظلماً و جوراً و عدواناً ثمّ یخرج من اهل بیتى من یملأها قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و عدواناً») . ج&4 ص&600 ، ح 8669 . یعنى: ساعت (مراد ساعت ظهور است نه ساعت قیامت) بر پا نمى‏شود تا آنکه زمین پر از ظلم و جور و تعدّى شود ، سپس از اهل بیتم کسى خروج مى‏کند که آن را پر از عدل و داد مى‏کند همان گونه که پر از ظلم و جور شد .

سپس مى‏نویسد: این حدیث صحیحى است به همان شرطى که شیخین (بخارى و مسلم) قرار گذاشتند ولى آندو این را ننوشتند .

تذکّر این نکته نیز لازم است که او کتاب مذکور را - همانطور که از اسمش پیدا است - تألیف کرد تا بگوید روایات صحیح دیگرى است که در صحیحین نیامده است . او حدیث ابن‏ماجه را نیز که روایت کرده: «لا مهدى الاّ عیسى بن مریم» در کتابش آورده و مى‏گوید: من این حدیث را ننوشتم که به آن احتجاج کنم (یعنى به عنوان حدیثى صحیح آن را نقل کرده باشم) بلکه از راه تعجّب (که چطور ابن‏ماجه آن را در سنن خویش آورده) آن را نوشتم .

2 - «ابوسالم کمال الدّین محمّد بن طلحة بن محمّد بن الحسن شافعى» ، متوفّاى 652 هجرى - درکتاب «مطالب السّؤول فى مناقب آل الرّسول» - چنانچه از نامش پیدااست - در مناقب ائمه 12 گانه شیعه مطالبى دارد . (او نیز آل پیامبر ( ع ) را منحصر در 12 امام شیعه مى‏داند - دقّت شود - ) . در باب دوازدهم آن که درباره امام دوازدهم ( ع ) است چنین مى‏نویسد:
«الباب الثانى عشر فى ابى‏القاسم محمّد بن الحسن الخالص بن على المتوکّل ابن القانع (یکى از القاب امام جواد ( ع ) ) ابن علىّ الرّضا ابن موسى الکاظم ابن جعفر الصّادق ابن محمّد الباقر ابن على زین العابدین ابن الحسین الزّکى ابن علىّ المرتضى امیرالمؤمنین ابن ابى‏طالب ، المهدى ، الحجّة ، الخلف الصّالح ، المنتظَر ( ع ) و رحمة اللَّه و برکاته» .

چنانچه ملاحظه مى‏فرمائید او اسامى 12 امام را تقریباً با همان القابى که نزد شیعه مشهورند معرّفى مى‏کند . معلوم مى‏شود که آنان همیشه با این القاب شناخته مى‏شدند . او پس از تعریف از امام عصر(عجّ) مى‏نویسد:

«امّا نسبه اباً و امّاً فابوه الحسن الخالص ابن . . . (تا آخر اسامى که دیگر تکرار نمى‏کنیم . ) و امّه امّ ولد تسمّى صقیل (صحیح آن صیقل است . ) و قیل حکیمه (حکیمه خاتون عمّه امام حسن عسکرى ( ع ) بوده که هنگام تولّد حضرت ولى عصر ( ع ) در آنجا حضور داشت . ) و قیل غیر ذلک ، و امّا اسمه فمحمّد و کنیته ابوالقاسم و لقبه الحجّة و الخلف الصّالح و قیل المنتظَر» .

خلاصه معناى این فراز چنین است:
پدرش امام حسن عسکرى ( ع ) و مادرش صیقل یا حکیمه یا غیر آن و اسمش محمّد و کنیه‏اش ابوالقاسم و لقبش حجّت و خلف صالح بوده و منتظَر هم گفته‏اند .
او همچون بسیارى از دانشمندان اهل سنّت ، امام زمان ( ع ) را فرزند امام حسن عسکرى ( ع ) دانسته و کنیه و لقب او را همچون شیعیان بیان کرده است .

آنگاه بعض از روایاتى را که از ابوداود و ترمذى نقل کردیم آورده و حدیث منقول در صحیحین را که: «کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم» ، به پنجمین قسمت از فصل قبل رجوع فرمائید . بر آن حضرت تطبیق مى‏دهد و بعد از نقل بعض روایات چنین نتیجه مى‏گیرد که حضرت مهدى ( ع ) از فرزندان فاطمه ( س ) و نیز از عترت و اهل بیت رسول خدا ( ص ) و همنام آن حضرت بوده و او است که زمین را پر از عدل و داد مى‏کند و او از فرزندان عبدالمطلّب و یکى از سروران بهشت است . اشاره به روایتى است که در ج&2 سنن ابن‏ماجه ، ص&1368 ، ح&4087 . کتاب الفتن باب خروج المهدى ، از انس بن مالک نقل شده که رسول خدا ( ص ) فرمود: «ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشتیم من و حمزه و على و جعفر و حسن وحسین و مهدى( ( ع ) )» . سپس اشکال مى‏کند که اگر کسى بگوید اینها دلیل نیست که او همان ابوالقاسم محمّد بن الحسن است چه آنکه فرزندان فاطمه ( س ) زیادند و تا روز قیامت هر که از ذریّه او باشد از فرزندان آن حضرت و از عترت طاهره و از اهل بیت است . پس باید دلیل دیگرى براى اثبات ادّعاى خود بیاورید .

در جواب مى‏گوید که پیامبر ( ص ) براى او نشانه‏هائى از رخسار و جبهه و بینى و غیر ذلک فرمودند و همه آنها بر فرزند امام حسن عسکرى ( ع ) تطبیق مى‏کند .
مجدّداً اشکال مى‏کند که شاید بعدها شخص دیگرى از فرزندان فاطمه ( س ) با همین مشخّصات به دنیا بیاید .

جواب مى‏دهد که وقتى با همان نشانى کسى پیدا شد ، به صرف احتمال نمى‏توان از آن دست برداشت و اگر بخواهیم اینگونه عمل کنیم هر نشانه‏اى براى هر امرى که در روایت آمده باشد احتمال وجود امر دیگرى با همان نشانى وجود دارد . باید گفت اگر در روایتى نشانه‏اى براى امرى ذکر شده باشد ، اگر بنا بود که این نشانه تکرارى باشد نشانه از نشانه بودن ساقط خواهد شد مثل اینکه کسى بگوید درب منزل ما که در فلان کوچه است سبز رنگ است که اگر غیر از آن منزل ، منزل دیگرى نیز سبز رنگ باشد نمى‏تواند نشانه باشد و لذا ما نشانه‏هائى را که در روایات براى امرى وارد شده باشد منحصر به فرد مى‏دانیم . آنگاه چنین ادامه مى‏دهد:

مسلم در صحیح خود نوشته است که پیامبر ( ص ) به عمر فرمود: شخصى از اهل یمن به نام اویس با این مشخّصات مى‏آید . اگر مى‏توانى از او طلب مغفرت کن؛ ج 4 صحیح مسلم ، ص 1969 ، کتاب فضائل الصحابه ، باب 55 من فضائل اویس‏القرنىّ ( رض ) ح&225 . و چون شخص مزبور با همان نشانه‏ها پیدا شد دیگر عمر نگفت شاید بعداً کسى دیگر با همین مشخّصات بیاید .

همچنین است قضیّه خوارج و نیز حال یهود که وقتى نبىّ مکرّم اسلام ( ص ) با همان نشانه هائى که در تورات ذکر شد مبعوث گردید ، گفتند: شاید کسى دیگر با همین نشانه‏ها بیاید و خداوند آنان را سرزنش کرد . اشاره به آیه 89 از سوره بقره که خداوند آنان را لعنت مى‏کند . ‏بنابر این اگر ما کسى را با همان صفاتى که پیامبر ( ص ) فرمود یافتیم و آن در وجود محمّد بن الحسن ، الحجّة ، الخلف الصّالح ، متجلّى شد دیگر منتظر شخص دیگرى با همان صفات نباید بمانیم .

بعد از آن اشکال دیگرى مطرح مى‏کند که: آنچه گفتى درست است امّا در روایت آمده است که اسم پدر او اسم پدر رسول خدا ( ص ) است در حالى که اسم پدر خلف صالح حسن است نه عبداللَّه .

در جواب مى‏گوید: اوّلاً - در زبان عرب به جدّ اعلا نیز پدر اطلاق مى‏شود . چنانچه در قرآن آمده: «مِلَّةَ اَبیکُمْ اِبْراهیمَ» . سوره حجّ آیه 78 - یعنى: (این آیین همان) آیین وروش پدرتان ابراهیم مى‏باشد . ثانیاً - بر کنیه نیز «اسم» گفته مى‏شود . بخارى و مسلم نقل کردند که پیامبر ( ص ) على ( ع ) را ابوتراب نامید و «اسمى» نزد او محبوب‏تر از آن نبود . (توجّه داشته باشید که «ابوتراب» «کُنیه» است نه «اسم») . اینکه در روایت آمده است که اسم پدر او عبداللَّه است به این اعتبار مى‏باشد که جدّ اعلاى او یعنى امام حسین ( ع ) «ابوعبداللَّه» بود ، یعنى او فرزند حسین است نه حسن که کنیه او ابومحمّد بود (البتّه ما استدلال او را بسیار خلاصه کردیم گرچه جاى تأمّل نیز مى‏باشد) .

مشابه استدلال اخیر او را به طور خلاصه «محمّد بن یوسف گنجى شافعى» در کتاب «البیان فى اخبار صاحب الزّمان» آورده آنگاه اسامى بیش از 30 نفر را که روایت «اسمه اسمى»(که رسول خدا ( ص ) فرمود: اسم او اسم من است) را نقل کردند مى‏آورد که هیچ کدام از آنها جمله و «اسم ابیه اسم ابى» (که آن حضرت فرموده باشد: و اسم پدرش اسم پدر من است) را بدان نیفزودند مگر «عبیداللَّه بن موسى» از «زائده» . آنگاه نتیجه مى‏گیرد که هیچ عاقلى شکّ نمى‏کند که این اضافى - باتوجّه به اینهمه مخالف - اعتبارى ندارد .

3 - «سبط ابن جوزى» متوفّاى 654 هجرى در کتاب تذکرة الخواص ، معروف به: «تذکرة خواصّ الامّة فى خصائص الائمّة ( ع ) » در فصل مربوط به امام زمان ( ع ) تحت عنوان: «فصل فى ذکر الحجّة المهدى» چنین مى‏نویسد:

«هو محمّد بن الحسن بن على بن . . . على بن ابى‏طالب علیه(وعلیهم) السّلام و کنیته ابوعبداللَّه و ابوالقاسم و هو الخلف الحجّة صاحب الزّمان ، القائم و المنتظَر و التّالى و هو آخر الائمّة» . او در ابتدا اسامى دوازده امام ( ع ) را به ترتیب نقل کرده (که ما به جهت اختصار در اینجا و در موارد دیگر چند نقطه مى‏گذاریم . ) و پس از آن کنیه‏ها والقاب حضرت مهدى ( ع ) را ذکر مى‏کند و مى‏گوید که او آخرین امامها (ى شیعه) است . آنگاه این حدیث را با سندش از ابن عمر نقل مى‏کند که پیامبر ( ص ) فرمود: «یخرج فى آخر الزّمان رجل من ولدى اسمه کاسمى و کنیته ککنیتى یملأ الارض عدلاً کما ملئت جوراً فذالک هو المهدى»؛ یعنى: در آخرالزّمان مردى از فرزندانم خروج مى‏کند که اسمش مانند اسم من و کنیه‏اش مانند کنیه من است . زمین را پر از عدل مى‏کند همانگونه که پر از ستم شد و او همان مهدى است . و خود این را حدیثى مشهور مى‏داند . سپس چند روایت دیگر نقل کرده و درباره رفع استبعاد از طول عمر آن حضرت مثالهائى از معمّرین تاریخ آورده و پس از نقل شعرى در مدح ائمّه ( ع ) مى‏نویسد: «قلت: و من شروط الامام ان یکون معصوماً لئلاّ یقع فى الخطأ و لانّهم حجج اللَّه على عباده و من شرط الحجّة العصمه من کلّ وصمه . انتهى ذکر الائمّة ( ع ) » . یعنى: از شروط امام این است که معصوم باشد تا در خطا واقع نشود (او به حقّ معناى عصمت را عصمت از خطا دانسته است نه عصمت از گناه و این عصمت است که از جانب خداوند به بندگان برگزیده‏اش داده مى‏شود چه آنکه اگر آنان - که پیشوایان امّتند - در خطا واقع شوند و یا سهو و نسیان به آنان دست دهد دود آن به چشم پیروانشان مى‏رود که گفتارشان را وحى منزل مى‏دانند و خطا و سهو یا نسیان ، طبیعى هر انسانى است و معصوم کسى است که از چنین نقصى مصون باشد و این نخواهد شد مگر با عنایت خاصّه الهیّه) .
دیگر آنکه آنان حجتّهاى خدا بر بندگانش مى‏باشند و شرط حجّت بودن مصون بودن از هر عیب مى‏باشد .
در آخر عبارت افزوده است: «تمام شد یاد ائمّه ( ع ) » .

4 - «ابن ابى‏الحدید معتزلى» متوفّاى 655 هجرى در ج&7 شرح نهج‏البلاغه ، ص&59 ، در ذیل: «بابى ابن خیرة الاماء» (که امیرالمؤمنین ( ع ) فرموده است: پدرم فداى پسر بهترین کنیزان باد) مى‏نویسد:

«اگر گفته شود که این مرد کیست ، درجواب گوئیم: امّا امامیّه ، آنها مى‏گویند که او امام دوازدهم آنها است و مادر او کنیزى بود به نام نرجس و امّا اصحاب ما (یعنى معتزله) ، آنان مى‏گویند که او مردى فاطمى است (یعنى از اولاد فاطمه زهرا ( س ) مى‏باشد) که در آینده به دنیا خواهد آمد و مادر او کنیزى است و او الآن موجود نیست» . آنگاه سؤال دیگرى مطرح مى‏کند خوانندگان محترم توجّه داشته باشند که این سؤالات مربوط به مطالبى است که در شرح نهج‏البلاغه آن را به عنوان حدیث نقل کرده است و برداشت او از رجعت و انحصار آن به گروهى از بنى‏امیّه و غیر آن جهت انتقام‏گیرى نیز خالى از اشکال نیست و ما در اینجا قول این دانشمند معروف اهل سنّت را نقل مى‏کنیم نه آنکه در صدد ردّ و ایراد نیز باشیم . که: از بنى‏امیّه چه کسى در آن زمان موجود است که آن مرد (فاطمى) از آنها انتقام مى‏گیرد؟ در جواب مى‏گوید: «امّا امامیّه ، آنها قائل به رجعتند و مى‏گویند که وقتى امام منتظَر آنها ظاهر شد ، گروهى از بنى‏امیّه و غیر آنها رجعت مى‏کنند و او از همه دشمنان آل محمّد ( ع ) انتقام مى‏گیرد» . آنگاه قول معتزله را چنین نقل مى‏کند: «و امّا اصحاب ما ، آنها مى‏گویند که خدا در آخر الزّمان مردى از فرزندان فاطمه ( س ) را خلق مى‏کند که اکنون موجود نیست و او زمین را پر از عدل و داد مى‏کند همانگونه که پر از ظلم و جور شد و از بیدادگران به شدیدترین وجهى انتقام مى‏گیرد و مادرِ او - همانطور که در این خبر و غیر آن از سایر اخبار آمده - کنیزى است و اسم آن مرد نیز محمّد است همچون اسم رسول خدا ( ص ) . آن مرد آنگاه ظاهر مى‏شود که بر بسیارى از سرزمینهاى اسلام پادشاهى از تبار بنى‏امیّه استیلا یافته است و او همان سفیانى است از فرزندان ابوسفیان بن حرب بن امیّه که در خبر صحیح (چنانچه نقل کردیم) وعده آن داده شده و آن امام فاطمى او و پیروانش از بنى‏امیّه و غیر آنها را مى‏کشد و در این هنگام مسیح ( ع ) از آسمان فرود مى‏آید و . . . »

در ج&10 ص&95 و ج&19 ص&104 نیز از حضرت مهدى ( ع ) یاد کرده و مى‏گوید که اجماع همه فرقه‏هاى اسلامى است که دنیا به آخر نمى‏رسد مگر با قیام آن حضرت .

ماگفتار این دانشمند اهل سنّت را ، که بر خلاف عقیده شیعه و حتّى بر خلاف عقیده بسیارى از علماى اهل سنّت است ، عیناً ترجمه کردیم تا عدّه‏اى با دیدن یا شنیدن بعض تمجیدهائى که او از امیرامؤمنین ( ع ) نموده است ، او را شیعه ندانند . در حالى که حضرت امیر ( ع ) کسى است که غیر مسلمانان نیز او را تعریف و تمجید نموده و درباره شخصیّت بى‏نظیر او کتابها نوشته و اشعارى سروده‏اند که نمونه آن «عبدالمسیح انطاکى» است که قصیده‏اى طولانى - و شاید بتوان گفت طولانى‏ترین قصیده - (5595 بیت) در مدح امیرالمؤمنین ( ع ) سروده است . علاّمه امینى ( ره ) 15 بیت آن رادر ج&3 الغدیر ص&9 نقل کرده است .

5 - «محمّد بن یوسف بن محمّد گنجى شافعى» . او در سال 658 هجرى به شهادت رسید . سبب شهادتش نوشتن کتابى بود به نام: «کفایة الطّالب فى مناقب امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب» صلوات اللَّه و سلامه علیه . با آنکه مستندات آن ، محدّثین اهل سنّت مى‏باشند با اینحال به جرم این گناه نابخشودنى! در 29 رمضان در جامع دمشق کشته شد . آرى ، این است رفتار آنانکه دم از پیروى از سنّت رسول خدا ( ص ) مى‏زنند با کسانى که حقّ مى‏گویند . در مقدّمه کتابمان: «پیامبر در صحاح» علّت کشته شدن «نسائى» صاحب سنن را نوشتیم که بیان‏گر یکى دیگر از رفتار اهل سنّت با علماى خودشان مى‏باشد .

این دانشمند اهل سنّت کتابى دارد به نام: «البیان فى اخبار صاحب الزّمان ( ع ) » که ما فقط به ذکر عناوین ابواب سیزده‏گانه آن اکتفا مى‏کنیم و این عناوین ، اجمالاً بیان کننده عقاید نویسنده آن مى‏باشد:

1 - درباره خروجش در آخرالزّمان .
2 - درباره این حدیث نبوى که: «مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه است» .
3 - درباره این حدیث که: «مهدى از سادات اهل بهشت است» . ر - ک: پاورقى شماره 253 ، متن عربى آن چنین است:
«نحن ولدَ عبدالمطّلب سادة اهل الجنّة انا و حمزه و على و جعفر و الحسن و الحسین و المهدى( ( ع ) )» .
4 - درباره امر پیامبر ( ص ) به پیروى از مهدى ( ع ) .
5 - درباره یارى نمودن اهل مشرق آن حضرت را .
6 - درباره مدّت سلطنت آن حضرت بعد از ظهور .
7 - دراینکه او در نماز ، امامِ حضرت عیسى ( ع ) خواهد بود .
8 - پیامبر ( ص ) مشخّصات مهدى ( ع ) رابیان مى‏فرماید .
او در ذیل عنوان فوق ، روایت: «مهدى طاوس اهل بهشت است» را نیز نقل مى‏کند .
9 - پیامبر ( ص ) تصریح مى‏فرماید که مهدى ( ع ) از فرزندان حسین ( ع ) است .
10 - درباره کَرَم مهدى ( ع ) .
11 - در ردّ این قول که ، «مهدى همان عیسى بن مریم است» . (اشاره به روایت ابن‏ماجه که بحثش گذشت) .
12 - درباره این حدیث نبوى که: «امّتى که من در اوّل آن و عیسى در آخر آن و مهدى در وسط آن است هلاک نخواهد شد» .
13 - درباره کنیه او و اینکه خُلق و خُویَش شبیه پیامبر ( ص ) مى‏باشد . او در آخر باب اوّل - چنانچه گذشت - استدلال مى‏کند که پدر حضرت مهدى ( ع ) همان امام حسن عسکرى ( ع ) بوده است .


6 - «ابن تیمیّه» متوفّاى 728 هجرى ، در جزء چهارم کتاب «منهاج السنّة» حدیث نبوى: «یخرج فى آخرالزّمان رجل من ولدى اسمه کاسمى و کنیته کنیتى یملأ الارض عدلاً کما ملئت جوراً . » یعنى: در آخرالزّمان مردى از فرزندانم خروج مى‏کند که اسمش مانند اسم من و کنیه‏اش کنیه من است . زمین را پر از عدل مى‏کند همانگونه که پر از ستم شد . را قبول داشته و او را همان «مهدى» ( ع ) مى‏داند و نیز بعض احادیثى را که ابوداود و ترمذى ، دائر بر حتمى بودن این خروج و اینکه آن حضرت از عترت پیامبر ( ص ) و از فرزندان فاطمه ( س ) است ، آورده‏اند نقل کرده و آنها را احادیثى صحیح مى‏داند .

7 - «شیخ السلام ابراهیم بن محمّد بن المؤیّد الحمویى الخراسانى» متوفّاى 732 هجرى در کتاب: فرائد السّمطین فى فضائل المرتضى و البتول و السّبطین و الائمّة من ذرّیّتهم ( ع ) . » روایات زیادى در مورد حضرت مهدى ( ع ) نقل مى‏کند که بعض آنها قبلاً گذشت . از جمله روایاتى که این عالم اهل سنّت نقل مى‏کند این است که حضرت مهدى ( ع ) داراى غیبت است و نیز: «هر که خروج مهدى ( ع ) را انکار کند به آنچه که بر محمد ( ص ) نازل شده کافر گشته است . » و نیز: «انتظار فرج افضل عبادات است . » و نیز در ضمن همین روایات ، به مسأله ولایت و وصایت ائمّه اثناعشر ( ع ) اشاره شده و در بعض از آنها اسامى آن بزرگواران نیز آمده است .

مؤلّف محترم ، این روایات را در باب 61 از سمط دوم از فوائد السّمطین ، در ضمن 15 عنوان نقل کرده و در آخر آن با سندش از ابن عباس چنین روایت مى‏کند که رسول خدا ( ص ) فرمود:

«همانا علىّ بن ابى‏طالب پیشواى امّتم و بعد از من جانشین من در میان آنها است و از فرزندانش قائم منتظَر است ، آنکس که خدا به دست او زمین را از قسط و عدل پر مى‏کند همانگونه که از ظلم و جور پر شد . قسم به آنکس که مرا به عنوان بشارت دهنده به حقّ برانگیخت ، آنان که در زمان غیبتش بر امامت او ثابتند بسیار اندکند .

جابر بن عبداللَّه انصارى برخاست و گفت: یا رسول‏اللَّه! آیا قائم از فرزندانت غیبت دارد؟ فرمود: آرى ، به پروردگارم قسم . همانا خداوند به همین غیبت مؤمنین را آزموده و کافران را نابود مى‏کند . اى جابر! این امر از امر خدا و سرّى از سرّ او بوده و علمش از بندگان مخفى است . مبادا در آن به شکّ افتى که شکّ در امر خدا کفر است» متن عربى این روایت چنین است: «ان علىّ بن ابى‏طالب امام امّتى و خلیفتى علیها من بعدى و من ولده القائم المنتظر الذى یملأ اللَّه به الارض عدلاً و قسطا کما ملئت ظلما و جورا و الذى بعثنى بالحقّ بشیرا ان الثّابتین على القول به فى زمان غیبته لأعزّ من الکبریت الاحمر فقام علیه جابر بن عبد اللَّه الانصارى فقال: یا رسول‏اللَّه! و للقائم من ولدک غیبة؟ قال: «اى و ربّى لیمحّص اللَّه به الذین آمنو و یمحق الکافرین . یا جابر! انّ هذا الامر من أمر اللَّه و سرّ من اسرار اللَّه . علمه مطوىّ عن عباده . فایّاک و الشّکّ فیه! فانّ الشّکّ فى أمر اللَّه کفر» .

8 - «ابن قیّم» متوفّاى 751 - که از شاگردان ابن تیمیّه بود - در فصل پنجاهم کتاب: «المنار المنیف فى الصّحیح و الضعیف . » درباره حضرت مهدى ( ع ) روایاتى نقل مى‏کند که همه آنها قبلاً گذشت . او روایت: «لا مهدى الاّ عیسى بن مریم . » را که ابن‏ماجه در سنن خویش آورده ذکر نموده و آن رابه ضعف سند و به تعارضش با روایاتى که مهدى ( ع ) را از فرزندان فاطمه ( س ) مى‏داند و نیز به غیر آن ردّ مى‏کند .

9 - «ابن صبّاغ مالکى - على بن محمّد - » متوفّاى 855 در فصل دوازدهم از کتاب: «الفصول المهمّة فى معرفة احوال الائمّة ( ع ) » چنین مى‏نویسد:
«الفصل الثّانى‏عشر فى ذکر ابى‏القاسم محمّد الحجّة الخلف الصّالح ابن ابى‏محمّد الحسن الخالص» و در ادامه چنین مى‏نویسد: «و او امام دوازدهم است و (ذکر) تاریخ ولادت و دلایل امامتش و (نیز) ذکر بعض از اخبارش و غیبتش و مدّت قیام دولت او و (نیز) ذکر کنیه و نسبش و غیر آن از آنچه که به او مربوط مى‏شود» . متن عربى آن چنین است: «و هو الامام الثّانى عشر و تاریخ ولادته و دلایل امامته و ذکر طرف من اخباره و غیبته و مدّة قیام دولته و ذکر کنیته و نسبه و غیر ذلک ممّا یتّصل به» . و بعد از نقل چند روایت مى‏نویسد:

«ابوالقاسم محمّد الحجّة بن الحسن الخالص در شب نیمه شعبان سال 255 در سامرّا به دنیا آمد و امّا نسبش از جهت پدر و مادر: او ابوالقاسم محمّد الحجّة پسر حسن خالص پسر على هادى . . . پسر على بن ابى‏طالب صلوات اللَّه علیهم اجمعین مى‏باشد و امّا مادرش او کنیزى بود به نام نرگس ، بهترین کنیزان ، و گفته شد که اسم او غیر آن (نرگس) مى‏باشد . کنیه او ابوالقاسم و لقبش حجّت ، مهدى ، خلف صالح ، قائم ، منتظَر (یعنى کسى که همه در انتظار اویند) ، صاحب الزّمان و مشهورترین آنها مهدى است» و بعد از نقل روایات متعدّدى درباره آن حضرت ، آیه «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّه‏» اشاره به آیه: «هو الّذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحقّ لیظهره على الدّین کلّه» که در قرآن مجید سه بار ذکر شده است .
1 - سوره توبه ، آیه 33
2 - سوره فتح ، آیه 28
3 - سوره صفّ ، آیه 9
یعنى: او است خدائى که رسولش را به همراه هدایت و دین حقّ فرستاد تا آن (دین) را بر تمامى ادیان (و مکاتب) غلبه دهد . را از قول سعید بن جُبیر ، مربوط به آن حضرت مى‏داند . آنگاه با نقل روایاتى درباره علائم ظهور ، آن را به پایان مى‏برد .

10 - «ابن طولون» از دانشمندان قرن دهم ، متوفّاى 953 ، و از اهالى دمشق مى‏باشد . او در کتابش به نام: «الائمة الاثناعشر» درباره امام دوازدهم چنین مى‏نویسد:
«و ثانى‏عشر هم ابنه (یعنى ابن الحسن العسکرى) محمّد بن الحسن و هو ابوالقاسم محمّد بن الحسن بن علىّ الهادى ابن محمّد الجواد ابن . . . علىّ بن ابى‏طالب رضى اللَّه عنهم» . و او را همان مهدى مى‏داند . آنگاه شعرى را نقل مى‏کند که در آن اسامى آن بزرگواران به ترتیب آمده است .

11 - «عبدالوهّاب شعرانى» متوفّاى 973 در کتاب: «الیواقیت و الجواهر فى بیان عقائد الاکابر» حضرت مهدى ( ع ) را فرزند امام حسن عسکرى ( ع ) دانسته و مى‏نویسد که تاریخ ولادت او نیمه ماه شعبان سال 255 بوده و اکنون که سال 958 است عمر او 706 سال مى‏باشد . (صحیح آن 703 است) .

12 - «ابن حجر هیتمى مکّى» متوفّاى 974 در کتاب: «الصّواعق المحرقه» - که در ردّ بر شیعه نوشته است - مى‏نویسد:
آیه دوازدهم: «و انّه لعلمٌ للسّاعة» (آیه 61 از سوره زخرف) یعنى: همانا او (حضرت عیسى ( ع ) ) علم است براى ساعت (شاید مراد این است که حضرت عیسى ( ع ) وقتى نزول کرد باعث مى‏شود که مردم علم به ساعت ظهور امام زمان ( ع ) پیدا کنند) .
تذکّر این نکته نیز لازم به نظر مى‏رسد که ابن حجر در کتاب مزبور بیش از 15 آیه در فضائل اهل بیت ( ع ) ذکر کرده که دوازدهمین آنها آیه فوق است که بعد از نقل آن مى‏نویسد که این آیه درباره مهدى ( ع ) نازل شده است . آنگاه مى‏نویسد: به زودى احادیثى که صراحت دارد او از اهل بیت نبوى است خواهد آمد . سپس مى‏افزاید: حال که چنین است (یعنى حال که آیه فوق مربوط به حضرت مهدى ( ع ) بوده و او نیز از اهل بیت مى‏باشد معلوم مى‏شود که) نسل فاطمه و على ( ع ) با توجّه به آیه فوق داراى برکت مى‏باشد (که تا آخرالزّمان این نسل پاک استمرار دارد) و خدا از آن دو پاکانى خارج مى‏کند و نسل آنها را کلیدهاى حکمت و معدنهاى رحمت قرار مى‏دهد و آن به این دلیل است که پیامبر ( ص ) آن دو و ذرّیه آنها را از شیطان رانده شده در پناه خدا قرار داد .
آنگاه جریان ازدواج آندو را شرح مى‏دهد و از ابوداود روایت مى‏کند که ابوبکر و عمر از فاطمه ( س ) خواستگارى کردند و پیامبر ( ص ) از آندو رو برگرداند . آنها نزد على ( ع ) رفته و از او خواستند که به خواستگارى برود . سپس بعد از نقل ازدواج آن دو و اینکه این ازدواج به امر خدا صورت گرفت ، روایات مربوط به خروج حضرت مهدى ( ع ) را در طى چند صفحه مطرح مى‏کند و در ضمن آنها حدیث: «لا مهدى الاّ عیسى بن مریم» را متعرّض شده و آن را به خاطر مجهول بودن محمّد بن خالد (که در سند آن حدیث است) قبول نمى‏کند .

آنگاه دو جریان درباره امام حسن عسکرى ( ع ) نقل مى‏کند که آوردن آن در این نوشتار خالى از لطف نیست:
1 - امام حسن عسکرى ( ع ) کودک بود و مى‏گریست و کودکان دیگر بازى مى‏کردند . بهلول - که پنداشت او حسرت اسباب بازیهاى آنها را مى‏خورد - به او گفت: آیا برایت چیزى بخرم که با آن بازى کنى؟ گفت: اى کم عقل! ما براى بازى آفریده نشدیم . گفت: پس براى چه خلق شدیم؟ گفت: براى کسب علم و عبادت . گفت: از کجا مى‏گوئى؟ گفت: از قول خداى عزّوجلّ: «اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ اَنَّکُمْ اِلَیْنا لاتُرْجَعُونَ؟» سوره مؤمنون ، آیه 115 - یعنى: آیا پنداشتید که ماشما را بیهوده (و براى بازى) آفریدیم و شما به سوى ما برنمى‏گردید؟

بهلول از او خواست که موعظه‏اش کند . حضرتش در ضمن چند بیت شعر اندرزش داد و خود بیهوش بر زمین افتاد و چون به هوش آمد بهلول به او گفت: چه شده! تو که کودکى و گناهى ندارى . گفت: از من دور شو اى بهلول! من دیدم که وقتى مادرم مى‏خواهد هیزم بزرگ آتش بگیرد از هیزم‏هاى کوچک استفاده مى‏کند ، مى‏ترسم که من از هیزم‏هاى کوچک جهنّم باشم .

2 - آنگاه که امام حسن عسکرى ( ع ) در زمان معتمد زندانى گشت ، در سامرّا قحطى شد . خلیفه - معتمد پسر متوکّل - دستور داد که براى نماز باران بروند . سه روز نماز خواندند و خبرى نشد . مسیحیان همراه راهبى بیرون رفتند و چون راهب دست خود را به آسمان بلند مى‏کرد باران مى‏آمد . روز دوم نیز چنین شد . اینجا بود که افراد ضعیف الایمان به شکّ افتادند و عدّه‏اى نیز از دین برگشتند . این امر بر خلیفه گران آمد . (چون او به عنوان خلیفه پیامبر ( ص ) بر مسند قدرت تکیه زده بود ، و چون مردم از دین برگردند قدرت او نیز رو به زوال خواهد رفت . ) دستور به احضار امام حسن عسکرى ( ع ) داد و به او گفت: امّت جدّت رسول خدا ( ص ) را ، قبل از آنکه هلاک شوند ، دریاب . ببینید چگونه خلیفه ستم‏کار عبّاسى با علم به عظمت مقام معنوى امام ( ع ) او را زندانى کرده و چون قدرت خود را در خطر مى‏بیند به عنوان نجات امّت از گمراهى از حضرتش استمداد مى‏طلبد و عاقبت نیز همچون نیاکانش او را به شهادت مى‏رساند و امام زمان ( ع ) را هم تحت تعقیب قرار مى‏دهد و حضرتش به سرداب مى‏رود و دیگر جز عدّه معدودى کسى او را نمى‏بیند تا آنکه روزى ظاهر شود و جهانى را از لوث وجود معتمدهاى زمان پاک کند . عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّریف . حضرت فرمود: فردا بیرون بروند و من انشاءاللَّه شکّ آنها را بر طرف مى‏کنم و با خلیفه صحبت کرد که اصحابش را از زندان آزاد کند . او نیز چنین کرد .

فردا چون مردم براى طلب باران بیرون رفتند و راهب دست خود را همراه نصارى‏ بالا برد ، آسمان را ابر فرا گرفت . امام حسن ( ع ) دستور داد دست راهب را بگیرند . دیدند که در دستش استخوانى است . آن را از دستش گرفت و فرمود: حال طلب باران کن . او دستش را بالا گرفت . ابرها کنار رفت و خورشید نمایان شد . مردم تعجّب کردند . خلیفه به امام حسن ( ع ) گفت: سرّ آن چیست؟ فرمود: این استخوان پیامبرى است که این راهب از بعض قبور آن را یافته است و چون زیر آسمان قرار گیرد باران مى‏آید . آن را آزمودند . همان طور بود که فرمود . لذا شکّ و شبهه از مردم بر طرف شد و حضرتش با عزّت و احترام به منزلش رفت و خلیفه نیز هر از چندى هدایائى برایش مى‏فرستاد . تا آنکه در سامرّا در سنّ 28 سالگى از دنیا رفت و گفته‏اند که او نیز (همچون پدرانش ( ع ) ) مسموم شد و غیر از یک پسر که همان «ابوالقاسم محمّد الحجّة» باشد فرزندى نداشت که هنگام وفات (بلکه شهادت) پدرش 5 ساله بود لکن خداوند به او حکمت داد و به قاسم (صحیح آن قائم است چنانچه گذشت) و منتظَر نامیده شد و گفته‏اند که در شهر غایب شد و معلوم نشد کجا رفت و گفتیم که رافضه (یعنى شیعیان) مى‏گویند او همان مهدى است . قبلاً گذشت که عدّه‏اى از علماى معروف عامّه نیز همچون شیعیان همین را مى‏گویند و این که ابن حجر آنرا به شیعیان - آنهم با کلمه «رافضه» که از دشمنى او نسبت به عدّه‏اى از مسلمانان حکایت دارد - نسبت مى‏دهد نشان از بى اطلاعى او از اقوال گذشتگان داشته و یا از تعصّبى خشک سرچشمه مى‏گیرد

جالب است که مى‏گوید یکى از لقبهاى فرزند امام حسن عسکرى ( ع ) «منتظر» است و منتظر به کسى گویند که عدّه‏اى در انتظار اویند . غیر از مهدى ( ع ) چه کسى است که امّت اسلامى منتظر او است .

مى‏گوید به او در کودکى حکمت داده شد . مى‏پرسیم چه کسى جز خداوند مى‏تواند به کودکى پنج ساله حکمت دهد؟ غیر از این است که او بنده برگزیده الهى بود؟ و این همان امامت و جانشینى رسول خدا ( ص ) مى‏باشد .
او در کتاب: «الفتاوى الحدیثیّة» مى‏نویسد که پیامبر ( ص ) فرمود: «من کذّب بالمهدى فقد کفر» یعنى هر که مهدى را تکذیب کند محقّقاً کافر است؛ و قتل منکر آن حضرت را واجب مى‏داند و براى تأیید آن به روایاتى استدلال مى‏کند که دلالت بر خروج حضرتش مى‏نماید . شاید مى‏خواهد بگوید که منکر آن‏حضرت ، منکر روایات مسلّم است و در حقیقت این شخص منکر قول رسول خدا ( ص ) است که آن کفر مى‏باشد . یا آنکه مى‏خواهد بگوید که مسئله خروج مهدى ( ع ) جزء ضروریّات دین اسلام است و منکر آن در حقیقت منکر یکى از ضروریّات است که آن در حکم کفر است .
در کتاب: «القول المختصر فى علامات مهدى المنتظر» بعد از نقل حدیث: «من کذّب بالمهدى فقد کفر» روى این مسأله تأکید مى‏کند که مهدى ( ع ) از ذرّیّه رسول خدا ( ص ) و از فرزندان فاطمه ( س ) است .

13 - «علىّ بن سلطان محمّد» متوفّاى 1014 هجرى در کتاب: «مرقاة المفاتیح» با استدلال به روایت: «اسمه اسمى و اسم ابیه اسم ابى» به آخر شماره 2 از این فصل رجوع فرمائید . مى‏نویسد:
این روایت ردّ بر شیعه است که مى‏گویند مهدى موعود همان قائم منتظَر است و او محمّد بن الحسن العسکرى مى‏باشد . راستى باید به این قبیل دانشمندان با این استدلال محکمشان آفرین گفت! من خود با هرکس که در ایّام حجّ یا عمره از علماى اهل سنّت بحث کردم براى ردّ قول من به روایاتى از کتابهاى خودشان استدلال مى‏کردند که به هیچ وجه مورد قبول ما نبود . گوئیا آنچه که مى‏گویند وحى منزل است! اى کاش مى‏توانستند براى اثبات عقائد خود از کتب شیعیان استفاده نمایند که قطعاً اگر بخواهند چنین کنند نخواهند توانست .
مَثَل آنان مَثَل مسلمانى است که براى ردّ اقوال مخالف اعمّ از یهودى و مسیحى و غیر آنها و اثبات حقّانیّت اسلام بخواهند از قرآن و روایات استفاده کند!

14 - «احمد بن یوسف بن احمد» متوفّاى 1019 در کتاب: «اخبار الدُّوَل و آثار الاُوَل» مى‏نویسد:
«الفصل الحادى عشر فى ذکر الخلف الصّالح الامام ابى‏القاسم محمّد بن الحسن العسکرى ( رض ) و کان عمره عند وفاة ابیه خمس سنین . آتاه اللَّه فیها الحکمة کما اوتیها یحیى ( ع ) صبیّاً . » ترجمه: «فصل یازدهم درباره خلف صالح ، امام ابى‏القاسم محمّد بن الحسن العسکرى ( ع ) و عمرش هنگام وفات پدرش پنج سال بود . خداوند در همان سنّ به او حکمت عطا کرد همانگونه که به یحیى‏ ( ع ) در کودکى عنایت کرد» .

15 - «عبداللَّه بن محمّد بن عامر شافعى» متوفّاى 1171 در کتاب: «الاتحاف بحبّ الاشراف» مى‏نویسد:
«محمّد بن الحسن ( ع ) دوازدهمین امام بوده و از القاب او: مهدى ، قائم ، منتظَر ، خلف صالح و صاحب الزّمان مى‏باشد و مشهورترین آن مهدى است . ولى مهدى موعود که در آخرالزّمان خروج مى‏کند او نیست . او ائمّه دوازده‏گانه را چنین مى‏ستاید:
«و قد اشرق نور هذه السّلسلة الهاشمیّة و البیضة الطّاهرة النّبویّة و العصابة العلویّة و هم اثناعشر اماماً . مناقبهم علیّة و صفاتهم سنیّة و نفوسهم شریفة ابیّة و ارومتهم کریمة محمّدیّة و هم محمّد الحجّة بن الحسن الخالص ابن علىّ الهادى . . . ابن الامام الحسین اخى الامام الحسن ولدى اللّیّث الغالب علىّ بن ابى‏طالب رضى اللَّه تعالى عنهم اجمعین . » خلاصه ترجمه آن چنین است:
نور وجود این سلسه هاشمى و نسل پاک نبوى و فرزندان علوى که 12 امامند ، بر همه تابیده مناقب آنان والا و صفاتشان بلند پایه و جانهایشان شریف و ریشه در نبوّت محمّدى ( ص ) دارند آنان محمد بن الحسن خالص فرزند على هادى . . . فرزند امام حسین برادر امام حسن دو پسر شیر غالب على بن ابى‏طالب که رضوان خداى تعالى بر آنان باد مى‏باشند .
آرى ، این انوار مقدّسه آنچنان در طول تاریخ درخشش داشتند که مخالف و موافق را وادار به تکریم و تمجید از آنان نموده است .

16 - «شیخ سلیمان بن ابراهیم قندوزى حنفى» متوفّاى 1294 در کتاب: «ینابیع المودّة لذوى القربى» روایات متعدّدى درباره حضرت مهدى ( ع ) نقل کرده است . از جمله در باب 65 مى‏نویسد:
« . . . مدّت زندگانى حسن عسکرى بعد از پدرش که رضوان خدا بر آن دو باد ، 6 سال بود و پسرى غیر از ابوالقاسم محمّد المنتظر ملقّب به قائم و حجّت و مهدى و صاحب الزّمان و خاتم الائمّة الاثنى‏عشر در نزد امامیّه باقى نگذاشت . میلاد او شب نیمه شعبان سال 255 بوده و مادرش کنیزى بود به نام نرجس . او (یعنى مهدى ( ع ) ) هنگام وفات پدرش 5 ساله بود و تاکنون پنهان است ( رض ) و او همان محمد منتظر پسر حسن عسکرى رضى اللَّه عنهما مى‏باشد که نزد خواصّ اصحاب و افراد مورد وثوق اهلش شناخته شده است . »
او همچنین از باب 71 چند باب را به آن حضرت اختصاص داده و روایات متعدّدى از طرق مختلف چه از خاصّه و چه از عامّه مى‏آورد که نقل همه آنها در این مختصر نمى‏گنجد .

17 - «سیّد مؤمن بن حسن بن مؤمن شبلنجى» متوفّاى بعد از 1290 هجرى در کتاب: «نور الابصار فى مناقب آل النّبى المختار» در فصلى که مربوط به حضرت مهدى ( ع ) است چنین مى‏نویسد:
«فصل فى ذکر مناقب محمّد بن الحسن الخالص ابن على الهادى . . . ابن على بن ابى‏طالب‏y» . و بعد از ذکر بعض صفات آن حضرت ، درباره امکان طول عمر آن بزرگوار از قول «محمّد بن یوسف گنجى شافعى» دلایلى را که قبلاً گذشت نقل مى‏کند .
خداوند تبارک و تعالى‏ در فرج آن بزرگوار تعجیل فرموده و ما را جزء یاران خاصّ آن حضرت قرار دهد ، و شکر بى‏حد به درگاه او عزوجل که ما را پیرو کسانى قرار داد که از هر پلیدى منزّهند ، و در آنچنان قلّه رفیعى مى‏باشند که منکرین امامت و ولایت آنها نیز به امامت و پیشوائى و جلالت قدرشان مقرّ و معترفند . امید است به یارى ذات حقّ و عنایات حجّت او بتوانیم در فتن آخرالزّمان با ولاى اهل بیت ( ع ) و با ایمانى راسخ و محکم به حقّانیّت اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) و با اعمالى صالح و قلبى سلیم به جوار رحمت الهى بشتابیم.


حسین طبیان
www.valiasr-aj.com

 
comment نظرات ()
 
 
روز ظهور چه روزی است
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٥
 

روزهای شنبه ، جمعه ، عاشورا و دحوالارض ، ٢٣ رمضان و  نوروز را که برخی می توانند با هم متقارن گردند را روز ظهور نامیده اند البته چیزی را که باید در نظر داشت جدا دانستن روز ظهور حضرت که شش ماه زود تر از روز قیام آن حضرت است می باشد. لذا برخی کارشناسان جمعه را روز ظهور حضرت برای یاران خاص خود(ظهور صغری) می دانند و شنبه را روز قیام و ظهور کبری حضرت که شش ماه فاصله دارند. اما هم این روز ها حتمی نیستند یعنی بدا ممکن است رخ دهد و هم از روایات نمی توان به طور دقیق روزی خاص را تعیین کرد در مطلب زیر برخی از این روایات را می توانید مشاهده کنید.

پرسش :

در روایتی می فرماید صبح و شام منتظر قیام حضرت باشید آیا این به آن معناست که ظهور در غیر جمعه واقع می شود یا خیر توضیح دهید؟


پاسخ :

اشاره: وجود مبارک حضرت مهدی (عج) که ذخیره ای الهی و از اسرار حکیمانه خداوند است. غیبت و ظهور او نیز، اسرار دیگری خواهد بود. هیچ اندیشمند ژرف نگری تاکنون به این اسرار پی نبرده و از حقیقت آن آگاهی پیدا نکرده. مگر اینکه، در پی جستجوی حقیقت و الهام گرفته از طریق روایات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بوده تا از این راه، مسیر گم شده خود را دریابد. فلذا، آنچه را که پرسشگر عزیز در پی دریافت پاسخ آن است اینگونه اشاره می گردد.
1. روایاتی که درباب ظهور حضرت مهدی (عج) رسیده مختلف اند. و به طور قطع زمان خاص را مشخص ننموده اند. در بعضی آنها جمعه و در بعضی دیگر غیر آن روز ذکر شده است. و چند نمونه آن اشاره می شود:
الف. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده است: «قائم اهل بیت ما روز جمعه قیام می کند»
[1].
ب. باز آن حضرت فرموده است: «قائم ما ـ که درود خدا بر او باد ـ در روز عاشورا که روز شهادت حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ است ظهور خواهد کرد.»
[2]
ج. و هم چنین از امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ ظهور آن حضرت در روز عاشورا، این چنین رسیده است: «قائم ما روز شنبه که روز عاشوراست ظهور خواهد کرد.»
[3]
د. در بعضی از روایات، در عین اینکه روز جمعه در آن ذکر شده، وقت آن را بعد از نماز عشاء فرموده است: «ظهور قائم آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ روز جمعه بعد از نماز عشاء می باشد»
[4].
و هم چنین، روز نوروز و بیست و سوم ماه رمضان نیز آمده است که آن حضرت در آن زمان ظهور خواهد کرد.
[5]
2. از طرفی دیگر، روایاتی دربارة انتظار ظهور آن حضرت در صبح و شام نیز آمده چنان که امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده است: «در صبح و شام متنظر فرج باشید»
[6] و انتظار آن را از افضل عبادات می داند. چنانکه امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرموده است: «بهترین عبادت انتظار ظهور و فرج آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ است»[7].
3. و هم چنین در دعای عهد آمده است: «بار خدایا، ما دوباره در صبح همین روز با امام خود تجدید عهد کردیم. و هر روز که بعد از این زندگی می کنیم با او عهد می کنیم...»
[8].
پس، آنچه که نمونه از روایات ذکر شد، چنین بدست می آید که انتظار ظهور تنها در روز جمعه نمی باشد. بلکه در غیر آن نیز انتظار ظهور خواهد بود. امّا روایاتی که مربوط به انتظار صبح و شام آمده و یا خواندن دعای عهد که تجدید عهد هر روز است، اشاره به آن دارد که ظهور حضرت در غیر از جمعه نیز واقع شود. و هر روز انسان با آن حضرت تجدید بیعت کند. اگر در آن روز ظهور کرد، از اصحاب آن حضرت قرار گیرد. و از طرف دیگر، اینگونه روایات و یا خواندن دعای عهد بیانگر وظایف منتظران است که در هر حال باید منتظر ظهور بوده باشند. زیرا انتظار ظهور از بهترین عبادت شمرده شده است. پس هم احتمال دارد ظهور حضرت در روز جمعه باشد و هم در غیر آن، زیرا در روایات تنها جمعه نیامده است. در غیر آن نیز اشاره شده است. و وظایف منتظران، آن است که در هر حال منتظر ظهور باشند. زیرا انتظار فرج از بهترین عبادت است.
منابع جهت مطالعه:
1. مجلسی، محمد باقر، مهدی موعود، ج 2، ترجمه علی کورانی، نشر مسجد مقدس جمکران، 1380.
2. طبرسی نوری، نجم الثاقب، ج 2،
3. خادمی شیرازی، نشانه های ظهور.
امام علی ـ علیه السّلام ـ:
«منتظران واقعی برای امر، همانند کسی است که در جهاد در راه خدا، آمیخته با خون خود باشد»
[9]

[1] . شیخ صدوق، ابی جعفر محمد، خصال، ج 2، ص 394، باب 7، ح 101، مکتبه نینوا، تهران.
[2] . شیخ طوسی، ابی جعفر، کتاب غیبت، ص 150.
[3] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 285، مؤسسه الوفاء، بیروت.
[4] . همان.
[5] . معجم الاحادیث امام مهدی، ج 1، ص 453، زیرنظر علی کورانی،‌مؤسسه اسلامی، قم.
[6] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 133، مؤسسه الوفاء، بیروت، و مکیال المکارم، ج 2، ص 157، امام صادق ـ علیه السّلام ـ: شب و روز چشم به راه مولایت باشد.
[7] . شیخ صدوق، ابی جعفر محمد، کمال الدین، ص 125، انتشارات مکتبه الصدوق، 1390 ق.
[8] . قمی، شیخ عباس، مفتاح الجنان، دعای عهد.
[9] . «شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 645، مکتبه الصدوق، تهران.»

 برگرفته از سایت اندیشه قم

همچنین لینک زیر با توجه به روایات روز شنبه را محتمل تر دانسته اند.

لینک


 
comment نظرات ()
 
 
رحلت و شهادت حضرت محمد (ص)‌ و امام حسن (ع) و امام رضا (ع) تسلیت باد
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٢
 

 
comment نظرات ()
 
 
تلاش وهابیون برای مخفی نمودن اعجازی بزرگ!
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢۳
 

خداوند متعال همواره نشانه ها و معجزاتی برای بشر در این عالم فانی قرار داده است تا بشر به واسطه ی آن ها بتواند به عظمت و بزرگی ذات اقدس الهی پی برد و راه درست را از نادرست باز شناسد. اما شیطان و اصحاب وی همواره کوشیده اند تا این نشانه ها و معجزات را از دیده ها پنهان نمایند و بر گمراهی و ضلالت بشر بیفزایند.

بسم الله الرحمن الرحیم


تلاش وهابیون برای مخفی نمودن اعجازی بزرگ!

یُرِیدُونَ أَن یُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ.
ترجمه: آنها می‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، ولی خدا جز این نمی‏خواهد که نور خود را کامل کند هر چند کافران کراهت داشته باشند. (سوره ی توبه - آیه ی 32)

یکی از این معجزات، نحوه ی ولادت امام علی (علیه السلام)، امیرالمومنین و فخر  بشریت است. درباره ی نحوه ی ولادت  این  امام  عزیز،  مورخان  و  محدثان  شیعه  و  سنی  گفته اند:(1)
« یزید بن قعنب گوید: من و عباس بن عبدالمطلب و گروهی از خاندان عبدالعزی در برابر خانه خدا نشسته بودیم که ناگهان دیدیم فاطمه بنت اسد، مادر امیرمؤمنان ـ علیه‎ السلام ـ که به آن حضرت حامله بود و نُه ماه از مدت حملش می گذشت و دچار درد زایمان شده بود وارد شد و به درگاه خداوند عرض کرد: پروردگارا!‌ من به تو و پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو فرستاده شده اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم و باور دارم که او این خانه‌ والا را بنا کرده و به حق این فرزندی که در شکم دارم سوگند می دهم که وضع حمل مرا آسان کنی.
یزید بن قعنب می گوید: در این هنگام دیدم دیوار پشت کعبه شکافت و فاطمه وارد کعبه شد و از چشمان ما ناپدید گشت و دیوار به هم چسبید. برخاستیم که قفل در خانه‌کعبه را باز کنیم، قفل باز نشد، دانستیم که این رویداد به فرمان خدا رخ داده است. پس از چهار روز که گذشت فاطمه از خانه‌کعبه بیرون آمد و نوزادش امیرمؤمنان ـ علیه‎ السلام ـ را روی دست داشت و گفت: من بر زنان گذشته تاریخ برتری یافته ام زیرا آسیه دختر مزاحم، خدا را به صورت پنهانی در جایی عبادت می کرد که عبادت خدا در آنجا جز از روی ناچاری سزاوار نبود، و مریم دختر عمران آن شاخه خشکیده خرما را با دستش تکان داد تا آنکه خرمایی تازه از آن فرو ریخت و خورد. ولی من وارد خانه خدا شدم و از میوه ها و نعمتهای بهشتی خوردم و وقتی خواستم خارج شوم هاتفی به من گفت: فاطمه! او را علی نام بگذار، چرا که او بلند مرتبه است و خداوند علی اعلی می گوید نام او را از نام خودم مشتق ساختم و او را به آداب و اخلاق خودم تربیت کردم و از علوم پیچیده خود آگاهش نمودم او کسی است که بت ها را در خانه من می شکند و بر بام خانه ام اذان می گوید و مرا به مجد و بزرگواری یاد می کند. خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و از او فرمان برد و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و فرمانش نبرد. »

لینک عکسها و روایات مرتبط با تولد حضرت علی (ع)


 
comment نظرات ()
 
 
مستند کتاب الهی The Divine Book
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۸
 

در این مستند اشتراکات بین اسلام و مسیحیت و یهودیت را می بینیم همچنین برخی از اعجاز های قرآن را با تصاویری زیبا مرور می کنیم و برخی افرادی که با دیدن این حقایق در قرآن مسلکان شده اند را مشاهده خواهیم کرد:

لینک دانلود ۵ قسمت اول

لینک دانلود ۵ قسمت دوم


 
comment نظرات ()
 
 
موعود آخر الزمان از دیدگاه مسیحیت
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٧
 

لینک مقاله


 
comment نظرات ()
 
 
در تاسوعا و عاشورای حسینی جهان به سوگ نشسته است
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/٢٤
 

شهادت حضرت امام حسین (ع) ، احیا کننده دین اسلام، و یارانش را تسلیت می گوییم.


 
comment نظرات ()
 
 
فرارسیدن ماه محرم را بر عموم جهانیان تسلیت می گوییم
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٩/۱٦
 

خدایا روز انتقام خون سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام را نزدیک بفرما.


 
comment نظرات ()
 
 
هشدار حضرت آیت‌الله مکارم درباره فرقه‌های نوظهور
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۸/۱٠
 
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایسنا، حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی نسبت به گسترش فعالیت فرقه‌های نوظهور و عرفان‌های دروغین هشدار داد.

این مرجع تقلید در جمع روسای مراکز تربیت معلم و آموزشکده‌ها و دانشکده‌های فنی و حرفه‌ای سراسر کشور در مدرسه علمیه امام امیرالمومنین(ع) قم، با اشاره به خطبه 201 نهج‌البلاغه اظهار کرد: در دوره‌ای مذهب تنها جنبه مذهبی داشت و مخالفانش هم به همان نسبت محدود بودند؛ اما عصر ما زمانی است که مذهب یعنی اسلام به ویژه مذهب اهل‌بیت(ع) مزاحم جهان‌خواران و سیاستمداران دنیا شده و آن‌ها در این راستا برای مبارزه به میدان آمده‌اند.

وی ادامه داد: امروز سایت‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای گوناگونی کمر به ضد اسلام و مذهب اهل‌بیت(ع) بسته‌اند؛ چراکه امروز اسلام رنگ ضد استکباری به خود گرفته است.

وی به شکل‌گیری فرقه‌های نوظهور شیطانی بر ضدّ اسلام و مکتب اهل بیت(ع) اشاره و اظهار کرد: نباید تعجب کرد که فرقه‌های نوظهور شکل می‌گیرند و هرکدام ادعاهایی دارند تا نظریه خود را ـ که مذهب را باید با مذهب کوبید‌ ـ عملی کنند. آن‌ها می‌دانند نمی‌توانند علاقه به مذهب را ریشه‌کن کنند. می‌خواهند با مذاهب ساختگی مذهب راستین را بکوبند.

این مرجع تقلید با اشاره به نحوه شکل‌گیری فرقه ضاله وهابیت اظهار کرد: تاریخچه فرقه ضاله وهابیت را ببینید که چه کسانی از آن‌ها حمایت می‌کنند و پایگاه آن‌ها کجا است. در دامان انگلستان پرورش یافتند و در آغوش آمریکا زندگی می‌کنند و دست به آن‌ها بزنی صدای کنگره آمریکا بلند می‌شود.

وی هدف از شکل‌گیری فرقه‌های نوظهور و ضاله را متزلزل‌ساختن ایمان و اعتقاد جوانان و تهی‌کردن پشت انقلاب عنوان کرد و افزود: چیزی که جنگ هشت‌ساله را اداره کرد ایمان و اعتقاد مردم بود، زیرا زمانی که انقلاب شد مملکت از هم متلاشی شده بود و امکانات و نیروی دفاعی وجود نداشت.

وی یادآور شد: در آن زمان امام راحل با ابتکار خود از نیروی مذهبی جوانان و مردم استفاده کرد و این بود که همه مردم به سمت جبهه‌ها روانه شدند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی تصریح کرد: دشمنان با وسایلی چون سایت‌های مبتذل، ایجاد شبهات، مواد‌مخدر و ساختن فرقه‌های نوظهور آمدند تا این شور و ایمان را از ما بگیرند.

وی ادامه داد: اگر این نیرو از دست ما برود حمله نظامی دشمن آسان است و امروز به این خاطر دشمن به ما حمله نمی‌کند که می‌بیند اگر این کار ار انجام دهد جان بر کفان بسیجی و غیر بسیجی به میدان می‌آیند.

وی خاطرنشان کرد: جوانان ما مثل سربازان آمریکایی نیستند که در جنگ‌های ناجوانمردانه عراق بیمار روانی شوند و بترسند آن‌ها همواره با شادابی از اسلام دفاع می‌کنند و تا زمانی که این نیرو ایمان در میان جوان ما وجود داشته باشد پیروزیم و در دنیا به عنوان قدرت قابل ملاحظه‌ای شناخته می‌شویم.

 
comment نظرات ()
 
 
با قرآن بیشتر همراه شویم (چند اعجاز علمی قرآن)
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۸/٥
 

پیدایش آسمانها و زمین بر اثر انفجار بزرگ یک ماده ی بسیار متراکم در میلیاردها سال قبل

اولم یروا الذین کفروا ان السماوات و الارض کانتا رتقا ففتقنا هما(انبیاء آیه ٣٠) : آیا آنها که منکر شدند ندیدند که آسمانها و زمین بهم چسبیده بودند و ما آنها را از هم شکافتیم؟

یوم نطوی السما .... کما بداء نا اول خلق نعیده وعدا علینا انا کنا فاعلین(انبیاء ١٠۴): روزی که آسمانها را مانند اولش چون طوماری در هم می پیچیم این وعده ای برای ماست که قطعا انجامش می دهیم.

فاصله ستارگان

فَلا اُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ – وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ – إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ

واقعه: ۷۵-۷۷

” به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم – سوگندی ه وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود – که این قرآن، قرآن پرباری است “

جاذبه ی اجرام

اَللهُ الَّذی رَفَعَ السَّمواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها

رعد ۲

«خدا آنست که آسمانها را با ستونهائی که آنها را نمی بینید بلند کرد».

 

حرکت خورشید

وَ الشَّمسٌ تَجرى لِمُستَقَرٍّلَها

یس ۳۸

«و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است»!



نور خورشید نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است

هُوَ الَّذى جَعَلَ الشَّمسَ ضِیاءً وَ القَمَرَ نُوراً

یونس ۵

«اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

وَ الشَّمْس وَ ضُحَاهَا – وَ الْقَّمَرِ إذا تَلَاها – وَ النَّهَارِ إذا جَلاهَا – وَ اللیْل إذا یَغْشَاهَا

شمس ۱-۴

 سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند.

 

خشکی ها از هم دور شده

وَ الارضَ مَدَدناها

حجر ۱۹

«و خشکی ها را دور بردیم».

زوجیت گیاهان و اشیاء

«سبحانَ الّذی خَلَقَ الاَزواجَ کُلَّها مِمّا تُنبِتُ الاَرضَ وَمِن اَنفُسِهِم وَمِمّا لا یعْلمون؛ پاک است آنکه جفتها را سراسر آفرید چه در آنچه از زمین می‌روید و چه از خود مردم و چه جفت‌هیی که از آن خبر ندار ند». (سوره شعراء، یه 7)

أ‌َوَ لَمْ یرَوْا اِلَی الأرْضِ کَمْ أنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِ زَوْجٍ کَریمٍ؛ یا به زمین نمی‌نگرند که چه مقدار در آن از هر زوج نیکویی رویاندیم». (سوره یس، یه 36).

نکته دیگر آنکه، قرآن کریم به زوجیت در تمامی مخلوقات و اشیا معتقد است. و در یاتی چند به توضیح آن پرداخته است. مانند: «وَمِنْ کُلِ شَیءٍ خَلَقْنا زَوْجینِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛ واز هرچیزی دو نوع آفریدیم، باشد که پند گیرید». (سوره زاریات، یه 49)

جاذبه ی زمین
« زمین را جذب کننده آفریدیم.» مرسلات/ 25
حرکت انتقالی زمین
« به کوهها نگاه می کنی، خیال می کنی که در یک جا ایستاده اند، د رحالیکه مانند ابرها درحرکتند.» نمل/ 88

قرآن کریم در این مورد اشارات فراوانی دارد و از زمین با تعبیراتی مثلِ گهواره (طه / 53) و شتر راهوار ( ملک/15) یاد کرده است.

 انبساط عالم

 « آسمان را به قدرت خود آفریدیم و هر لحظه، آن را گسترش می دهیم.» ( ذاریات/ 47)

حرکت ستارگان

« حرکت در مداری شناور» از آنها یاد کرده است. انبیاء/33

توده ی گاز

«خداوند اراده کرد خلق کند آسمان را، حال آن که آسمان، توده ی گاز و دود بود.» فصلت / 11

بارداری الکتریکی ابرها

« آیا نمی بینی خداوند، ابرها را به آسانی حرکت می دهد، بعد آنها را به هم ترکیب می نماید، سپس بر روی هم انباشته می کند، آنگاه باران را از لابلای آنها خارج می سازد.» نور/ 43

نبودن اکسیژن در بالای جو

« پس خداوند، کسی را که می خواهد هدایت نماید، سینه ی او را برای پذیرفتن اسلام باز می کند و کسی را که گمراه می نماید، سینه ی او را تنگ می کند و در فشارقرار می دهد، مانند کسی که به آسمان می رود. » انعام 125

کروی بودن زمین

در قرآن آیاتی وجود دارد که تنها با مسئله ی کروی بودن زمین تطبیق می کند، از جمله: « به آن جمعیت که تضعیف شده بودند، مشرقها و مغربهای پر برکت زمین را ، ارث دادیم.» اعراف / 137

این تعبیر تنها با کروی بودن زمین می سازد، زیرا اگر فرض بگیریم که زمین مسطح است، در این صورت یک مشرق و یک مغرب بیشتر نخواهد داشت ؛ اما اگر زمین را کروی فرض نمائیم، هر نقطه ایی از زمین برای نقاط شرقی آن، (غرب) خواهد بود و برای نقاط غربی آن، (شرق) خواهد بود.

 

عکسی از فروپاشی ستارگان که توسط تلسکوپ هابل گرفته شده‌است

در قرآن مجید در سوره الرحمن آیه 37 بیان گردیده است: «فإذا انشقت السماء فکانت وردة کالدهان» که معنای آن چنین است: «هنگامی که آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رُز(گلگون) درآید»

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٧/۱۱
 

شهادت امام جعفر صادق (ع) ، خورشید تابان تقوی و دین و دانش بر همه ی آزاد اندیشان جهان بلاخص شیعیان تسلیت باد

                                   


 
comment نظرات ()
 
 
گفت و گو با محمود مطهری نیا
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٧/۸
 

بحث نشانه های ظهور ازز این جهت پررنگ تر از بقیه بخشها به چشم می خورد که اساسا بشر کنجکاو و عجول آفریده شده و بر مبنای همین دو ویژگی دوست دارد هرچه سریعتر از  آنچه قرار است در آینده اتفاق بیفتد با خبر شود. شما وقتی روایات را مرور می کنید می بینید این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم مطرح بوده است. با بررسی اجمالی مشاهده می کنیم از 2000 نشانه گفته شده بیش از 1900 مورد آنها تا کنون اتفاق افتاده و تنها نشانه های حتمی آستانه ظهور و حوادث حاشیه آنها باقی مانده است. طبیعتا چنین پیگیری و استقصایی می تواند چنین آثاری برای ما به دنبال داشته باشد:


1.    یقین به علم غیب و علم به آینده معصومین علیهم السلام
2.    افزایش امید به وقوع و قرب ظهور
3.    شناسایی جایگاه خود در نقشه هستی
4.    آمادگی برای مواجهه با آسیبها و فتنه ها
5.    ریشه یابی دقیقتر مشکلات و بحرانها
6.    جهت یابی برای برنامه ریزی های خرد(فردی/ خانوادگی،...) و کلان اجتماعی(درون مرزی، درون دینی و مذهبی، بین المللی)
  • یعنی ما اتفاقاتی داشته ایم که قرنها قبل اتفاق افتاده و در زمره نشانه های ظهور خوانده شده است؟

بله. ما روایاتی داریم که با عبارت «یاتی علی الناس زمان...» شروع می شود این روایات بیان کننده وقوع تغییر و تحولی در دوره های بعد از معصومان علیهم السلام است و ناظر به زمان خاصی نیست. یکی از اتفاقات جالبی که در منابع تاریخی نقل شده این است که خواجه نصیرالدین طوسی با استفاده از یکی از روایات آخرالزمانی ماجرای حمله مغول به عراق را به سمتی که کم آسیب تر بود سوق داد و نهایتا با گذر ایام منجر به  نفوذ تشیع در جریان مغول و کاهش فضار بر شیعیان شد.

  • با این تعبیر ما باید به دنبال مصادیق نشانه های ظهور باشیم؟

عرض کردم نشانه های ظهور متنوعند. درباره بخشی از آنها این جمله درست است برای بخشی نه تنها غلط که آسیب زاست.

  • می شود در این رابطه بیشتر توضیح دهید؟

ببینید در روایات ما صحبت از این است که در آخرالزمان دینداری چنان سخت می شود که شخت در فاصله یک شب تا صبح یا صبح تا شب نمی تواند ایمان خود را حفظ کند. این مطلب هرچقدر به دوره ظهور امام علیه السلام نزدیک شویم شدیدتر می شود. طبعتا این دست روایات می تواند و باید مبنای رصد اجتماعی ما قرار گیرند و در این راستا هم باید سیاستهای پیشگیرانه داشته باشیم هم درمانی. در مقابل این دست روایتها، روایات مربوط  شخصیتها و جریانهای سیاسی آستانه ظهور است. درباره این روایات و مصداق یابی آنها خیلی جدی باید احتیاط کرد.

  • یعنی نباید به این دست روایات کاری داشته باشیم؟

خیر منظور بنده این نبود. درباره این روایات باید پیگیر مطالب باشیم اما اگر شباهتهایی میان برخی از افراد و آن شخصیتها و جریانها دیدیم حداکثر به عنوان یک احتمال بگوییم شاید آقای فلانی مصداق فلان نشانه ظهور باشد شاید هم نباشد. والا لطمه های خیلی جدی را به دنبال می آورد.


 
comment نظرات ()
 
 
زرتشتیان به شخصی به نام "سوشیانست" معتقدند (تکرار)
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/٢۸
 

بهمن یشت در ِ چهارم : دیوان ژولیده موی از خطه ی خراسان به ایرانشهر برسند و افراشته پرچم باشند * آن دیوان ژولیده موی، فریفتار (کسی که آنچه گوید را نکند) باشند * مهر پدر از پسر و برادر از برادر برود (همه از هم بری شوند) *محصول زمین کم شود و میوه تخم ندهد * در آن بدترین هنگام ، یک مرغ را از مردم دین دار بیشتر ارزش دهند (همه به دنبال غذا باشند) * در آن هنگام سخت ، پست ترین بندگان خدا به پادشاهی شهرهای ایران فراز روند * همه آزمند و ناسزا دین باشند * باد گرم و سرد زیاد بیاید *باران به هنگام خویش نبارد * سپندارمذ (فرشته ی نگهبان زمین) دهان باز کند و هرگونه گوهر و فلز مانند طلا و نقره پدیدار شود *پادشاهی ایران به قبایل ترک ، آتور (غیر تورانی) ، توپیذ (تبتی) چون اودرک (یکی از قبایل خزر) رسد * بسا مردم نابکاریها مانند غلامبارگی و نزدیکی با زنان بی نماز کنند و هوا پرستی انجام دهند * در این هنگام سخت ، شب از روز روشن تر شود * در ِ هفتم از بهمن یشت : ای سپیتامان زرتشت ! چون دیو ژولیده موی از تخمه ی خشم پدید آید ، نخست از خراسان پرچم سیاهی پیدا شود *نزدیک اروند رود (نزدیک عراق) سه کارزار کنند* آنچنان کارزاری کنند که هزار زن از پس مردی ببینند و بگریند * دشمنان خدا تباه شوند و شهرهای ایران دوباره آباد گردد.

 

می بینیم که به دقت مباحث زیر ذکر شده اند: حمله ی شوروی به ایران و در ادامه آمدن قحطی به ایران و سپس روی کار آمدن محمد رضا شاه ملعون و سپس اشاعه ی فحشا در ایران و بعد از آن پیروزی شکوهمند انقلاب که به خروج خراسانی و جنگ خراسانی با سفیانی در عراق و بیعت خراسانی با حضرت مهدی (عج) می انجامد. 


 
comment نظرات ()
 
 
زلزله 6.4ریشتری شمال ژاپن را لرزاند
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٤/۱٤
 

به گزارش مانیتورینگ فارس به نقل از شبکه تلویزیون العالم، زلزله‌ای با قدرت 6.4 در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) صبح امروز (دوشنبه) سواحل جزیره "هونشو " در شمال ژاپن را لرزاند.
سازمان زمین‌شناسی آمریکا اعلام کرد که این زلزله در نزدیکی سواحل شرقی "هونشو " در ساعت 21:55 به وقت گرینویچ در عمق 23کیلومتری و درفاصله 511 کیلومتری شمال شرق توکیو روی داده است.
هنوز از تلفات و یا آسیب‌های احتمالی در زیرساخت‌ها ناشی از این زلزله گزارشی ارائه نشده است.
ژاپن یکی از زلزله خیزترین مناطق دنیا محسوب می‌شود که که حدود 20درصد از زلزله های بالای 6ریشتر در این منطقه از جهان روی می‌دهد.
بزرگترین زلزله در تاریخ ژاپن در سال 1995 به قدرت 7.3ریشتر رخ دادکه بیش از 6400نفر کشته بر جای گذاشت.


 
comment نظرات ()
 
 
علامه فضل الله درگذشت
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٤/۱٤
 

درگذشت این عالم ربانی لبنان و  عالم اسلام را بر بشریت تسلیت می گوییم 


 
comment نظرات ()
 
 
آیاتی از سوره ی مبارکه ی دخان
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/٢
 

هیچ معبودى جز او نیست; زنده مى‏کند و مى‏میراند; او پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست! (8)

ولى آنها در شکند و (با حقایق) بازى مى‏کنند. (9)

پس منتظر روزى باش که آسمان دود آشکارى پدید آورد... (10)

که همه مردم را فرامى‏گیرد; این عذاب دردناکى است! (11)


(مى‏گویند: ) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان مى‏آوریم. (12)
...

(اما اگر نپذیرفتند) منتظر باش، آنها نیز منتظرند (تو منتظر پیروزى الهى و آنها منتظر عذاب و شکست)! (59)
چگونه: و از کجا متذکر مى‏شوند با اینکه رسول روشنگر (با معجزات و منطق روشن) به سراغشان آمد! (13)

سپس از او روى گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‏اى دیوانه است!» (14)

ما عذاب را کمى برطرف مى‏سازیم، ولى باز به کارهاى خود بازمى‏گردید! (15)

(ما از آنها انتقام مى‏گیریم) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت; آرى ما انتقام گیرنده‏ایم
! (16)

ما پیش از اینها قوم فرعون را آزمودیم و رسول بزرگوارى به سراغشان آمد، (17)

(و به آنان گفت: امور) بندگان خدا را به من واگذارید که من فرستاده امینى براى شما هستم! (18)

و در برابر خداوند تکبر نورزید که من براى شما دلیل روشنى آورده‏ام! (19)

و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‏برم از اینکه مرا متهم کنید! (20)

و اگر به من ایمان نمى‏آورید، از من کناره‏گیرى کنید (و مانع ایمان آوردن مردم نشوید)! (21)

(آنها هیچ یک از این پندها را نپذیرفتند، و موسى) به پیشگاه پروردگارش عرضه داشت: اینها قومى مجرمند! (22)

(به او دستور داده شد: ) بندگان مرا شبانه حرکت ده که شما تعقیب مى‏شوید! (23)

(هنگامى که از دریا گذشتید) دریا را آرام و گشاده بگذار (و بگذر) که آنها لشکرى غرق‏شده خواهند بود! (24)

(سرانجام همگى نابود شدند و) چه بسیار باغها و چشمه‏ها که از خود به جاى گذاشتند،
(25)

و زراعتهاو قصرهاى زیبا و گرانقیمت، (26)

و نعمتهاى فراوان دیگر که در آن (غرق) بودند! (27)

اینچنین بود ماجراى آنان! و ما (اموال و حکومت) اینها را میراث براى اقوام دیگرى قرار دادیم! (28)

...

(اما اگر نپذیرفتند) منتظر باش، آنها نیز منتظرند (تو منتظر پیروزى الهى و آنها منتظر عذاب و شکست)! (59)


 
comment نظرات ()
 
 
حضرت قائم (عج) در خطبه ی غدیر حضرت رسول (ص)
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٢/٢٤
 

.با تسلیت شهادت بانوی عالمیان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها .

آیا تا بحال خطبه ی غدیر را خوانده اید ؟

توصیه می کنیم که اگر نخوانده اید حتما بخوانید و ببینید  رسول الله (ص) با چه صراحتی بر خلافت و جانشینی علی (ع) و فرزندان او تا قائم ایشان که مهدی (عج) است تاکید می کند .   اینجا را کلیک کنید

قسمتی از فرمایشات حضرت محمد (ص) در خطبه غدیر که در باره ی حضرت مهدی ارواحنا له الفداء می باشد : 

آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.

هشدار! که اوست انتقام گیرنده از ستمکاران.

هشدار! که اوست فاتح دژها و منهدم کننده ی آنها.

هشدار! که اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و راهنمی آنان.

هشدار! که او خونخواه تمام اولیی خداست.

 آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.

هشدار! که از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.

هشدار! که او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او، و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند.

هشدار! که او نیکو و برگزیده ی خداوند است.

هشدار! که او وارث دانش ها و حاکم بر ادراک هاست.

هان! بدانید که او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و نشانه هی او را برپا کند. بدانید همانا اوست بالیده و استوار.

بیدار باشید! هموست که [اختیار امور جهانیان و آیین آنان ] به او واگذار شده است.

آگاه باشید! که تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی کرده اند.

آگاه باشید! که اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود.(2) درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.

هان! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده ی او یاری نخواهد گشت.

آگاه باشید که او ولی خدا در زمین، داور در میان مردم و امانتدار امور آشکار و نهان است.


 
comment نظرات ()
 
 
بشارتهای پیروزی
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱/۳٠
 

امام باقر علیه السلام در حدیثی طولانی می‌فرماید: «سفیانی، لشکری را به سوی کوفه می‌فرستد که هفتاد هزار نفرند؛ آنها در آنجا به قتل و کشتار و اسارت مردم می‌پردازند. در چنین شرایطی پرچم‌هایی از سوی خراسان به رهبری سید خراسانی (بقیادة الخراسانی)، نمایان می‌شوند که منزلگاه‌ها را با سرعت چشمگیری طی کرده و پشت سر می‌گذارند و در میان آنها، عده‌ای از اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند». و «... وقتی سپاه سفیانی به سمت کوفه حرکت می‌کند، آنها را برای [درگیری و پیروزی بر] اهل خراسان (ایرانیان) می‌فرستد که آنها هم به جهت [یاری] حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خارج شده‌اند. سفیانی و سید خراسانی [حامل پرچم‌های سیاه] به هم می‌رسند. در خط مقدم [سپاهیان] سید خراسانی، شعیب بن صالح است. میان او و سفیانی در استخر، جنگ خانمان برانداز ‌شدیدی صورت می‌گیرد که پرچم‌های سیاه پیروز شده و لشکر سفیانی متواری و فراری می‌شوند. به دنبال آن مردم آرزوی [آمدن] مهدی را می‌کنند و او را می‌جویند. او هم در مکه قیام می‌کند؛ در حالی که پرچم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را به همراه دارد و آن هم در زمانی است که مردم از قیام او به خاطر شدت و مدّت بلایا و فتنه‌ها مأیوس شده اند».
بشارة الاسلام، ص174. و نیز ر. ک: عقدالدرر، ص126؛ فتن ابن حماد، ص84.

«[یاران قائم] شرق و غرب جهان را می‌گیرند و تمامی موجودات جهان را مسخّر می‌کنند. هر یک از آنان نیروی چهل مرد دارد و قلوبشان از پاره‌های آهن سخت‌تر است؛ به طوری که اگر در راه هدف به کوه‌های آهن برخورند، آنها را پاره می‌کنند و تا وقتی که خشنودی خدا فراهم نشود، دست از قیام نمی‌کشند». کمال الدین، ج2، ص673

علی بن ابراهیم ، در تفسیر آیات دوازدهم تا پانزدهم سوره انبیا از امام باقر علیه السلام روایت می‌کند که منظور از «فلما احسو باسنا اذا هم منها یرکضون» ( پس چون عذاب ما را احساس کردند رو به فرار می‌نهند) بنی امیه (و طرفداران سفیانی) هستند که وقتی عذاب خداوند را به وسیله قائم آل محمد احساس می‌کنند، به روم فرار می‌کنند.

«... سفیانی بیعت خود را از امام علیه السلام باز پس می‌گیرد... آن‌گاه لشگریان خود را برای مبارزه با آن حضرت بسیج می‌کند. امام علیه السلام وی را شکست داده و خداوند رومیان (غربی ها) را نیز به دست آن بزرگوار شکست خواهد داد». نسخه خطی ابن حماد، ص٩٧ (به نقل از: عصر ظهور، ص336).


آن‌گاه ندا می‌آید که« لاترکضو و ازجعو ما اترفتم فیه و مساکنکم لعلکم تسئلون» ( مگریزید بلکه به خانه‌های خود رو بیاورید و به اصلاح فسادکاری‌های خود که ممکن است مورد بازخواست قرار بگیرید بپردازید.» که منظور، گنج‌هایی است که به یغما برده‌اند. امام علیه اسلام آنان را از روم خارج می‌کند و گنج هایی را که ذخیره کرده‌اند از آنان طلب می‌نماید.

آنها در پاسخ می‌گویند: « قالو یا ویلنا انا کنّا ظالمین. فما زالت تلک دعواهم حتی جعلناهم حصیدا خامدین» ( گفتند: ای وای بر ما، که ما واقعاً ستمگر بودیم. سخنانشان پیوسته همین بود تا آنکه ما همه را طعمه مرگ و شمشیر نمودیم.) یعنی مهدی علیه السلام همه آنان را با شمشیر هلاک خواهد کرد.
از
امام باقر «علیه السلام) روایت شده که فرمود: « سپس روم به دست حضرت مهدی (علیه السلام) فتح می گردد، آن گاه امام علیه اسلام در میان آنان مسجدی می سازد و یکی از یارانش را به حکومت آن جا می گمارد و می رود. »

منابع:

بحارالانوار، ج 52، ص 319 ،حدیث 206

منابع: بحارالانوار، ج 52، ص 377، حدیث 180 ـ ص 388،حدیث 206

«مهدی علیه السلام، یاران خود را برای گرفتن بیعت، به سراسر جهان می‌فرستد و ستم و ستمگران را نابود می‌کند و شهرهای گشوده شده، برای او تثبیت می‌گردد و خداوند به دست مبارکش، قسطنطنیه را می‌گشاید». ابن طاووس، ملاحم، ص64

ازامام علی علیه السلام نقل شده است که فرمود: «مهدی می‌رود تا در بیت المقدس فرود آید، خزائن را نزد او می‌آورند. عرب و غیر عرب و جنگ‌افروزان و رومیان (غربیان) و دیگران، جملگی به اطاعت وی در می‌آیند». نسخه خطی ابن حماد، ص96 (به نقل از: عصر ظهور، ص336).


 
comment نظرات ()
 
 
خالد مشعل در شب گذشته گفت:
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٥
 

خالد مشعل درباره خطر "افتتاح آنچه به معبد الخراب موسوم شده است و آن را مقدمه‌ای برای ساخت هیکل ادعایی می‌دانند "، هشدار داد و تاکید کرد: "این اقدام سرقت تاریخ و جعل آثار و نشانه‌های تاریخی و دینی شهر قدس است ". وی در سخنان خود تاکید کرد: امت اسلامی هرگز از قدس و مقدسات خویش دست نخواهد کشید و کسی که با آتش بازی می‌کند در آن خواهد سوخت و پیامدهای آن را متحمل خواهد شد. رئیس دفتر سیاسی حماس همچنین خواستار آغاز فراخوان گسترده و مداوم برای حفاظت از قدس، مسجدالاقصی و مقدسات اسلامی و مسیحی از فردا سه شنبه شد


 
comment نظرات ()
 
 
پادشاه اردن
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٧
 

این فرد از هم پیمانان اصلی اسرائیل در منطقه است و با وجود مرز طولانی اردن با اسرائیل و قرار گرفتن آن در منطقه ای حساس در میان سوریه و عراق و اسرائیل پادشاه اردن می تواند پلی برای طرحهای شوم اسرائیل در منطقه باشد همان طور که در جنگ غزه و ترورهای رهبران مقاومت و در جنگ با مجاهدان الحوثی نقش فعالی را ایفا کرده است


 
comment نظرات ()
 
 
خودکشی اسرائیل
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٥
 

خبرها از قصد جدی رزیم صهیونیستی برای تخریب مسجدالاقصی و ساخت به اصطلاح معبد سلیمان بر روی ویرانه های آن است اما پیامدهای این کار چیزی جز نابودی این غده ی سرطانی نخواهد بود.


 
comment نظرات ()
 
 
احمدی‌نژاد در نشست خبری با رسانه‌های داخلی و خارجی
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱۱/٢٧
 
جهان آماده تحولات بزرگ می‌شود

خبرگزاری فارس: رئیس‌جمهورکشورمان در دومین نشست خبری دولت دهم با خبرنگاران تاکید کرد: جهان آماده تحولات بزرگ می‌شود و ذهن‌ها آماده پذیرش تغییرات بزرگ و حقیقی است.

رژیم‌صهیونیستی در فکر راه‌اندازی جنگی در بهار و تابستان آینده است

رئیس‌جمهور گفت: طبق اطلاعاتی که داریم رژیم صهیونیستی به دنبال این است که در بهار و تابستان سال آینده جنگی را به راه بیاندازند ولی هنوز تصمیمشان قطعی نشده است


 
comment نظرات ()
 
 
یوم الله 22 بهمن 88 شروع حرکتی انقلابی برای ملت ایران به سوی ظهور
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٢٢
 

جانی نو در کالبد انقلاب اسلامی ایران دمیده شده و ملت ثابت کردند که به حق ملتی ولایی و شایسته ی زمینه سازی ظهورند


 
comment نظرات ()
 
 
پرچمهای سیاه سپاه خراسانی پرچمهایی به نشانه ی عزایی عمومی
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱٥
 

با توجه به اینکه رنگ سیاه در جامه ی ایرانی اسلامی نشانه ای برای اندوه و عذاداری است احتمالا قبل از قیام سید خراسانی _ایران در ماتم و عزا به سر می برد. و علت این عزا یکی از دلایل  قیام او می گردد لذا ابرانیان خشمگین با نماد و پرچمهای سیاه دست به قیام می زنند .


 
comment نظرات ()
 
 
چند خبر مهم
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢٦
 

*قوی تر شدن احتمال لغو حج

قاضی عسگر (سرپرست حجاج ) در مراسم تودیع خود گفت : فعلاً عمره متوقف است تلاش می‌کنیم تا مسیر را باز و از ظرفیت استفاده کنیم، امیدواریم مذاکرات نتیجه دهد.

*سیدحسن نصرالله: چهره منطقه را با هر جنگ آتی رژیم صهیونیستی تغییر خواهیم داد

 علمای یمنی در صنعا : آمریکا از یمن بیرون نرود ، بیرونش می کنیم

 به گزارش خبرگزاری ها، بیش از 150 تن از علمای یمن با امضای بیانیه ای، تاکید کردند: با هرگونه توافقنامه امنیتی، نظامی با طرف های خارجی مخالف بوده و آن را مغایر با دین و به ضرر منافع کشور می دانند.

    به گزارش ایسنا، علمای یمنی در بیانیه خود خاطر نشان کردند: در صورت هرگونه جنگ در کشورمان، دعوت به مقابله به مثل و جنگ متقابل خواهیم کرد.

* آمار کشته شدگان زلزله هائیتی هر روز بالاتر می رود . پیش بینی کارشناسان حاکی از کشته شدن بیش  از ١۵٠ هزار نفر است . بیماری ها , پس لرزه ها , و غارت و جنگ از عوامل خطرناکی است که مردم را تهدید می کند . 


 
comment نظرات ()
 
 
رهبرا با اشاره ای یاران دجال را در هم می شکنیم
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٩
 

دیده ام باز سر زلف نگاریست هنوز         قلب در پنجه ی آن باز شکاریست هنوز

او که خطی به رخ یار من اینک انداخت      مانده ام تا به کجا سر به تن اوست هنوز؟

زده آتش به همه دین و شرف در مستی   حکم اعدام برایش چو سزا نیست هنوز؟

مانده ام منتظر حکم لب یار عزیز          کین دل امت اسلام بهاریست هنوز

                                                                      سید محمد احسان قدمگاهی


 
comment نظرات ()
 
 
سومین پایگاه ارتش وهابی در تسخیر شیعیان الحوثی
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٩
 

نصر من الله و فتحا قریب

گویی این جنگ تا مرگ شاه وهابیون (عبدالله) ادامه یافته و پس از پیروزی های منطقه ای کنونی الحوثی با مختل شدن عربستان در انتخاب جانشینی عبدالله حمایت عربستان از صنعا برداشته شده و یمن در قیامی همه جانبه به دست مسلمانان حقیقی می افتد و در پی آشفتگی عربستان و ملحق شدن شیعیان آن به الحوثی  پیروزی بزرگ رخ داده و عربستان به دست رزمندگان اسلام خواهد افتاد.


 
comment نظرات ()
 
 
عاشورا قیامیست که همچنان می خروشد
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/۱٠/٤
 

شهادت جان گداز سیدالشهدا را بر رهبر معظم انقلاب و حضرت مهدی و مردم جهان تسلیت می گوییم. خونخواه حسین بیا و یزیدیان را در قهر خود بسوزان


 
comment نظرات ()
 
 
قسمت پایانی فرمایشات رهبر انقلاب در مراسم دیروز با طلاب
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٩/٢۳
 

بدانید جوانان عزیز! طلاب عزیز! فضلاى جوان! بدانید که این آیه‌ مبارکه: «فامّا الزّبد فیذهب جفاء و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»،*** 1 رعد: 17؛ «... اما کف بیرون افتاده از میان می‌رود، ولى آنچه به مردم سود می‌رساند، در زمین [باقى‌] می‌ماند...» *** امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و این را شما خواهید دید. به فضل الهى خواهید دید که «و امّا ما ینفع النّاس فیمکث فى الارض»، این بناى استوار که هندسه‌ آن الهى است، بناى آن هم با دست یک مرد الهى است، بقاء آن هم با اراده‌ این ملت عظیم و با ایمان این ملت عظیم است، استوار خواهد ماند و ان‌شاءاللَّه این درخت روزبه‌روز ریشه‌دارتر خواهد شد و خواهید دید که این مخالفان، این کسانى که با این بنا، با این حق و حقیقت مخالفت می‌کنند، «فیذهب جفاء»؛ اینها در مقابل چشم شما ان‌شاءاللَّه نابود خواهند بود.
امیدواریم خداوند متعال قلب مقدس ولى‌عصر را نسبت به همه‌ ما مهربان بفرماید و دعاى آن حضرت را شامل حال ما بفرماید و ارواح طیبه‌ شهدا و روح امام بزرگوار را ان‌شاءاللَّه از ما راضى کند.


 
comment نظرات ()
 
 
سید مقتدی صدر و موضوع گروه های مقاومت اسلامی
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٩/۱٦
 

پایگاه خبری الجوار عراق نوشت: دفتر اطلاع رسانی شهید صدر روز پنج شنبه گذشته پاسخ حجةالإسلام و المسلمین سید "مقتدی صدر" به استفتاء یکی از گروه‌های مقاومت اسلامی به نام "لواء الیوم الموعود" را منتشر کرد.

به گزارش شیعه آنلاین، متن این استفتاء شامل این موضوعات بود: مقاومت، مبارزان گروه‌های مقاومتی، ملت عراق، رسانه‌هایی که تبلیغ مقاومت را می‌کنند و غیره ...

خلاصه پاسخ حجةالإسلام و المسلمین سید "مقتدی صدر" به این استفتاء چنین بود: بسمه تعالی، سلام بر مجاهدین سرزمین عراق و رحمت و برکت خداوند بر آنان باد. و حمد و سپاس خداوند را که شما را در راه مبارزه علیه اشغالگران عراق پایدار کرد و سلام بر شهداء، مجروحان و اسیرانتان.

و اما بعد .. بنده یقین دارم که همگان بجز گروهی اندک، حامی و دوستدار مقاومت در عراق و غیر عراق علیه اشغالگران هستند تا سرزمین های اسلامی آزاد شود. مخالفان مقاومت از سه طریق با این کار مخالفت می‌ورزند: اولا فشار اسرائیلی آمریکایی انگلیسی که مثلث شوم هستند و لعنت خداوند بر آنان باد. دوما با پول و سلاح سعی می کنند مانع از مقاومت شوند. سوما آن دسته از افراد یا گروه‌هایی مغرض، منافق و مزدور دشمن که در میان ما هستند و شیطان در قلب آنان است و برای از بین رفتن یا بدنام کردن مقاومت تلاش می‌کنند.

این دسته همان‌هایی هستند که افراد بی‌گناه را مورد حمله قرار می‌دهند و به خانه، مغازه و ممتلکات مردم آسیب می‌رسانند. هدفشان بدنام کردن مجاهدین و گروه های مقاومت اسلامی است. آنها ترویج تروریست می‌کنند. شبکه های ماهواره ای زیادی هم وجود دارد که به گروه های مقاومت اسلامی حمله می‌کنند و هدفشان آسیب رساندن به آن است.

از همین رو بر ما مجاهدین واجب است که خود را در معرض شبه قرار ندهیم و در مسیر ضرر و آسیب دیدن قرار ندهیم تا به خودمان و ملتمان آسیب وارد نشود. همگان بدانند، وقتی ما مجاهد شدیم، هدفمان بر قراری صلح، امنیت و ثبات در سراسر عراق بود. گروه‌های مقاومت اسلامی در خدمت مردم هستند و برای در امان بودن مردم تلاش می‌کنند. ترس را در دل خود راه ندهید. سلاح خود را به روی هیچکس به جز اشغالگران نگیرید. بر فشارهایی که بر شما وارد می‌شود صبر کنید، همانگونه که پیامبران و اولیاءالله صبر کردند. خداوند همه شما را حفظ کند و تمام شما سپاسگذارم. خداوند به شما صبر دهد و شما را در مسیر جهاد و از جان باختگی حفظ کند.


14 ذیحجة 1430
مقتدی الصدر


 
comment نظرات ()
 
 
عید غدیر خم بر تمام بشریت مبارک باد
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٩/۱۳
 

روز کامل شدن دین اسلام بر رهبر معظم انقلاب اسلامی و  شهدا و مردم شریف ایران و عموم بشریت مبارک باد.


 
comment نظرات ()
 
 
زرتشتیان به شخصی به نام "سوشیانست" معتقدند که او عدالت را در جهان برقرار می کند
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٩/٥
 

بهمن یشت در ِ چهارم : دیوان ژولیده موی از خطه ی خراسان به ایرانشهر برسند و افراشته پرچم باشند * آن دیوان ژولیده موی، فریفتار (کسی که آنچه گوید را نکند) باشند * مهر پدر از پسر و برادر از برادر برود (همه از هم بری شوند) *محصول زمین کم شود و میوه تخم ندهد * در آن بدترین هنگام ، یک مرغ را از مردم دین دار بیشتر ارزش دهند (همه به دنبال غذا باشند) * در آن هنگام سخت ، پست ترین بندگان خدا به پادشاهی شهرهای ایران فراز روند * همه آزمند و ناسزا دین باشند * باد گرم و سرد زیاد بیاید *باران به هنگام خویش نبارد * سپندارمذ (فرشته ی نگهبان زمین) دهان باز کند و هرگونه گوهر و فلز مانند طلا و نقره پدیدار شود *پادشاهی ایران به قبایل ترک ، آتور (غیر تورانی) ، توپیذ (تبتی) چون اودرک (یکی از قبایل خزر) رسد * بسا مردم نابکاریها مانند غلامبارگی و نزدیکی با زنان بی نماز کنند و هوا پرستی انجام دهند * در این هنگام سخت ، شب از روز روشن تر شود * در ِ هفتم از بهمن یشت : ای سپیتامان زرتشت ! چون دیو ژولیده موی از تخمه ی خشم پدید آید ، نخست از خراسان پرچم سیاهی پیدا شود *نزدیک اروند رود (نزدیک عراق) سه کارزار کنند* آنچنان کارزاری کنند که هزار زن از پس مردی ببینند و بگریند * دشمنان خدا تباه شوند و شهرهای ایران دوباره آباد گردد.

 

می بینیم که به دقت مباحث زیر ذکر شده اند: حمله ی شوروی به ایران و در ادامه آمدن قحطی به ایران و سپس روی کار آمدن محمد رضا شاه ملعون و سپس اشاعه ی فحشا در ایران و بعد از آن پیروزی شکوهمند انقلاب که به خروج خراسانی و جنگ خراسانی با سفیانی در عراق و بیعت خراسانی با حضرت مهدی (عج) می انجامد. 


 
comment نظرات ()
 
 
عید قربان روز شکوه اسلام مبارک باد
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٩/٥
 

در حالی پرونده ی حج امسال بسته می گردد که تعداد حجاج کشورهای ایران و مصر و امارات و ...  به نصف کاهش یافت و تعطیلی حج به تعطیلی حج رمضان محدود گشت.


 
comment نظرات ()
 
 
نزدیکی پیروزی نهایی از زبان سید حسن نصرالله
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۸/٢۱
 

به گزارش فارس، "سید حسن نصرالله " در سخنرانی دیشب خود در مجتمع سید‌ الشهداء که به مناسبت روز شهید و روز شهادت "احمد قصیر " نخستین شهادت‌طلبی که در عملیات استشهادی به شهادت رسید، به موضوعات مختلف از جمله تهدیدات رژیم صهیونیستی علیه لبنان، روند به اصطلاح صلح خاورمیانه و درگیری‌های یمن و نیز تشکیل کابینه جدید این کشور پرداخت.

سید حسن نصرالله گفت: این روز، روز عظیمی برای ما است، روز بشارت، روز شکر و روز امید و‌ آرزوی پیروزی آتی است پیروزی که چیزی نمانده تا به فضل و برکت تمامی خونهای داده شده، تحقق یابد.


 
comment نظرات ()
 
 
حرام شدن حج با وجود خطر آنفولانزای خوکی
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۸/٦
 

آنفولانزا n1h1 به شدت در حال گسترش است و اگر به همین نحو ادامه پیدا کند بشر با بحران جدی رو برو خواهد شد . گرچه واکسن این بیماری تولید شده اما به تعداد کافی برای سپری کردن فصل سرما وجود ندارد و خطر در راه است .

در همین راستا آیت الله العظمی مکارم شیرازی چندی پیش در پاسخ به استفتاء سازمان حج و زیارت در مورد حج تمتع امسال و خطرات بیماری آنفلونزای خوکی که متوجه حجاج می شود گفت: اگر خطر آنفلوانزا جدی باشد نه تنها مانع استطاعات در حج می شود که ممکن است سفر حرام شود.


 
comment نظرات ()
 
 
رهبران ایران
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۸
 

در احادیث روایات زیادی درباره ی سیدخراسانی و سید حسنی (یا حسینی) ذکر شده ولی با گذشت زمان این مجموعه روایات با هم مخلوط گردیده است همانند برخی روایاتی که در باره ی دجال و سفیانی آمده  و گاهی خصوصیات دجال برای سفیانی ذکر شده است اما با تحقیق در روایات مربوط به سید خراسانی و حسنی یکی را زمینه ساز ظهور و دیگری را در زمان ظهور و قبل آن میابیم اما هر دو این افراد از رهبران ایران هستند به عنوان مثال روایتی در مورد سید خراسانی را نقل می کنیم:

جابر از امام باقر (ع) روایت می کند: ((یخرج شاب من بنی هاشم بکفه الیمنی خال و باتی من خراسان برایات سود  بین یدیه شعیب بن صالح یقاتل  اصحاب السفیانی فیهزهم))                          الملاحم و الفتن ص52 باب97

جوانمردی(یا جوانی)  از بنی هاشم از خراسان(ایران) قیام می کند که

 بر دست راستش خالی (یا  نشانه و خلل)  است که

 با یاران سفیانی می جنگد و آنها را شکست می دهد.

با توجه به این روایت سید خراسانی سیدی است از اهالی خراسان که رهبری ایران را به عهده دارد و با توجه به اینکه تقریبا تمام افراد بر روی دست راست خود خال دارند از عقل به دور است که منظور روایت از خالی در دست راست به عنوان یک ویژگی بارز در کنار سید و خراسانی و رهبر ایران بودن همان معنای لفظی خال باشد و بیشتر معنای نشانه ای در دست راست را می دهد.(مانند بسیاری از روایات مربوط به ظهور که با کنایه بیان شده اند)

اما در باره ی انقلاب ایران به رهبری حضرت امام خمینی وزمینه سازی این انقلاب برای ظهور روایاتی داریم که به یکی از آنها اشاره می کنیم:

در این باره از امام موسی کاظم (ع) نقل شده است که فرمود:<<مردی از قم (از اهالی قم؟)، مردم را به حق دعوت کند، افرادی پیرامون او گرد آیند که قلب هایشان همچون پاره های آهن استوار است. بادهای تند حوادث آنان را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خدا است و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است.>>


 
comment نظرات ()
 
 
شهادت امام صادق
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۱
 

شهادت حضرت صادق (علیه السلام)  معلم بزرگ بشریت و خورشید تابان شیعه تسلیت باد .

 


 
comment نظرات ()
 
 
زمینه سازی کنیم
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٧
 

توصیه روایات و علمای دین که در  احادیث جستجو کرده اند  به ما  این است که :

هرچه می توانیم باید در زمینه سازی و آماده کردن اذهان مردم نسبت به ظهور آقا امام زمان بکوشیم و ما وظیفه داریم مردم را و خودمان را دعوت کنیم به تقوی و بکوشیم در شناخت واقعی دوران ظهور و بدانیم آنچه را لازم است بدانیم و بپرهیزیم از آنچه نباید انجام دهیم .

ما خود را محتاج توصیه های شما می دانیم . لطف می کنید اگر به ما تذکره می دهید و زنهار می دهید .

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
شیطان هم به تکاپو افتاده
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٥/٢۸
 

در جستجوها و کاوشی که در آثار منتشر شده  بالاخص مستندهای تصویری در باره آخرالزمان داشتیم  مشاهده شد که تولیدات غربی ها در این زمینه (مخصوصا امسال) بسیار چشمگیر است . آنها معترف می شوند که این دوران همان دورانی است که در کتبی چون کتاب نستراداموس و کتب عهد عتیق و جدید(بخصوص مکاشفات یوحنا) و تاریخ نجومی مایاها و ... وعده داده شده است . و به طور هماهنگ سعی بر این دارند که اینگونه القا کنند که مهدی ضد مسیح است و برای مبارزه با بشریت ظهور می کند .

اما این قوم شیطانی نمی توانند با حضرت مهدی  (عج) که مسیح (ع) نیز از یاران اوست دلیلی داشته باشند و جلوی او بایستند.

  و شیطان بداند که نمی تواند در مقابل  خواسته خدا  بایستد . 


 
comment نظرات ()
 
 
اوصیکم بتقوی الله
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٦
 

توصیه میکنیم اول به خودمان و بعد به شما عزیزان که :

 در تقوی الهی بکوشیم و سعی در سبقت گرفتن از خوبان در خوبی ها باشیم . در همه محافل یاد خدا کنیم  . محبت را از یکدیگر دریغ نکنیم . کینه نورزیم  . شجاع باشیم و از یاد خدا  در آن مکان هایی که نمی خواهند ذکر دین برود نهراسیم  . زندگی مان را  به شیوه زندگی پیامبر اکرم(ص) نز دیک کنیم . همدیگر را به دینداری تشویق کنیم .  از خدا بترسیم و آنچه را که نمی دانیم نگوییم . یک لحظه  در محفل غیبت از دیگران نمانیم  .  و به دیگران توصیه کنیم آنچه خدا به ما  توصیه کرده   


 
comment نظرات ()
 
 
تقوی الهی را سر لوحه کار قرار دهیم
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٩
 

 

از امر به معروف و نهی از منکر غافل نشویم !

 این روزها متاسفانه این واجب الهی فراموش شده است . اکثر مردم پیش خود        می گویند { به ما چه ارتباطی دارد بگذار هرکاری می خواهند بکنند }

به یاد بیاوریم  توصیه های پیامبر اکرم (ص) را فراموش نکنیم عمل علی (ع) را . نگوییم هرکسی مسئول کار خودش است  اگر کشتی را سوراخ کنند  همه  غرق می شوِِند .

حسین بن علی (ع) را الگو قرار دهیم . 

بعضی می گویند ما خود  بدیم پس نمی توانیم دیگران را از بدی نهی کنیم . در جواب باید گفت : در خوبی ها بکوش ! همین مقدار که خود خوب باشیم  بزرگترین گام را در امر به معروف و نهی از منکر برداشته ایم  . از نزدیکانمان  شروع کنیم و در این راه بهایی  به خجالت و ترس  ندهیم .

امر به معروف و نهی از منکر واجب است . این واجب را فراموش نکنیم .     

  


 
comment نظرات ()
 
 
حج
نویسنده : سید محمد احسان قدمگاهی - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/٩
 

پیش بینی می کنیم حج تمتع امسال لغو گردد.

با توجه به شیوع آنفولانزای n1 h1 مسئولان کشورهای اسلامی به فکر لغو حج امسال افتاده اند.


 
comment نظرات ()